سکس گروهی با مادر زن و خواهر زن

سلام ماهان هستم از کرمانشاه 30 ساله از بچگی عاشق بیتا بودم من14 سال داشتم و اون 15 سال با هم زیاد شیطونی میکردیم اما اون به زور باباش ازدواج کرد و منو با هزار تا آرزو تنها گذاشت 29 ساله بودم که ازش خبرایی به من رسید دوتا بچه داشت هر دو دختر یکی […]

سکس گروهی با مادر زن و خواهر زن بیشتر بخوانید »

برا دفعه اول بد نبود

من رویا هستم و 18 سالمه. داستانی رو که امروز براتون مینویسم مال سال گذشتس . من کلاس دوم تجربی بودم . اخرای سال تحصیلی بود و نزدیک شروع امتحانا . اونروز تومدرسه دعوام شده بود و حسابی قاطی کرده بودم برای همین سریع اومدم خونه . مامان و بابا طبق معمول خونه نبودن .

برا دفعه اول بد نبود بیشتر بخوانید »

بستنی با کس مامان

بابام یه دوست داشت که همیشه میاومد خونه ما مامان منم یه کم خوش استیل و باحال بود منکه بچه بودم سر درنمی اوردم ازین چیزا .یه روز که بابام خونه نبود دوست بابام اومد خونمون و یه چشمک به مامانم زد مامانم منو فرستاد برم بستنی بگیرم از سوپر سر کوچمون بهم پول داد

بستنی با کس مامان بیشتر بخوانید »

زندگی تبدیل به یه خواب شیرین شد

سلام من فرهاد 29 ساله هستمو سه ساله که ازدواج کردم و میخوام داستان زندگیمو خیلی مختصر بگم…زندگی که از جهنم تبدیل به یه خواب شیرین شد!! سال سوم دبیرستان بودم که مامانو توی تصادف از دست دادم و زندگی واسه منو بابام تموم شد و داغون شدیم! دیگه با هیچ کسی رفت و آمد

زندگی تبدیل به یه خواب شیرین شد بیشتر بخوانید »

بینهایت عشق

وای که چه روز بدی بود اون روز،بعد از کلی غرغر کردنای مامان سر میز صبحانه بلندشدم کیفمو برداشتمو زدم بیرون از خونه.بحثمون سر خواستگاری بود که قرارگذاشته بودن آخرهفته بیان.ته دلم راضی نبود،اصلا دلم ازدواج بدون عشق نمیخواست ولی مامان درک نمیکرد.تو پیاده رو داشتم قدم میزدم و به آسمون ابری که گرفته تر

بینهایت عشق بیشتر بخوانید »

راحله چشم و گوشم رو باز کرد

باسلام من امیررضام از شمال ایران این اولین باری هست که داستان مینویسم تا حالا باخیلیا سکس داشتم پسرو دختر بیشتر پسر وهمیشه فاعل بودم   این داستان برمیگرده به حدود14.15سال پیش من اون موقع 6 سالم بود یه شب خونه پدر بزرگم برای خواب رفته بودم همون شب یکی از فامیلامون به نام راحله

راحله چشم و گوشم رو باز کرد بیشتر بخوانید »

کس خواهر زن تو ختم

من 40سالمه 15 ساله که ازدواج کردم. زنم را هم دوست دارم. چند ماه پیش که پدر خانمم فوت کرده بود یکی دو هفته درگیر ختم و .. .بودیم. این را هم بگم که من خیلی حشری و شهوتی ام طوری که بدون اغراق روزی 2-3 بار کس بکنم سیر نمیشم. چند روزبعد از ختم

کس خواهر زن تو ختم بیشتر بخوانید »

مادر زن خوشگل و حشری ام

مادرزنم با اینکه 48 سالشه ولی جوون مونده خیلی باحاله صورت خیلی قشنگی داره مخصوصا دماغش خیلی خوش تراشه ،اما وقتی عصبانی بشه کسی جلودارش نیست. من عاشقشم 3 سال از ازدواج من با دخترش میگذشت که بهم گفت میتونی از این رسیورهای کارتی برام بخری، من گفتم مادرجان اون رسیورها مناسب شما نیست کانالهای

مادر زن خوشگل و حشری ام بیشتر بخوانید »

اولین سکس با زهرا منشی شرکت

سلام به همه دوستان.من نوید هستم و 27 سالمه.خاطره ای رو که براتون تعریف میکنم مربوط به 4 سال پیشه.زمانی که من 23 سالم بود.تازه خدمتم رو تموم کرده بودم و توی شرکت پدرم کار میکردم.منشی قبلی به دلایلی اخراج شده بود و دنبال منشی جدید میگشتیم.یه اطلاعیه چاپ کردم و داشتم تو چند نقطه

اولین سکس با زهرا منشی شرکت بیشتر بخوانید »

اولین تنهایی با عشقم

علی هستم . 19 ساله از یه شهر نسبتا کوچیک که همه هم دیگه رو میشناسن . یه شهری که نمی تونی دسته عشقتو تو خیابون بگیری . از ترس اینکه یه اشنا ببینه و اون موقع …. همین کوچیک بودن شهر باعث شده که خیلی ها خانواده ی مارو بشناسن . چند بار شده

اولین تنهایی با عشقم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا