ایستگاه شهوت

تاریک | روشن

سلام
رضا هستم
امیدوارم خوشتان بیاد و این اتفاقق قشنگ برای هر کدومتون بیافته
بدیم سر اصل اتفاق قشنگی که مدتها منتظرش بودم و برای من افتاد تا براتون تعریف کنم:
هر روز صبح پیاده میرم مترو
همیشه از ایستگاه ترمینال جنوب سوار خط تجریش میشم و ایستگاه حقانی پیاده میشم
میرم شرکت و آغاز کار روزانه
این روال هر روز کاری من هستش
مترو هم که همیشه شلوغ شلوغ
بیشتر وقتا اینقدر شلوغ میشه که همه بهم مالیده میشن و هزار جور اتفاق بد و خوب می افته
مدتی میشه که حس عجیبی به من دست داده و دست بردار هم نیست یا شاید بگم خودم نمیخوام که بیخیال بشم
حس خوبیه
حس شهوت و سکس
روح و روانم رو آروم و شاد میکنه
بطور خیلی فوقالعاده ای حس جنسیم ارضا میشه

 

تووی مترو وقتی پشتم کسی ایستاده
کونم رو بطور خیلی آروم می مالم به کیر طرف
یا یه دستش
بهرحال یه جوری که حالم خوب میشه
نمیدونم و نمیخوام هم بدونم که آیا طرف متوجه میشه یا نه…
فقط تووی اون لحظات حس خودم برام مهم هست و بس
گاهی چنان حس خوبی میگیرم که دلم میخواد همون لحظه و هنونجا زیپ شلوار طرف رو بکشم پایین و دست بکنم تووی شورتش و کیرش رو بگیرم دستم و لذت ببرم
تا اینکه چند روز پیش اتفاقی که مدتها دنبالش بودم افتاد
عصر ساعت شیش بود
ایستگاه دروازه دولت بود
مترو خیلی شلوغ شده بود
حس کردم کونم به یه کسی چسبیده
خیلی آروم کونم رو به سمتش فشار دادم
خوب چسبیدم بهش

 

البته جایی هم نبود که طرف بخواد عقب تر بره تا جا برای من باز بشه
همینطور خودم رو بیشتر و بیشتر بهش مالیدم
خیلی خوب بود
حس کردم کیرش داره سفت میشه
فشار رو بیشتر کردم
انگار قلبم رفته بود توی کونم و ضربان قلبم رو اونجا حس میکردم
کیرش خیلی سفت شده بود
منم خوب حسش میکردم
کونم رو بهش میمالبدم و میمالیدم
حس کردم که طرف متوجه شده و مشکلی نداره و بعبارتی خوشش هم آمده
ابن بود که خواستم مطمئن بشم که آیا اونم میخواد ادامه بدم یا نه !!!؟؟؟
علیرغم میل باطنی خودم خیلی آروم ازش کمی فاصله گرفتم
اما بلافاصله اومد جلوتر و باز خودش رو چسباند به کونم
خیالم راحت شد که دلش میخواد ادامه بدم
این بود که باز خودم رو چسباندم بهش و اینبار بدون خجالت و ترس خودم رو میمالیدم بهش
اونم خیلی خوب با کیرش من رو همراهی میکرد
حس کردم دستش رو داره میماله به کونم
از جسارت و همراهیش خوشم اومد
دستم رو بردم عقب
یواش کیرش رو مالیدم
بیشتر و بیشتر مالیدم

 

اونم بیشتر خودش رو میداد جلو تا بهتر کیرش رو در دستم حس کنم
بی مقدمه گفت شما کجا پیاده میشی !؟ من ایستگاه علی آباد پیاده میشم
فهمیدم داره بهم اشاره میکنه که اونجا پیاده شو
نمیدونم چرا فکر کردم اگه باهاش برم خوبه
خندیدم و گفتم منم همونجا پیاده میشم
خندید و گفت پس مسیرمان یکیه
من خندیدم و گفتم چقدر خوب که مسیرمون یکیه
بعد با دستش کونم رو محکم فشار داد و خودش رو خوب و بیشتر بهم چسباند
انگار دیگه خیال هر دو مون راحت شده بود
بلاخره رسیدیم ایستگاه موعود (علی آباد)
قلبم هزارتا میزد
پاهام می لرزید
اما حسم خوب بود

