بخاری برقی همسایه

ماجرا از اینجا شروع میشه که ما خونمون رو عوض کریم و مجبور شدیم به علت مشکلات مالی مادرم به یکی از مناطق معمولی تهران نقل مکان کنیم(در ضمن پدر و مادرم از هم جدا شدن ) این موضوع برمیگرده به اواسط پاییز سال 90 وکمکم هوا داشت رو به سردی میرفت . یک ماه […]

بخاری برقی همسایه بیشتر بخوانید »

زن عموی شاه کسم منو بگا داد

   مستقیم میرم سر اصل داستان . اول از زن عموم بگم که واقعا یه شاه کس به تمام معناست کپ فرناز قاضی زاده تازه از اونم خوشگل تر وضع مالی توپی هم داره ماشین زیر پاش ب ام و ایکس شش . خوب از داستان دور نشیم ما با عموم اینا زیاد زابطه خوبی

زن عموی شاه کسم منو بگا داد بیشتر بخوانید »

کون کردن هنر مردان کون کن است

  سال ها خانواده آن ها رو میشناختم و تو محله آبروی محله ای که بودیم بودند پدرشون مردی فعال و همه دارایش را از زحمت خودش و البته حس خوب که پیشرفت و سرشناس شدن در حرفه ای کاریش و در همه مسایل سالم و راه پاک و مسلمان واقعی نه ازاین امروزی ها

کون کردن هنر مردان کون کن است بیشتر بخوانید »

پول کثافت…

  امروز فهمیدم اگه دنیا روزی دست من بیفته چقدر میتونم بد باشم. از اون شب به بعد اصلا خواب به چشمام حروم شده فقط غصه میخورم و عذاب وجدانم که داره منو از بین میبره. 20 سال هست كه تو كرج زندگی ميكنيم   يكی از شهر های شلوغ و به عقيده ي من

پول کثافت… بیشتر بخوانید »

امیر و عمه

  سلام اميدوارم حالتون خوب باشه من اميرم 26 سالمه از تهران.راستش چند سالي هست داستانها و خاطرات سکس شما رو دنبال ميکنم بالاخره تصميم گرفتم خودمم خاطرات خودمو تو اينترنت و سايت شما بذارم. اوايل که تازه به بلوغ رسيده بودم با اينکه عطش زيادي داشتم ولي به دلايل فرهنگي که خودتون بهترميدونين ازين

امیر و عمه بیشتر بخوانید »

کون همکار خواهر

ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻣﻦ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺩﺍﺭﺍﺕ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﻓﺘﺮﺵ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻌﺎﺭ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﺍﺭﻡ ﻻﻟﻪ. ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻻﻟﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﻡ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﺎﺳﺘﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﺳﻔﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺮﻡ ﯾﻪ ﺷﻬﺮ ﺩﯾﮕﻪ, ﺧﻮﺍﻫﺮﻣﻢ ﯾﻪ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ

کون همکار خواهر بیشتر بخوانید »

پسر دایی تو خرابه مچمون رو گرفت

سلام من سینا 24سالمه . من خیلی وقته دوس دارم داستانمو براتون بنویسم که فرصت نشده بود تاالان. داستانم برمیگرده به سالهای دور که 12ساله بودم یه روز با پسر همسایه که داشتیم مثلا بازی دکتر و مریض می کردیم توی یه خونه نیمه ساز بودیم کامل لخت شده بودیم من دکتر بودم و مهدی

پسر دایی تو خرابه مچمون رو گرفت بیشتر بخوانید »

مامانم و همسايمون آقا نادر

  سلام دوستان من اميدم ٢٣ سالمه وتك فرزندم يه باباي كارمند ويه مامانه ٤٢ ساله دارم كه اسمش مانداناست ، خانواده ما تقريبا مذهبيه اما نه به اون صورت كه جانماز آب بكشيم، ما تو يه آبارتمان ٥ واحدي زندكي ميكنيم كه ما طبقه دوم اون هستيم . تمام همسايه هاي ما آدماي راحتي

مامانم و همسايمون آقا نادر بیشتر بخوانید »

اولین کون دادن شیرین

  سلام من شیرین هستم. هیجده سالمه و میخوام اولین باری که کون دادمو براتون تعریف کنم. یه مدتی بود که با یه پسری دوست شده بودم به اسم علی. علی یه پسر قد بلند و ورزشکار بود. هیکلش نسبت به من خیلی بزرگ بود و هرکس که مارو باهم میدید از این نا هماهنگی

اولین کون دادن شیرین بیشتر بخوانید »

سکسی که حتی فکرشم نمی کردم

سلام به همگی بریم سر اصل مطلب من پسری معمولی ام یعنی نه خیلی زشت ام نه خیلی خوشتیپ قد و هیکل کاملا معمولی که 24 سالمه ما تو یه آپارتمان زندگی می کنیم که تو هر طبقه 2 واحده واحد رو به روی ما یه خانواده 4 نفره ان که یه پسر 23 ساله

سکسی که حتی فکرشم نمی کردم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا