شیرینی‌ پزان شهوتناک

تاریک | روشن

اسمم حامد ۳۰ سالمه این داستان مال سال ۸۶ من تا قبل از سربازی رابطه نداشتم اولین رابطم بود با مریم ، مریم بیوه شوهرش به علت قند خون فوت کرده بود من و مریم تو یه کارگاه قنادی کار میکردیم مریم متولد ۶۵ بود منم متولد ۶۳ ، مریم سینه هاش ۷۵ بود پوستی سفید داشت،مو ها مشکی و چشم قهوه ای زمانی که مریم اومد سرکار تازه شوهرش فوت کرده خیلی تو خودش بود منم نمیدونستم که ازدواج کرده یه بار ، بالاخره یه جورایی بهش نزدیک شدم و خیلی با هم راحت بودیم ، یه روز موقع ناهار که اون مسعول گرم کردن غذاها بود رفتم پیشش بغلم کرد و بوسید منم بد جور شهوتی شدم چسبیدم بهش از رو شلوار و اونم از رو شلوار لای پاش عقب جلو میکردم تا ارضا شدم و رفتم خودم رو تو دستشویی شستم اولین بار بود بدون جلق ارضا میشدم این موضوع رابطه ما رو بهم باز کرد
 
یه روز هماهنگ کردیم با که تو کارگاه سکس کنیم کلید کارگاه دست مریم بود چون خونشون نزدیک بود زودتر میومد ، ما به بهانه اضافه کاری گاهی زودتر میومدیم یا دیرتر میرفتیم، خلاصه روز قرار جمعه بود کارگاه تعطیل بود من و اون به بهانه اضافه کاری اومدیم ، اون زودتر رفته بود وقتی من رسیدم پیشش بوسیدمش و بغلش کردم و رو پام نشوندمش و یه خورده مالیدمش کم کم هر دو تحریک شدیم اول من لخت شدم چون واقعا بلد نبودم چه کنم بعد خودم سریع لختش کردم مریم رو ، وای مریم یه شورت و سوتین قرمز توری پوشیده بود داشتم دیوونه میشدم من کس لیسی رو دوست دارم و واسه تمام دوست دخترام انجام دادم،شروع کردم به خوردن و مکیدن مریم اووف جون آه آی بخورش حامد آه جان وای حامد کیرت رو میخوام منم چون میدونستم هم دست بزنه آبم میاد چون بار اولم بود ندادم دستش بعد کس لیسی افتادم به جون سینه هاش سفید سفید با نوک قرمز خودش واسم سر سینش رو عسل میمالید میداد دهنم خیلی خوردنش حال میداد وای میگن هیچ عشقی عشق اول نمیشه هیچ سکسیم سکس اول نمیشه
 
سینه هاش اصلا شل نبود سفت سفت دو دستی میگرفتم میمکیدم جون وای چه لذتی داشت همینطور میخوردم که مریم گفت اومدی فقط من رو بخوری به ما نمیدی گفتم لبم رو بخور خندید و گفت اونم به وقتش اما الان کیر میخوام بالاخره چرخیدم سمتش کیرم رو گذاشتم دم دهنش و خودمم افتادم به جون کسش با اینکه بیوه اما کس تاپی داشت دور کسش صورتی و محشر خیلی حال میداد خلاصه هردو شروع کردیم به خوردن و مکیدن مریم قربون صدقم میشد و منم قربون صدقه اون میشدم دیگه مریم رسیده بود به اوج که گفت بسه دیگه بکن توش کسم ۱ سال از کیر محرومه منم با ترس و دلهره دادم توش که گفت نترس من که پرده ندارم بکن توش منم دادم تو عقب جلو میکردم اما انگار بلد نبودم که مریم گفت خودم عقب جلو میکنم اومد نشست رو کیرم خودش رو بالا پایین میکرد سینه هاش تو دستم بود جان آه چه حرکت قشنگی داره سینه هاش با بالا پایین کردناش صدای آه و اوهش وجوون چه کیری فضا رو برداشته بود دیگه داشت ارضا میشد که سرعتش رو بیشتر کرد و یه جیغ خفیف کشید و روم خوابید و من هنوز ارضا نشده بودم و تازه ۲ ساعت بود کارگاه بودیم و ۳ ساعت دیگه مونده …
 
حامد قناد

1 دیدگاه دربارهٔ «شیرینی‌ پزان شهوتناک»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

16 + 6 =