حميد و فاطی قسمت اول

من حميد نزديك 27 سالمه، يك مغازه تعميرات و خدمات فني دارم . كه سر خونه است به تازگي اين خونه رو كه سرش يه مغازه است خريدم قبلش سالها مستجر مردم بودم ‌، نه خونه رو نمي گم منظورم مغازه است سالها يه جورايي اسير صاحب مغازه ها بودم ، نمي دونيد يعني تا […]

حميد و فاطی قسمت اول بیشتر بخوانید »

سكس با خواهر مستاجرمون

دیگه دلم میخواست دادبزنم بیا بکنمت کیرم داشت شلوارم رو پاره میکرد به بهونه آوردن چای رفتم یه جق زدم برگشتم با خنده گفت کجا رفتی چرا اینقدر طولش دادی ناقلا کسو خانم فهمیده بود رفتم جق زدم گفتم جای لیوان رو نمیدونستم کجاست گفت خوب بیا بشین ببین چون انگار از حس بیرون اومدی

سكس با خواهر مستاجرمون بیشتر بخوانید »

ریحانه و کیر پسر خواهر

اسم من ریحانست و 20 سالمه . من هیچ وقت تجربه سکسی نداشتم و توی دوستامم بچه مثبته بودم ولی کم کم با دیدن فیلمای سوپر ه توی گوشیدوستام بود خیلی دوست داشتم سکس داشته باشمهمیشه تو خونه خودمو تحریک می کردم و همیشه دوست داشتم یکی ی هویی ظاهر میشد و با من سکس

ریحانه و کیر پسر خواهر بیشتر بخوانید »

حق السکوت

با سلام خدمت دوستان عزیز اسم من سیناس 22 سالمه و تا حالا با بیشتر از 20 تا زن و دختر سکس داشتم الانم میخوام اولین خاطره ی سکسمو که تو 16 سالگیم با دختر عمه ام بود رو براتون بگم.اگه نظر بدین و دوست داشته باشین دوباره بنویسم.من یه دونه پسر عمه دارم (پرهام

حق السکوت بیشتر بخوانید »

سکس در عهد قجر

درود بر شما داستانی در این نگاره به رشته تحریر در می آوریم باشد که مورد پسند شما قرار بگیرد و ما را با پند ونقد های خود مورد عنایت قرار دهد هر کس بگوید حرف زشت جایش نباشد در بهشت.در حجره خود نشسته بودیم و داشتیم چپق میکشیدیم که ضعیفه ای وارد شد و

سکس در عهد قجر بیشتر بخوانید »

کس دادن مامانم به دوست دائیم

ماجرايي که ميخوام براتون بگم مربوط به 4سال قبله که توخونه دايي اينا يک مهموني بود و همه فاميل و چند تا از دوستاي دايم هم با خونوادهاشون اونجا بودن.يکي از اين دوستاي دايم اسمش منصور بود.اين منصور خان يکي از خاستگارهاي پر و پا قرص مامانم بوده که ديگه مامانم راضي نميشه و زن

کس دادن مامانم به دوست دائیم بیشتر بخوانید »

کامی‌

سكس من با جمال از وقتي شروع شد كه من 11سالم بود و جمال تقريبا20سال داشت. من پسري درسخوان، ظريف، زيبا و در عوض جمال نقطه مقابل من يعني يك جوان هيكلي ، بلند قد با پوستي تيره كه از همان ابتدا قيد درس و كلاس رو زده بود و بيشتر دنبال هوس بازيهاش بود.

کامی‌ بیشتر بخوانید »

دوقلوها

من و بهنام دو قلو بودیم . اون فقط چند دقیقه ای بزرگتر از من بود ولی همش می خواست قدرت نمایی کنه . خب پسر بود و زورشم می چربید . منم یه دختر نازک نارنجی مامانی و ترسو بودم . با این که تو خونه مون کلی اتاق داشتیم ولی دوست نداشتم تنها

دوقلوها بیشتر بخوانید »

استاد كاراته

من پیمان هستم وكاراته كار ميكنم.من از بچگی به مردها علاقه داشتم و همیشه نقش مفعول را داشتم. یادم می آید که همیشه با بچه همسایمون که یکی دو سال از من بزرگتر بود میرفتیم زیرزمین خونه و بازی مامان و بابا میکردیم من همیشه نقش مامان را بازی میکردم همینکه کیر پسر همسایه را

استاد كاراته بیشتر بخوانید »

خاطره از یك انتقام

اگه یكی بیاد بشما بگه میخوام بكنمت چكار باید كنی؟ اگر بگی باشه كه باید بهش كون بدی و میكنه و ممكنه خوشت نیاد ازش یا دیگه هر روز بیا بگه كون میخوام و دوستاشم بیاره.ولی اگه بگی نه چند حالت داره. یا اینكه اینقدر میاد و میخواد كه آخرش بگی باشه و بهش كون

خاطره از یك انتقام بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا