مادر و دخترا

روی تخت دراز کشيده بودم و رعنا داشت خيلی آروم برام ساک ميزد و از طرفی هم داشتم آرايش کردن ميترا رو نگاه ميکردم که خودشو برای سکس آماده ميکرد. نگار هم از طرف ديگه تو بغلم دراز کشيده بود و با موهای سينه ام بازی ميکرد. رعنا و نگار دخترای ميترا بودن . ميترا […]

مادر و دخترا بیشتر بخوانید »

بانوی نجات بخش

میخواستم خاطره ای رو تعریف کنم که مربوط میشه به 8سال قبل تو کرج.این اتفاق مسیر زندگی منو عوض کرد و باعث شد امروز بشم سرپرست برق یک شرکت بزرگ.اگر اون اتفاق نمی افتاد الان یا توی جوب بودم یا مرده بودم. داستان مربوط میشه به یه روز سرد زمستان که از گرسنگی و بی

بانوی نجات بخش بیشتر بخوانید »

کیرم بدشانسی آورد

معمولا ما جمعه ها میایم محل، آخه فامیلامون اینجان اونروز هم من چون امتحان سنجش داشتم بعداز ظهر اومدم و مستقیم رفتم خونه داییم. زنگ زدم دخترداییم درو باز کرد و رفتم تو؛دیدم رو پله ها کفشی نیست بهش گفتم مادرم اینا اینجا نیومدن؟ گفت نه نیومدن؛ گفتم خونه کی هست؟ گفتش مامان حمومه بابا

کیرم بدشانسی آورد بیشتر بخوانید »

داغ عشق

شاید خیلی دیر فهمیدیم که چقدر همدیگه رو دوست داریم……… سه سال بود که دانشگاه میرفتم ، از همون اول که الهام رو دیدم لرزش قلبم رو حس کردم، دختری که همیشه آرزوی رسیدن به اون رو داشتم، اما یه حس ترس همیشه من رو از الهام دور نگه مداشت، میخاستم همیشه بتونم تو چشای

داغ عشق بیشتر بخوانید »

قلیون میوه ای

من اسمم یاسره و 18 سالمه.من یه دخترخاله دارم که اسمش پرستوه،24 سالشه، 4 ساله ازدواج کرده و هنوزم بچه دار نشده.از نظر خوشکلی و خوش هیکلی تو فامیل تکه و فکر کنم همه دوست و آشناها تو کف کونش هستند.من که از وقتی که به بلوغ رسیدم و معنی سکس رو فهمیدم همیشه تو

قلیون میوه ای بیشتر بخوانید »

منو بابام – طنز

بابام خيلي بهم گير ميده.اون از تمام خلافهاي من از جمله كس چرخ تو سايت خبر داره.خيلي هم رو من حساسه چون من تك فرزندمده بار تا حالا بهم گير داده و اينترنت خونه رو قطع كرده.ولي من آدم نشدم ‏ و به هر روش ممكن خودمو به سايت ميرسونم.همين هفته پيش سرمو چرخوندم ديدم

منو بابام – طنز بیشتر بخوانید »

(سمیرا و دارا (شعر

یکی از روزها در سالها پیشکه بودم یک جوان خام و بی ریشکه کیرم بود در کون جوانیبه کون تنگ و سفت نوجوانیبه فکر کردن کون دگر بودکه از دوری کس بس خون جگر بودهمان کیری که در شورتم کمین داشتهوس در کردن کسّ شهین داشت !ولی کس قحط بود و آن زمانهدرون کس نزد

(سمیرا و دارا (شعر بیشتر بخوانید »

من و مریم و پرستار دخترم

بعد از سه سال بالاخره تصمیم گرفتیم بچه دار شیم خدا یک دختر خوشگل بهمون داد کلی باهاش کیف میکردیم و تمام وقتمون چه در روز و چه شب درگیر کارهای خانم کوچولو شده بود من و مریم (زنم) از بچه داری هیچی بلد نبودیم برای همین خیلی برامون سخت بود بچه داری ولی یواش

من و مریم و پرستار دخترم بیشتر بخوانید »

سکس من وسعید و دوستاش

با سلام به همه ببخشید که دیر شد سرم شلوغ بودسارا هستم بعد از ماجرایی که با سعید داشتم و براتون نوشتم.می خوام خاطره دیگه ای از خودمو براتون بنویسم.بعد از سکسی که با سعید داشتم و کلی لذت بردم چند بار دیگه سکس داشتیم،چند وقتی بود که اینطوری خوشحال نبودم.با سعید واقعا بهم خوش

سکس من وسعید و دوستاش بیشتر بخوانید »

سکس من با 3 مرد

سلام . من لیلی ام . میخوام یکی از خاطراتم رو براتون تعریف کنم . من کلا از بچگی دختر حشری بودم .و در حال حاضر 24 سال دارم . چند وقت پیش با یه پسری به اسم امین آشنا شدم و بعد از چند بار بیرون رفتن و خونه خودش رفتن ، یه روز

سکس من با 3 مرد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا