علی و خاله نسرین

سلام.علی هستم 31ساله .متاهل هستم و زندگیه خوبی با همسرم دارم و از زندگیم راضیم . من تو یه خونواده پر رفت و آمد بزرگ شدم و با دوست و آشنا زیادی رفت و آمد داشتیم و داریم . و همچنین من با دختر و زنهای زیادی از این دوست و فامیلها رابطه داشتم (چه […]

علی و خاله نسرین بیشتر بخوانید »

همجنسبازی با پسرعمه ها

من ميلاد هستم اين قصه مربوط به حدود 7 سال پیش منه. یعنی این قصه از 7 سال پیش شروع شده و هنوز هم ادامه داره. اون وقتها من فقط 13سالم بود و هم خیلی خوشگل بودم و هم خیلی چشم دنبال من بود. من سه تا پسر عمه دارم اسم بزرگه شاهینه که از

همجنسبازی با پسرعمه ها بیشتر بخوانید »

ناخواسته و پشیمان

سلام اسمم مریم و 22سالمه تو داستان نویسی و خاطره تجربه ی زیادی ندارم سعی میکنم کوتاه بنویسم و کشش ندم تا لیچار بارم نکنید این قضیه برمیگرده به سال پیش من دوست پسر داشتم دوسش داشتم اونم منو دوست داشت چند سالی میشد باهم بودیم باهم راحت بودیم سکس میکردیم عشق بازی میکردیم رابطه

ناخواسته و پشیمان بیشتر بخوانید »

گاییدن زن یک اطلاعاتی

من سامانم . اصولا ً اهل رفت و آمد با بچه محل و همسایه و اینها نیستم . یعنی تو این ده ، دوازده سالی که تو این خونه هستم، فقط با مدیر ساختمون سلام و علیک دارم اونم سر ماه ، واسه پرداخت شارژ. در ضمن من تنها زندگی میکنم. سال 87 یه زن

گاییدن زن یک اطلاعاتی بیشتر بخوانید »

مامور سرشماری

سکس یک حس طبیعی و غریزی هست که خدا به انسان برای ایجاد آرامش داده و انسان باید کمال استفاده را از آن برای خود بکند.کلا من به خیانت تو سکس اعتقاد ندارم ولی ادم باید از لحاظ عاطفی و روانی و عشق به همسر خود وفادار باشد. اسم من سیماست 25 سالمه هیکل مانکنی

مامور سرشماری بیشتر بخوانید »

رابطه خاص با خواهرزنم

این داستان آخرین داستان من هست بخاطراینکه دیگه نمیخام خاطرات گذشته برام زنده بشه واین داستان روبرای رهایی ازفکروخیال وشایدنظرشمامینویسم الان 34سالمه و3ساله ازهمسرم جداشدم و….. درزمان زندگی مشترکم یک خواهرزن داشتم(سمیه) که خیلی خوشگل وخوش اندام بودو…. ولی هیچوقت بهش نگاه بدنمیکردم بااینکه ته دلم دوست داشتم باهاش ارتباط داشته باشم 2سال ازاین ماجراگذشت

رابطه خاص با خواهرزنم بیشتر بخوانید »

قولنج

سلام اینکه الان اینا رو دارم مینوسیم باورنمیشه که میتونستم یه روزی اینا رو به کسی بگم واسه رعایت برخی مسائل اسمها مستعاره من تو یه شرکت کار میکردم که مدیر بخش خواهران اونجا بودم و توکارم خیلی بداخلاقو وجدی بودم بعد از3سالی که اونجا مشغول شدم یه خانمی اومد فرم پرکرد(متین) که با ما

قولنج بیشتر بخوانید »

قصه تنهایی من

از همه چی خسته شده بودم بعد از اون خیانتی که در حقم شد دیگه دنیام رنگی نبود، همه به چشمم یکسان بودن، به هیچکس علاقمند نمیشدم. دیگه تصمیم گرفته بودم که با هیچ دختری نباشم. اولش خودمو با یه کاری مشغول کردم. ولی اعصابم نمیکشید. بعد از چند تا درگیری که با مشتری ها

قصه تنهایی من بیشتر بخوانید »

اولین سکس من با ناهید و مرجان

من یوسف 24 سال دارم داستانی که می خواهم براتون تعریف کنم مربوط به سال گذشته می باشد. من اون موقع (ترم مهر) دانشجوی ترم آخر در یکی از دانشگاه های اطراف بودم. من اون موقع 3 روز در هفته کلاس داشتم که یکشنبه تا سه شنبه بود و من همیشه 1 شب زودتر می

اولین سکس من با ناهید و مرجان بیشتر بخوانید »

سکس داغ داغ با مادر زنم

سلام دوستان من سامان هستم و این خاطره بر میگرده به 2 سال پیش زمانی که تازه ازدواج کرده بودم با زنم سهیلا. من و سهیلا 3 سال باهم دوست بودیم و مادرش با خبر بود ازین رابطه. مادر زنمو روزه اولی که دیدم واقعا به دلم (کیرم) بدجوری نشست. یه زن 40 ساله سینه

سکس داغ داغ با مادر زنم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا