زمانی که زندگی منو مامانم سکسی شد

تاریک | روشن

اسمم امید 22 سالمه قدم 180 و کیر خیلی کلفتی دارم ،مامانم لیلا با قد 170 وبدنی ورزیده بخاطر اینکه مربی رقصه با سینه های نسبتا بزرگ وسفت حدود 3 ماه پیش پدرم فوت کردو ما تنها شدیم بعد از چهلم بابام مامانم کلی شاگرد داشت دیدم دیگه به کارش ادامه نمیده یه روز گفتم مامان چرا دیگه شاگردات نمیان واسه تمرین گفت دیگه حالو حوصله ندارم تا اینکه بعد از کلی صحبت دیدم داره افسردگی میگره تصمیم گرفتم ببرمش یه سفر تا روحیش عوض شه ،قرار شد ببرمش مالزی بلیط گرفتمو تو یه هتل مجللم واسه 10شب یه اتاق رزرو کردم خلاصه ما رفتیم تا روز سوم که اصلا به سکس با مامانم تا اون روز تو زندگیم فکر نکرده بودم روز چهارم رفته بودیم تو یه پاساژ واسه خرید از پیش یه لباس خواب فروشی رد شدیم که مامانم یه ان یه لباس خواب ساتنی که تو ویترین بود نظرشو جلب کرده بود منم دیدم عجب لباس خوابی پیش خودم گفتم بعدا بیام واسه دوست دخترم یکی بخرم بعد به مامانم گفتم مامان خیلی قشنگه مامانم گفت شیطون چشاتو درویش کن منم گفتم مامان اگه میخوای یکی بخر مامانمم بدش نمیومد بخره ولی چون دیگه تنها شده بود اون لباس واسش هیچ خواصی نداشت که گفت نه بریم لازم ندارم
 
خلاصه من تمام هواسم از اون لحظه رفت پیش مامانم که بد جور به فکر فورو رفته بود و تا شب چرخیدیمو رفتیم هتل بعد از شام به مامانم گفتم مامان این چند روز اینجا بودیم دیسکو هتل نرفتیم میدونم حال و حوصله نداری با فکر کردنم چیزی درست نمیشه بیا بریم دیسکو هتل یه مقداری با هم برقصیم گفت باشه ،مامانم اون روز یه کت دامن مجلسی که دامنش تا سر زانوش بود تنش بودو با هم رفتیم تو دیسکو نشتیم مقداری مشروب خوردیم بعد یه ان دیدم مامانم درخواست مشروب زیادتری کرد تا اینکه هی ادامه دادو از چشماش اشک سرازیر شد منم با دستم اشکشو پاک کردم گفتم مامان اومدی با گریه باهام برقصی دستشو گرفتم رفتیم قاطی جمعیت و اهنگ ملایمی گذاشته بودن منم یه دستمو انداختم دور کمر مامانمو یه 15 دقیقه ای میرقصیدیم که تو تاریکی اون فضا من چندتا بوس از لپ مامانم کردمو بدنمون دیگه کاملا به هم چسبیده بود صورتمو بردم یه لحظه که دوباره صورت مامانمو بوس کنم یه حس سکسی تو وجودم اومدو کیرم تو شلوار لیم داشت راست میشد لبمو چسبوندم به لبای مامانم مامانمم با خوردن زیاد مشروب حال طبیعی نداشت دیگه اونم شروع کرد لبامو میخورد منم دستمو کم کم اوردم پایینترو باسنشو از پشت میمالیدم بدنمم کاملا چسبونده بودم به بدنشو یه 8 باری دوباره از هم لب گرفتیمو منم مالش باسن مامانمو با فشار بیشتر ادامه دادم تا اینکه دیگه مادرم کاملا مست شده بودو منم دیدم خودمم حشریم گفتم اگه بتونم امشب با مامانم سکس کنم دیگه همیشه میتونم راحت باهاش باشمو اونم از تنهایی سکسی در میاد
 
خلاصه دستشو گرفتم رفتیم تو اتاق مامانم زیاد حال طبیعی نداشت منم کیرم شق شق دیدم رفت با همون لباسا خوابید رو تختو من گفتم مامان پاشو لباساتو عوض کن گفت راحتم بعد منم دیدم فرصت مناسبی ولی اگه مامانم نخواد یا دوست نداشته باشه سکس کنه با پسرش رابطمون از مادر پسری در بیادو همیشه باهام قهر کنه و هزار فکر دیگه منم لباسامو در اوردم با شورت تنگم که کیرم داشت جرش میداد همون کنار مامانم رو تخت دراز کشیدمو با کیرم ور میرفتم مامانمم چشاش کاملا بسته بود بعد از چند دقیقه ای بس که حشری شده بودم مامانم طاق باز خوابیده بود منم بی اختیار از رو کتش مقداری سینه هاشو لمس کردم یکی از دکمه های کتشم باز کردم دستمو بردم تو کتش واااااااااااااااااییییییییییییییییی جووووووووووووووووووووووووووون یه سوتین مشکی ساتن بسته بود وقتی دستم خورد به سوتین شهوتم بیشتر شدو با یه دستمم کیرمو میما لیدم همینجوری تو حالت مستی شورتمو دادم پایینو بقیه دکمه های مامانمم باز کردمو سینه هاشو از روی سوتین میمالیدم کت مامانمم جنسش از حریر بود و نرم کتشم از جلو باز شده بود ،جلوی کتش افتاده بود زیره کیرم منم داشتم با یه دستم جق میزدمو با یه دستمم سینه مامانمو می مالیدم تا اینکه ابم اومد ریخته بود رو کت مامانم منم همون جورلخت بخاطر مستی زیاد خوابم برده بود ،صبح وقتی چشامو باز کردم فهمیدم که دیشب چیکار کردم دیدم یه پتو مامانم کشیده روموخودشم حموم رفته در همون حین دیدم داره میاد بیرون منم خودمو زدم به خواب بعد مامانم اومد بیرون من دیگه چیزی نفهمیدم ولی داشت لباس میپوشید بعد صدای تلفن اومد که داشت زنگ میزد تا صبحونه رو برامون بیارن
 
تو اتاق بعد از تمام شدن حرفاش اومد نشست کنارم گفت امید جان پاشو دیگه بعد از چند دفعه صدا کردن منم دیدم که صد در صد از همه چی باخبره و ناراحت نیست خودمو از الکی که مثلا خوابم گفت چیه مامان بزار بخوابم گفت چشاتو باز کن منم کم کم چشامو باز کردم گفتم سلام دیدم یه لباس راحتی سفید تو خونه ای یه سره تنشه بدون سوتین گفت سلام پسرم تو دیشب با مامانت چیکار کردی من وقتی شنیدم داشتم از خجالت میمردم ساکت شدمو پتو رو کشیدم سرم با گفتن و تکرار غلط کردمو معذرت میخوام مامان دست خودم نبود مست بودم ببخشید میخواستم اظهار پشیمونی کنم که مامانم از رو پتو شروع کرد سینه هامو ملیدو شکممو میگفت عیب نداره پاشو خجالت نکش اگه دوست داری پاشو برو حموم گفتم صبحونه بیارن برامون منم گفتم مامان خجالت میکشم ازت چشاتو بند من برم حموم گفت باشه چشاشو بستو من رفتم حموم ولی دیگه میدونستم که مامانم یا دلش میخواد یا نمیخواد من خجالت بکشم ولی تو حموم بد جور کیرم راست شده بود که در اتاقو زدنو صبحونه رو اوردن بعد من داشتم زیر دوش با کیرم ور میرفتم که مامانم درو زد گفت زود باش دیگه منم بی خیال کیر راست شدمو خودمو شستم اومدم حوله رو انداختم دورم بیرونو سرمم انداختم از خجالتی پایین مامانم اومد جلو بغلم کرد گفت امید دووست دارم منو سفت بغلم کردو منم گفتم مامان منم دوست دارم که حوله از بدنم افتاد رو زمینو کیر راستم چسبید به شکم مامانم گفت اووووووووووه خودتو جم کن منم لبامو گذاشتم رو لباشو شروع کردم خوردن با دستمم کون مامانمو میمالیدم مامان گفت امید داره شکممو سوراخ میکنه خیلی گندس منم گفتم اخ جووووووووون مامانم ،مامانم از این ببه بعد زنم میشی خندید گفت به یه شرط گفتم چه شرطی گفت تا ارضا شدی بی خیال من نشی دیشب تا صبح منو حشری گذاشتی بعد منم لباس مامانمو از پایین داد بالا در اوردم وااااااااااااااایییییی مامانم نه شورت پاش بود نه سوتین بسته بود گفتم مامان جووووووووووووووووووووووووووووووووووووون چه سینه هایی داری گفت پسرم همش واسه تو بخورو مامانتو بکن مامانت از دیشب تا حالا حشریه گفتم مامان از این به بعد هرروز میکنمت تا هیچ وقت حشری نمونی گفت اخ جوووووووووووووووووووووووووون جرم بده پسرم با این کیر کلفتت
 
