حسادت دوست

باسلام خدمت دوستان گل من بهراد هستم17سالمه وقدم175هست وزنمم60کیلو ازآذربایجان شرق ودخترعموم که یکسال پیش بهش درخواست دوستی دادم واونم بعد از یه مدت کوتاهی درخواستم را پذیرفت دخترعموم از من چندماه کوچیکتره وخوشگل فامیل بابام هس قدش170وزنش50سینه هاش60باسن معمولی بدنی لاغر اندام چون ورزشکاره وخوب مالی هستش خلاصه دوستی ما سر گرفت وروزها باهم […]

حسادت دوست بیشتر بخوانید »

حیف من

سلام اسم من فاطمست الان 18 سالمه خاطره ام برای سال قبله وقتی که 17 سالم بود . من کلاس اسکیت میرفتم اونجا یه پسری بود به اسم حسین که میخواست با من دوست بشه ولی من که اصلا تا اوم موقع با کسی دوست نبودم و اصلا خوشمم نمیومد از این حسینه ولی اینقدر

حیف من بیشتر بخوانید »

سو استفاده از من در کودکی

سلام. من رضا هستم 17 سالمه، اهل خوزستان هستم و در اصفهان زندگی میکنیم. من وقتی بچه بودم، به شدت کَم رو و خجالتی بودم. خیلی زیاد. شاید باورتون نشه دوستان. ولی مثلا حتی با مدیر مدرسه یا با معلمها هم میخواستم حرف بزنم، بغض میکردم و گریه ام میگرفت. تقریبا هر کسی هم بهم

سو استفاده از من در کودکی بیشتر بخوانید »

سکس با کلی خجالت

من شهروز هستم 19سالمه ساکن  تهران .بریم سر اصل مطلب. قضیه از اونجا شروع شد که دختر خالم به خونه ما اومد تا به خواهرم برای اساس کش کمک کنه من زیاد اهل گرم گرفتن با دخترا نیستم دو روزی خونه مه بود تا این که داداشم از سربازی تشریف آوردن داداشم 48_48بود یعنی دو روز

سکس با کلی خجالت بیشتر بخوانید »

تنها در خانه

سلام به همه من حمیدم19ساله ازشمال(لنگرود).این داستان کاملا واقعیه.این اولین داستانمه که دارم مینویسم.این داستان واسه 3سال پیشه:چهلم مادربزرگم بود امتحانات ترم اول شروع شده بود من دوست داشتم برم به مادر و بقیه فامیل واسه مراسم کمک کنم ولی بخاطر امتحان مجبور شدم خونه بمونم من یه داداش کوچیکم دارم که اون موقع6سالش بود.از

تنها در خانه بیشتر بخوانید »

طعم سرد خیانت

صدای شرشر دوش آب لاله رو ازخواب بیدارکرد، عقربکهای ساعت رومیزی کوچیک روی میزآرایش ساعت هشت ونیم رو نشون میداد، بدن لختش روی تخت دونفره احساس کوفتگی میکرد، احساس کرختی وسرما، بسختی بلندشد ولباسهای زیرشو که گوشه تخت انداخته بود روپوشید و پس از شستن دست وصورتش در روشویی دستشویی به قصد روشن کردن اجاقی

طعم سرد خیانت بیشتر بخوانید »

تو کون دادن اضافه کاری کردم

من در طول زندگیم به 14 نفر کون دادم. ولی دوست داشتم خیلیای دیگه منو بکنن که نشد. حسرت کیر خیلیا به دلم موند بهترینش این بود که 11 ساله بودم و بچه محلمون که یه سال ازم بزرگتر بود کنار خیابون وایساده بوداسمش میثم بود و من با دوچرخه اذیتش میکردم بهم گفت اذیت

تو کون دادن اضافه کاری کردم بیشتر بخوانید »

به لطف دختردایی کس کن ماهری شدم

سلام دوستان اسم من رضا هستش من الان 25 سالمه و این خاطره ای نوشتم بر میگیرده به 3 سال پیش.من 2 تا دختر دایی دارم که یکی اش از من بزرگتره ولی یکی اش هم از من یه 6 سالی کوچیکتره.کوچیکتره از بچگی زیاد خوشش نمیومد که کسی باهاش چیز بازی کنه و بزرگتره

به لطف دختردایی کس کن ماهری شدم بیشتر بخوانید »

جزء به جزء سکس من و نامزدم

بلند گو های بیمارستان بردیا رو صدا میزدن و باید میرفت ولی من که دلم براش خیلی تنگ شده بود نمی تونستم باهاش خداحافظی کنم. بردیا نامزدم بود و قرار بود چهار ماه دیگه جشن عروسیمونو برگزار کنیم. مدتی بود که ندیده بودمش و خیلی دلتنگش بودم از طرفی اونم خیلی گرفتار بود. من هم

جزء به جزء سکس من و نامزدم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا