بهادر کون کن الدنگ

ماجرای کون دادن من از وقتی شروع شد که کلاس چهارم بودم، تو کلاس مون ما یه شاگرد تنبل چند ساله داشتیم که قدو هیکلش از من و همه همکلاسیهام بزرگتر بود، بچه شهرستان بود و به همه زور می گفت، هیشکی هم حریفش نبود، اسمش بهادر بود، نزدیک های امتحان های ثلث دوم بودیم […]

بهادر کون کن الدنگ بیشتر بخوانید »

بازیگوشی با مهران

سلام، اسم من ساراس و قدم نسبتا کوتاهه، استیل سکسی دارم و ظاهر ساده،22 سالمه. از بچگی عاشق سکس بودم و هنوزم هستم. سکس های زیادی داشتم که می خوام هر دفعه که میام یکیشون واستون تعریف کنم. اما بريم سر اولین داستان. ساعت ده بود که از خونه زدم بیرون، چند وقتی بود که

بازیگوشی با مهران بیشتر بخوانید »

سکس من با پسر همسایه رو به رویی

با عرض سلام خدمت همه دوستان .این داستان ادامه داستان سکس با پدر کیرکلفت شاگردمه.ازاون جایی که برخی دوستان محبت داشتن وازداستان قبلی خوششون اومده بود منم تصمیم گرفتم ادامه اش رو براتون بنویسم.بعد از سکس اون روزم با فریدون چند بار دیگه ای هم باهاش سکس داشتم.یه روز که ازسر کارم به خونه برگشتم

سکس من با پسر همسایه رو به رویی بیشتر بخوانید »

لذت بعد از سالها سکس بی‌لذت

  وقتی ازدواج کردم 22 سالم بود هیچ تجربه سکس نداشتم اخه توی یک خانواده کم در امد پایین شهر زندگی میکردم تا سوم راهنمای خوندم و بعدشم شدم کلفت خونه بابام کمک مادرم من تنها دختر خونه بودم خواستگار زیاد داشم ولی بابام نمیزاشت چون من کمک مادر بیمار بودم تا ازخانواده نگهداری کنه

لذت بعد از سالها سکس بی‌لذت بیشتر بخوانید »

دختر تو تاکسی

  سلام به همه دوستان . این خاطره  برمیگرده به پاییز 88 من اونموقع حشیش مصرف میکردم و تو شهر جدید پرند کار میکردم یه روز برای خریدن جنس خواستم برم گلستان یه شهر کوچیک بود نزدیک پرند رفتم اونجا وقت برگشتن تو تاکسی کنار یه دختر نشسته بودم خیلی برام حس جالبی هستش که

دختر تو تاکسی بیشتر بخوانید »

ماجرای جنده خونه

  يادمه پارسال تو پارك كنار خونه با بچه هاي محل نشسته بوديم و از همه جا كس شعر ميگفتيم و ميخنديديم. هر از گاهي هم اگه دختري رد ميشد ، كلي تيكه بارش ميكرديم . يك روز از همون روزها 4 نفري رو صندلي تو پارك نشسته بوديم كه يك خانمي تقريبا حدود 26

ماجرای جنده خونه بیشتر بخوانید »

خیانت عقشم مینا

  سلام رامين هستم 19 سالمه کرماني هستم اين خاطره مال چند ماه پيشه من يه نامزد داشتم که اسمش مینا بود 18سالشه خيلي ميخواستمش وبا هم خيلي خوش بوديم تا اينکه بهم خيانت کرد و با يکي از رفيقام دوس شد منم که غيرتي هستم خونم خونمو ميخورد شب روز نداشتم مینا يه دوست

خیانت عقشم مینا بیشتر بخوانید »

پاداش جوانمردی

  سلام به دوستان عزيز چند سالي که داستانهاي شمارو گهگاهي دنبال مي کنم اين دفعه تصميم گرفتم منم يکي اَز داستانهاي سکسي مو براتون تعريف کنم اميدوارم خوشتون بيياد من بچه زرند کرمانم الان که اين داستان دارم واستون مينويسم 2سال ساکن کرمانم ماجرا اَز اُنجا شروع شد که دوستم (حجت)آمد پيش من گفت

پاداش جوانمردی بیشتر بخوانید »

سکس با پدر شوهرم

  سلام امروز میخواستم در مورد سکس خودم با پدر شوهرم براتون بنویسم مادر شوهر من سالهاست که فوت کرده من با پدر شوهر بسیار ثروتمندم و شوهرم تو یه خونه زندگی میکنیم که پدر شوهرم طبقه بالاست و من و شوهرم پایین البته هر دو طبقه کاملا مجزا نیست و حالت دوبلکسه خلاصه از

سکس با پدر شوهرم بیشتر بخوانید »

کون من و کیر پسردایی

  سلام اين داستان واقعي هست طوري كه بعد از چند سال وقتي بهش فكر ميكنم حشري ميشم.من پويا هستم 25 سالمه.قضيه برميگرده به زماني كه 13 ساله بودم.من كون قلنبه و سكسي دارم .طوري از زماني كه مدرسه رهنمايي رفتم..همه به نحوي منو ميمالوندن توو صف.يا وقتي كه رو نيمكت نشسته بودم .يه ناظم

کون من و کیر پسردایی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا