سکس در ویلای شمال

من رامين هستم و اولين بارمه كه داستانمو مينويسم. من ٢٠ سالمه و سال اول دانشگاهم ، قد بلند و ته ريش ، هيكل نسبتاً خوبي دارم چون يه مدّت طولاني باشگاه ميرفتم. اين ماجرا مربوط ميشه به ٢ سال پيش يعني وقتي كه من ١٨ سالم بود. نزديكاي عيد نوروز بود و خانواده به […]

سکس در ویلای شمال بیشتر بخوانید »

رکسانا دختر خالم

  من اشکان هستم و 23 سالمه. یک سال پیش وارد این سایت شدم. الان یه مدته داستان های اینجا رو میخونم به جر گی از بقیه خوشم میاد هر چی که باشه. داستانه دیگه. منم دوست داشتم یکی از این داستانا برای من اتفاق می افتاد مثلا بتونم با یه دختر خوشگل رابطه برقرار

رکسانا دختر خالم بیشتر بخوانید »

روزی که زندگیم رو عوض کرد

  پنج سالی از طلاق و جداییم می گذشت، دیگه کم کم با تنهایی کنار امده بودم، تو سن 45 سالگی دیگه حوصله تجدید فراش و ازدواج را هم نداشتم. طلاقم یک جورایی باعث خونه نشینیم شد و کار رو هم تعطیل کردم. البته نیاز به سکس فشار خودش را می آورد، یکی دو بار

روزی که زندگیم رو عوض کرد بیشتر بخوانید »

فوت فتیش

  سلام به همه عزیزان فوت فتیشی اسم من میثم 18 سالمه قد حدودا 180 وزن 78 من میخوام اولین خاطره فوت فتیشم رو براتون تعریف کنم من از بچگی به پا و بوسیدن پای دخترا علاقه داشتم. همیشه پای اشنا و فامیل رو دید میزدم و بعضی موقع ها هم جوراب زن عمو و

فوت فتیش بیشتر بخوانید »

جنده بودم کسکش هم شدم

با سلام به دوستان عزیزم.من رویا سکسی هستم واینم یه خاطره دیگه ازخودمه.قبل ازهرچیز باید بگم که مدتی قبل یک نفر یه داستانی رو به نام رویا سکسی توی سایت شهوتناک قرار داد که حتما باعث تعجبتون شد والبته خودم هم تعجب کردم.ولی این قدر بدونین که اون رویا سکسی یک نفر دیگه است ومن

جنده بودم کسکش هم شدم بیشتر بخوانید »

به دایی سپهرم کون دادم

سلام من مهسا 16 ساله ام حدودا یکسالی میشه میام و داستانهای اینجا رو می خونم و همین خوندن داستانهای اینجا کار دستم داد و تصمیم گرفتم منم خاطره ای رو که برام توی 24 اسفند 91 اتفاق افتاد رو براتون بنویسم . من تک فرزندم و توی ساختمونی که زندگی میکنیم 2 طبقه است

به دایی سپهرم کون دادم بیشتر بخوانید »

من و نازنین و شوهرامون

  من پرستو 29 ساله هستم 6سال هست كه ازدواج كردم شوهرم احمد 32 ساله و مهندس كامپيوتره. شوهرم مرد خوبيه ،دست و دلباز و شايد بشه گفت نسبت به درآمدش ولخرج، تيپش بالاتر از متوسط ، هميشه به احساسات زنانه جواب ميده و سكس قوي. من واقعاً دوستش دارم . ما زندگي خوبي داريم

من و نازنین و شوهرامون بیشتر بخوانید »

شیفت در بیمارستان سپاه

  سلام دوستان…مینویسم چون اینجا سانسورنداره…من آرش 30 سالمه.از بچگی خوش قیافه بودم که کاش نبودم.باعث شد خیلی از زندگیمو هدر دادم با دختر وسکس.سعی میکنم فرصت کنم واستون بنویسم.دوران سربازیم واسه خاطر رشته تحصیلیم شدم افسر وظیفه بیمارستان س .شبها اکثرا شیفت تک بودم تو ازمایشگاه بیمارستان.یه شب که حسابی خسته شدم ساعتهای حدود

شیفت در بیمارستان سپاه بیشتر بخوانید »

کاش می دیدمش

  سلام دوستان. این داستان یجورایی ناراحت کننده ست که واسم اتفاق افتاد. شاید یه روزی اون داستانمو بخونه چون میدونم گاهی میاد اینجا. اسم کاربریشو نمیگم اما کامنتاشو دیدم که با همه محترمانه صحبت میکنه چون درواقع شخصیتش اینطوریه. ساده. آروم. منطقی و پراحساس. مرداد ماه باهاش آشنا شدم. شکست خورده بود و افسردگی

کاش می دیدمش بیشتر بخوانید »

سکس دیشب با رئیس

  سلام جاتون خالی دیشب یه سکس توپ داشتم بالا خره اب کسم اومد اوخ که چقدر هم زیاد بود وقتی که همه رفتن و شرکت خالی شد رئیس صدام کرد تو اتاق گفت چایی بیارچایی رو که بردم دیدم داره یه کاندوم و از جلدش در میاره لبخند زدم بهش و رفتم که مثل

سکس دیشب با رئیس بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا