تو همونی که از دختر های چاق بدت میاد؟

ساعت 4 عصر بود که پسر داییم(آرمان) زنگ زد که کجایی؟ گفتم: پیتزا سعید، گفت سر طوس ام پنج دقیقه دیگه با پروانه(دوست دخترش 17 ساله، چادری، یکم چاق، ولی سعید میگفت هم خوب ساک میزنه هم از سکس پشت خوشش میاد ) میایم دنبالت. گفتم باشه. اومدن گفتن باید لادن خواهر پروانه رو هم […]

تو همونی که از دختر های چاق بدت میاد؟ بیشتر بخوانید »

جرقه سکس با خواهرم

سلام. من سعید هستم ومیخوام ماجرای سکس با خواهر خوشگل و لوسم رو براتون تعریف کنم. اسمش سپیده است و الان 24 سالشه و سه سال از من کوچیکتره. قدش 1.64 و 65 کیلو وزنشه. سرخ و سفیده ورو پوستش یه لک پیدا نمیشه. اندامش کاملا سکسی وجذابه و یه داف تموم عیاره. من عاشق

جرقه سکس با خواهرم بیشتر بخوانید »

ناهید عزیزم

ریتم ملایم آهنگ توی سرم پبچیده بود و توی دنیام خودم بودم که با صدای خنده دختری به خودم اومدم. رد صدا رو دنبال کردم. چشماش هم مثل صداش جذاب بود. چند قدم اخر رو تند تر برداشت و چنتا صندلی اونطرف تر کنار مادرش نشست. نمیتونستم نگامو ازش بگیرم. زیبا و جذاب بود و

ناهید عزیزم بیشتر بخوانید »

و عشق یک بیماری بدخیم روحی بود

اون روز توی محوطه ی پایین خونه نشسته بودم. روی یه نیمکت، تنهایی. می دونستم که دیگه به زنگم جواب نمیده. عجیبه که وقتی کسی می خواد باهات به هم بزنه، انگار بهت الهام میشه. فقط دو دفعه زنگ زدم و جواب نداد، ولی می دونستم که دیگه این آخرشه. و بعد فقط درد بود.

و عشق یک بیماری بدخیم روحی بود بیشتر بخوانید »

داداشم منو کردش

سلام من سارا هستم 20 سالمه داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به چندروز پیش… تو خونه نشسته بودم و فیلم تماشا میکردم که در زدن…درو باز کردم دیدم داداشمه،منم جز نیم تنه و یه دامن خیلی کوتاه هیچی تنم نبود…خلاصه داداشم نگاش رو خط سینم قفل شده بود و نه من تکون

داداشم منو کردش بیشتر بخوانید »

ماجراي سكس با زندايي نازم

من سامان هستم .25 سالمه خوش تيپ هم هستم. ماجراي سكس با زندايي نازمو ميخام براتون بگم . زنداييم خيلي ناز و خشگل و صورت سكسي با 175 قد و 75 وزن خيلي استثنايي بود . كل فاميل تو كفش بودن ولي كسي جراتشو نداشت . داييم ادم بي حال و سردي به نظر ميرسيد.

ماجراي سكس با زندايي نازم بیشتر بخوانید »

داستان کونی شدن من

یه روز قرار شد زیدم مهسارو ببرم خونه ی یکی از رفیقام 3 نفری بکنیمش قبل از اینکه به مهسا بگم ببینم میاد یا نه زنگ زدم به علی دوسم گفتم خونه رو خالی کنه گفت اگه ایندفه نیاد خودتو میکنیم آخه یبارم قرار شد ببرمش نشده بود من فکر کردم شوخی میکنه قبول کردم

داستان کونی شدن من بیشتر بخوانید »

اونقدرام که فکر ميکردم سخت نبود

سلام. من مهیاسم. .19 سالمه قدم دقيق 169!،با پسرا زياد رابطه داشتم ولی تا به حد صميمی ميرسيد کلا زده ميشدم و رابطرو قطع ميکردم سکسم دوست داشتم واقعا،ولی به مرحله ی عمل که ميرسيدم حتی از تماس دست پسرا منزجر ميشدم هيچ وقت نفهميدم چرا…بيخيال تا اينکه با يه پسر 8 سال بزرگتر از

اونقدرام که فکر ميکردم سخت نبود بیشتر بخوانید »

عمه سکسی من

سلام اسم من پوریا ست.اهل یکی از استان های شمالی ایران هستم . دانشجوی عمران هستم.. داستانی رو که می خوام براتون تعریف کنم کاملا حقیقت داره و مربوط به سه ماه پیش هستش من یه عمه دارم که 45 ساله هستش این عمه من بر خلاف سنش هیکل خیلی ردیفی داره وهر سال هم

عمه سکسی من بیشتر بخوانید »

کردن زن دوستم

از روز اولی که تو حیاط خونه دوست و همسایمون دیدمش خیلی ازش خوشم اومد . واقعا ناز بود البته اون موقع زمانی بود که هنوز تازه نامزد کرده بودن و زیر ابروهاش رو بر نداشته بود و اصلاح هم نکرده بود … ولی بعد از چند روز که نگار ـ ( یک اسم فرضی

کردن زن دوستم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا