آشنایی با آرزو

با سلام خدمت دوستان /میخوام براتون از آشناییم با آرزو بگم 5 سال پیش مغازه بودم که یه خانم اومد ومن مات ومبهوتش شدم دست وپامو گم کردم اینقدر خوشگل وجذاب بود که یه فکرایی به سرم زد ولی چون بار اولم بود که میخواستم با یه خانم متاهل دوست بشم واقعا نمیدونستم چیکار کنم […]

آشنایی با آرزو بیشتر بخوانید »

ساسان و عمه

سلام این داستان واقعی برای خودم اتفاق افتاده عمم اینا از شهرستان اومده بودن خونه ما یک هفته ای قرار بود بمونن شب اول که فرا رسید از اون جایی که خونه ما یک اتاق 16 متری داره همه تو این اتاق خوابیدیم من دقیقا زیر پای عمم خوابیده بودم که یک لحظه عمم تکون

ساسان و عمه بیشتر بخوانید »

لبای شیرین

خونه داییم اینا خیلی بزرگ بود. یه خونه سه طبقه قدیمی با دیوارای آجری. من عاشق اونجا بودم. هروقت مامانم میرفت اونجا منم آویزونش میشدم. از همون موقع ها بود که احساس کردم دوستش دارم. خیلی بچه بودم 5 یا 6 سال داشتم. اونم 7 یا 8 ساله بود. تنها پسری که تو فامیل همیشه

لبای شیرین بیشتر بخوانید »

پاهای مرمری

سلام خدمت دوستان شهوانی گلم اسم من حمیدرضاس(خودم میدونم اسمم قشنگه) این داستانی رو که میخوام براتون بگم مربوط میشه به نوروز پارسال من خودم یه نوجوون 16 17 ساله اون وقت نبودم اما نسبتن هیکلی مناسب داشتم خلاصه ما یه دختر خاله داریم که همه پسرای فامیل دنبالشن (برا ازدواج نه آخه خوب کسیه

پاهای مرمری بیشتر بخوانید »

سکس با هم خونه ی دوست دخترم

سلام دوستان عزیز اسم من امیر29 سالمه چندسال پیش دوست دخترمن دانشگاه شیرازبود.. یه روزمن سرزده رفتم شیراز که به دوست دخترم پرستو سربزنم صبح زودرسیدم انجا یه کم باماشین توی شیرازبالاپایین کردم می دونستم دوست دخترم ساعت 9کلاس داره زنگ زدم بهش سلام عزیزم خوبی مرسی چه خبر سلامتی دارم اماده میشم برم کلاس

سکس با هم خونه ی دوست دخترم بیشتر بخوانید »

سکس با مادر ناتنی از بچگی تا حالا

سلام اسم من ارشیا است.الان قدم حدود 170 وزنم 55 و سنم 17 میشه. راستش من وقتی شش سالم بود توی یه تصادف مادرم رو از دست دادم و پدرم برای اینکه خودش خلبان بود و دائم در سفر بود برای اینکه یکی باشه از من مراقبت کنه ازدواج کرد.اون با یه زنی که شه

سکس با مادر ناتنی از بچگی تا حالا بیشتر بخوانید »

گردنبند

ساعت حدوده چهار صبح بود، تازه بهش شب بخیر گفته بودم و اونم خوابیده بود اما من خوابم نمیبرد آخه استرس داشتم از پنجره اتاق آسمونو که هنوز رنگ نقره ای تیره داشت رو میدیدم دستام روی سینه ام بود و چشام کاملا باز یه بار دیگه گوشیمو نگاه کردم و چند تا از اس

گردنبند بیشتر بخوانید »

یکی از شب های رویایی ام

نور قرمز چراغ خوابي كه كنار تختمون بود افتاده بود تو صورتش. نگاهش كردم, احساس آرامش كل وجودمو فرا گرفت. زل زد تو چشمام و يه لبخند قشنگ زد, ديوونه ی خنده هاشم. وقتی ميخنده ديگه هیچي از دنيا نميخوام منو گرفت تو بغلش, آروم صورتمو نوازش ميكرد, بين بازوهاش آروم گرفتم, نفسای گرمش به

یکی از شب های رویایی ام بیشتر بخوانید »

اولین سکس ستاره

این موضوع بر میگرده به 4 سال پیش وقتی هنوز18 سالم بود.چند ماهی بود با 1 پسر دوست شده بودم. راستش اولین و آخرین دوست پسرم بود.خیلی پسر خوبی بود و دوستیمون 1 دوستی کاملا سالم بود. 1سالی بود با هم دوست بودیم اما هیچ رابطه ای با هم نداشتیم. تا اینکه 1روز مثل همیشه

اولین سکس ستاره بیشتر بخوانید »

لز با خانم خانه دار چادری

دوستان من مریمم 28 ساله قدم متوسط وبدنم نه زیاد لاغرونه زیاد چاقم کلابدنم نرماله وشغلم پرستار بیمارستانم وکمی هم ارایشگری بلدم خاطره ای که میخوام براتون بگم مربوط میشه به لز من با دوتا خانم خانه دار تپل مپل .البته برای من از این جهت هیجان داشت که تا بحال با خانم خانه دار

لز با خانم خانه دار چادری بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا