عشق پرپر
روز و شب فکرش از سرم بیرون نمی رفت دلم می خواست همیشه ببینمش واقعا عاشقش بودم ولی اون همون رفتاری را با من داشت . بابا و مامانم خیلی مذهبی بودند و ما هم اینجوری تربیت شده بودیم و این مسئله کار را سخت می کرد چون باید حفظ ظاهر می کردم . […]
روز و شب فکرش از سرم بیرون نمی رفت دلم می خواست همیشه ببینمش واقعا عاشقش بودم ولی اون همون رفتاری را با من داشت . بابا و مامانم خیلی مذهبی بودند و ما هم اینجوری تربیت شده بودیم و این مسئله کار را سخت می کرد چون باید حفظ ظاهر می کردم . […]
سلام اسم من حسينه وقتی داستان های شما رو خوندم خيلی خوشم اومد گرچه بعضی هاش واقعی به نظر نميومد ولی كلا جالب بود برای همين ميخوام داستان گی شدن خودم رو براتون بنويسم و تمامش رو بر اساس اونچه كه به سرم اومد رو براتون شرح ميدم . تا بستون اومد و من 15
تازه از دانشگاه فارغ التحصيل شده بودم و امده بودم به مشهد. دوران دانشجويي خيلي بهم خوش خوش گذشت ولي حيف که زود گذشت اونجا خيلي حال ميکردم بعدا که برگشتم مشهد حسابي کف کرده بودم روبرويه خونه مون يه زن و مرد اجاره نشين بودن بار اول که زن همسايه تازه اومده بودن اونجا
ماجراجویی با زن همسایه مون بیشتر بخوانید »
من آرش هستم 19 ساله از تهران. من می خوام ماجرایی رو که دیدم براتون تعریف کنم. من خودم خیلی از دیدن این ماجرا لذت بردم. برا همین این روبرای شماهم تعریف می کنم، شاید باعث لذت بردن شماهم شود. اسم مامان من حمیده است. او پرستاریکی از بیمارستانهای تهران است. اون خیلی خوشگله. جوری
سلام دوستاي گلم اسم من سعيدو27سالمه قدبلندوخوش تيپم مي خوام اولين بار سكس با دختر عمومو براتون بنويسم دخترعموم اسمش ليلاس 34سالش قدبلندو فوق العاده سكسي داستان ازاينجاشدكه تولد يكي از بچه هاي فاميل بود وهمه دعوت بوديم خانوما طبقه بالا بزن وبكوب داشتن و اقايونم طبقه پايين طبق معمول اين مراسما مشروب سرو مي
سكس با دخترعموي نازم بیشتر بخوانید »
7 سال پیش بایک زن بنام پروانه اشناشدم که یک دوست داشت همسن خودش چند ماهی از اشنایی ما نگذشته بود که دوست پروانه به بهانه اینکه بفهمه من کی بودم که تونستم مخ رفیقش رو بزنم بامن قرارگذاشت برم ببینمش منم از ترس اینکه پروانه برام تله گذاشته باشه به رفیقش روی خوش
قیافه و برو روم بد نبود و نیست ولی حسرت یه دوست دختر مثله یه ذغال داغ رو دلم مونده بود،آخه سر زبون نداشتم و همچین که نگام تو نگاه یه دختر قفل میشد تنگی نفس و احتمالا فشار بالای خون مانع میشد کوچکترین اقدامی کنم،همیشه باحسرت به دوستام که دوست دختر داشتن نگاه
تجربه پرواز با سکس بیشتر بخوانید »
سلام اول از خودم برانون بگم من میترا 23 از مشهد قدم 165 وزنم 60 سایز سینم 70 دور باسنم 55 خوب بریم سر اصل مطلب … این داستان بر میگرده به 3 سال پیش که ما میخواستیم خونمونو عوض منیم من و مامانم با خواهر بزرگترم رفتیم داییم مامانمو زندایمو داییمو خواهرم باهم رفتن
لز من و دختردایی بیشتر بخوانید »
ساعت حدودای ۸شب بود و داشتم میرفتم سمت خونه که دیدم یه دخترجوون با یه کون تپل و گرد کنار خیابون منتظر ماشینه.سریع نگه داشتم وبهش موادبانه گفتم:خانووم اگه جایی میرید برسونمتون؟ چون هم خوشتیپم و هم ماشینم تویوتا هست کمتردختری بهم نه مگه. خلاصه با یکم نازواشوه که نه مزاحمتون نمیشم بلاخره سوارشد.
آسمون رنگ غروب به خودش گرفته بود و کم کم لحظه ی دیدار فرا میرسید.آپارتمان نقلی خودم رو طوری براش مرتب و تمیز و با اثاث مجلل (ولی نه خیلی گرون قیمت)تزئین کرده بودم که به نظر یه خونه ی درست و حسابی بیاد.گرچه قبلا اینجا اومده بود ولی بعد مدتها دوباره مثل اولین باری
خاطرات یک جنده بیشتر بخوانید »