منم مامانمو بلند کردم گذاشتم رو تختو خودمم نشستم وسط پاهاش یه دست کشیدم به کسش گفت واااااااااااااااااااااااااااااااااااای امید کسمو بخور منم دهنمو گذاشتم رو کسشو با زبونم چوچولشو لیس میزدم خیسه خیس بود بعدبا دستامم سینه هاشو میمالیدم مامانمم با دستاش هم سر منو میمالید هم گاهی دستاشو میذاشت رو دستای من میخواست خودشم سینه هاشو بماله هی میگفت جوووووووووووووووووون قربون کیر کلفت پسرم برم که الان میخواد مامانشو کنه منم بعد از چند دقیقه خوردن کس مامانم بلند شدم به مامانم گفتم مامان وااااااااااااااااای قربون کست برم جوووووووووووون چقدر خوشمزهستگفت اخ جوووووووووووووووووووووووون امید از این به بعد کسم فقط ماله پسرمه منم فتم مامان جوووووووووووونم سینه هاتو بچسبون به هم کیر پسرت بره لای سینه هات گفت جووووووووووووووووووووووووون امید داری مامانتو دیونه میکنی بعد سینه هاشو چسبوند به همو منم کیرمو گذاشتم لای سینه های مامانمم بعد از جند لحظه گت امید بخواب میخوام کیرتو بخورم بعد من دراز کشیدم مامانم بلند شدنشست وسط پاهام با یه ولع خاص و حشری کننده شروع کرد به خوردن خایه هامو با دستشم کیرمو میمالید ،اخ جووووووووووووووووووووووووووووووون مامان بکنش تا ته تو دهنت بعد با زبونش از پایین کیرمو لیس میزد تا نوک منم گفتم وااااااااااااای مامان امروز بهترین سکس زندگیمو برام به خاطره گذاشتی جووووووووووووووووووووووووووووووووون مامان بشین رو کیرم بسه ابم میادا بعد مامان گفت امید مامانت میخواد بشینه رو کیرت منم گفتم اخ جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون مامان جووووونم عزیزه دلم بشین تا پسرت کستو با کیرش لمس کنه
 
بعد مامانم بلند شد و کسشو گذاشت رو نوک کیرم کیرم لیز خورد رفت تو کسش واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای مامان چقدر داغ کست مامانمم میگفت اخ جوووووووووووووووون امید چقدر کیرت کلفته دارم جر میخورم بعد منم با دستام سینه هاشو میمالیدم گفتم مامان میشه وقتی ابم اومد بریزم تو کس مامان جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم گفت اره پسرم از این به بعد تو شوهرمی هر کاری میخوای بکن من لوله هامو بستم حاملهه نمیشمو میگفت تند تند جونوووووووووووووووووووووووووووووووو حرکتاش هی سریع تر میشد بعد کفت امید اگه دیر میشی بیا از کون بکن این سوراخ کونم کیر میخواد بعد گفتم مامان جووووووووووووووووووووووووووووون پس بزار کیرمو از کست در بیارمو بزارم تو سوراخت بعد مامانم بلند شد منم کیرمو در اوردم مامانم دولا شد منم یه خورده کرم زدم به سوراخ کون مامانم با کیر خودم گذاشتم رو سوراخ کونش اول کمی فشار دادم بعد راحت رفت تو مامان گفت وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای امید خیلی حال میده پسرم سینه های مامانتم بمال بعد منم دستمو بردم جلو مامانمو سینه هاشو میمالیدمو جووووون داشتم دیونه میشدم داشت ابم میومد که گفتم ممامان داره ابم میاد دوست دارم واسه اولین بار ابمو تو کست خالی کنم گفت باشه پسرم کیرتو یواش در بیار خیلی کلفت شده داره کونمو جر میده بعد من کیرمو در اوردم مامانم دراز کشیدو منم روش دراز کشیدم مامانم با دستش کیرمو گرفتو گذاشت رو کسش لیز خورد رفت تو کسش گفت اخ جوووووووووووووووووووووون خیلی کلفته جووووووووووووووووون بکب مامانتو ابتو بریز تو کس مامانت دارم میشم منم ابم اومدو همه ابمو ریختم تو کس مامانم اخ جووووووووووووون مامان الان کست پر شده از اب کیر پسرت مامان گفت جووووووووون امید کیرتو بیار بزار دهنم میخوام ابتو با اب کس خودمو بخورم منم کیرمو از کس مامانم در اورد گذاشتم تو دهنشو اونم شوع کرد خوردنو بعد گفت امید جونم از این به بعد باید قول بدی هر روز منو بکنی خلاصه منو مامانم از اون روز به بعد هر روزو هر شب با هم در کنار هم بهترین سکسو داریم.
 
امید

26 دیدگاه دربارهٔ «زمانی که زندگی منو مامانم سکسی شد»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

16 + هشت =