 

حس جنسی و شهوت خوبی به من دست داده بود
پیاده شدیم
تازه اولین بار تونستم نگاهش کنم
قد و قواره نسبتا” خوبی داشت
همینطور که آروم آروم از ایستگاه بیرون می رفتیم..
گفت اسمم حمید هستش
منم سریع گفتم رضا هستم
پرسید بچه کجایی و خودش ادامه داد گفت اینجا محله مونه
گفتم خونمون اسلامشهر
همیشه ایستگاه ترمینال جنوب پیاده میشم و با اتوبوس میرم اسلامشهر
گفت پس چرا اونجا پیاده نشدی !؟
همچین بگی نگی شل شدم و حالم گرفته شد
گفتم فکر کردم میخواستی من باهات بیام اینجا و کارم داری !!؟؟
گفت اتفاقا” درست فکر کردی
یه کار خوب
بعدش هم میبرم میرسونمت
چطوره !؟
گفتم ممنون خودم میرم

 

گفت تو شروع کردی پس منم تمامش میکنم
گفتم یعنی چی !؟
گفت ناراحت نمیشی که دعوتت کنم خونمون
پدر و مادرم پیر هستن و کاری به کارم من ندارن
اما مشکلی نیست
میریم طبقه بالا
نمیدونم چرا اما کاملا” راضی بودم و کمی تعارف الکی قبول کردم
گفت فقط رسیدیم یه طوری رفتار کن انگار خیلی وقته همدیگر رو میشناسیم و چند وقته همکار شدیم
اومدی مدارک شرکت رو که پیش منه بگیری
گفتم باشه
اما نگرانم و کمی میترسم
گفت ترس رو دو نفری توی مترو کشتیم
خیلی از حرف زدنش خوشم اومد
یه جوری انگار هوام رو داشت و مواظبم بود
حس خوبی بهم میداد
رسیدیم نزدیک یه ساندویچی
گفت شما چی میخوری
گفتم هیچی
اگه مدارک رو بدی زود میرم
خندید

 

گفت مدارک رو توی مترو دیدی
پس باید بریم خونه تا اونجا مدارک رو کامل بهت بدم بعد بری
ساندویچ سفارش داد
ساندویچ ها رو گرفت و راه افتادیم
گفتم خونه تون دوره ؟
گفت کوچه بعدی وسطای کوچه خونمون اونجاست
رسیدیم خونه
رفتیم داخل
پدرش دراز کشیده بود و یه پتو روش بود و تلویزیون نگاه میکرد
گفت پدرم دیالیز میشه بخاطر همین همیشه بیحاله
مادرش رو ندیدم
به پدرش گفت همکارمه
آقا رضا

 

سریع سلام دادم و کمی تعارف بازی و از اینجور حرفها
گفت برم مادرم رو ببینم چکاره س
زود میام
بلند بلند مادرش رو صدا زد
از اون ته خونه یه خانم پیر کشون کشون اومد جلو
سلام علیک کردیم و معارفه و فلان
الکی گفتم حمید جان دیرم شده مدارک رو زود بده برم
گفت تا مدارک رو بهت نشون بدم و توضیح بدم چایی آماده میشه و میخوریم و میبرم میرسونمت
رفتیم بالا
یه پذیرایی بزرگ بود که دور تا دورش پشتی چیده بودن و دو سه تافرش دستباف قدیمی کف اتاق
در یه اتاق رو باز کرد
وسط اتاق رختخواب پهن بود
کمی اتاق بهم ریخته بود
نشستم

 

گفت ببخشید که این جوریه
گفتم من از تو بدترم
اومد جلو گفت خجالتی شدی ؟
گفتم خب چی بگم
گفت هیچی نگو و شروع کن که کلی کار داریم
کاپشن رو در آوردم
انداختم کنار
اونم شلوارش رو در آورد
کیر زیر شورتش خوب ورم کرده بود
قشنگ به چشمم اومد
اومد جلو
دستم رو بردم جلو کیرش رو گرفتم
داغ بود
معلوم بود حشری شده
درش آوردم
محشر بود

 

برای اولین بار یه کیر بجز کیر خودم رو دستم گرفتم
کمی مالیدم
اونم هی با کونم ور میرفت
تا گفت شروع نمیکنی
کیرش رو بوسیدم
یه وای گفت
چند بار کیرش رو بوسیدم کمی هم با لبام خیسش کردم
کم کم شروع کردم خوردن
داغ بود و حصری
سرم رو گرفت و کم کم کیرش رو فشار میداد توی دهنم
دیگه تا ته کیرش رو توی ذهنم جا میدادم
خیلی خوب بود
لذت میبردم و میلرزیدم
گفت مگه دفعه اولته
گفتم آره
قشنگ معلوم بود که حرفم رو باور نکرد
با انگشتش داشت سوراخ کونم رو نوازش میکرد
و میمالیدم

 

گفتم کیرت رو می گذاری لای پاهام و میمالی به سوراخم
کمی همینطوری مالید و با کیرش مالید
سعی کرد فرو کنه اما نمیشد
گفت چقدر سفتی
گفتم که اولین باره
خیلی خوشحال شد
گفتم اگه کرم داری کمی کیرت و سوراخ رو چرب کنیم
توی حمام وازلین دارم که میزنم به پاشنه پام
میشه اونو بزنیم
گفتم بهتر
رفت آورد
مالیدم و کیرش رو حسابی چرب کردم
طوری که برق میزد
اونم کونم رو چرب کرد
کم کم شروع کرد فشار دادن
خیلی زورکی سر کیرش رو حس کردم وارد کونم شد
کم کم درد شروع میشد

 

فکر نمی کردم اینطوری دردم بگیره اما درد داشتم
بیشتر فشار میداد و منم بیشتر دردم می گرفت
گفتم تا تهش رو بکن توو
حشری شده بود
و فقط فشار میداد
درد داشتم اما حس خوب شهوتم بیشتر بود
وقتی تلمبه میزد تقریبا” همه کیرش رو حس میکردم
خیلی عالی بود
یدفعه گفت داره آبم میاد
گفتم تا ته فشار بده و نگهدار تا همه آبت خالی بشه خودش
چند ثانیه بعد آبش اومد
خیلی عالی بود
کم کم کیرش که داشت شل میشد آروم آروم از تووی کونم اومد بیرون
رفتیم حمام خودمون رو شستیم
گفت کیرم کمی خونی شده !؟
گفتم بله
چون بنده رو پاره کرده
خندیدیم

 

اومدیم چایی خوردیم و راه افتادیم
نزدیک چهاردانگه یه دفع حس کردم داره از کونم آب بیرون میاد
گفتم حمید آبت داره بیرون میاد
کلی خندید
رسیدیم میدون نماز
گفت یه چیزی بگم ناراحت نمیشی!؟
گفتم نمیدونم اما بگو ببینم
گفت کیرم باز بلند شده
میخوام برام ساک بزنی
راستش بدم نیامد
اما میدون نماز شلوغ بود
نمی‌شد
رفتیم جاده واوان
کشید کنار
کمی صندلی رو داد عقب
منم شروع کردم ساک زدن
سرم رو نوازش میکرد
فشار میداد که کیرش تا ته گلوم میرفت
گفت الان آبم میاد که از ذهنم درش آوردم
شلوارش و صندلی خیس شد
گفت چرا نخوردی
گفتم ترسیدم

 

کمی تمیزش کردیم و #منو برد #خونه #رسوند
و موقع خداحافظی گفت
چند تا مدارک دیگه هم داریم باید بیایی ببریشون
میایی ؟
#گفتم حتما” #میام
و امروز میخوام برم و #مدارک جدیدی رو از #حمید #بگیرم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *