دو داداش و یه زن داداش

یه داداش دارم که از من چند سالی بزرگتره ، چند سال پیش یه جا رفت خواستگاری و با خانمی که الان زن داداشمه همدیگرو پسندیدند و قرار خواستگاری گذاشتن تو شبه خواستگاری ما رو هم بردن و تا زن داداشم اومد دیدم یه دختر سفید و قد بلند اومدو نشست رو صندلی، تو همون نگاه اول […]

دو داداش و یه زن داداش بیشتر بخوانید »

سکس با شکوفه, هفت بار در یک شب

سلام داستانی که میخام براتون تعریف کنم مربوط به 10 سال پیشه.الان 34 سالمه اون موقع 23 یا 24 ساله بودم و در اوج شهوت خب بیشتر از این قلم فرسایی نمیکنم و میرم مستقیم سر اصل مطلب   ماجرا از اونجا شروع شد که من یه مغازه لوازم خانگی داشتم در یکی از شهرستانها

سکس با شکوفه, هفت بار در یک شب بیشتر بخوانید »

اولین سکس دوران نامزدی

سلام من غزال هستم .من 17سالمه…میخوام اولین خاطره سکسیم رو براتون بگم.5ماه ازنامزدی من وعشقم علی میگذره .من وعلی خیلی حشیریم دوتامون عاشق سکسیم اما علی میگه تاشب عروسیمون پردت بایدسالم باشه منم همین نظرو دارم.ونامزدبازیمون درحدلب وارضای همدیگه بادست بود تا اینکه یه روز علی اومدخونمون وطبق معمول رفتیم تواتاق من درطبقه دوم بعدازیه

اولین سکس دوران نامزدی بیشتر بخوانید »

لز با خانوم دکتر

سلام بیتا هستم 18 ساله ی مدت پیش بود ک خیلی استرس داشتم نکنه پرده ام طوری شده باشه تا اینکه رفتم دکتر زنان ک خانم دکتر حدود 40 ساله اما خیلی خوشگل و خوشتیپ بود چند تا مریض داشت این بود ک کمی معطل شدم اما آخری ک بودم میدونستم وقت بیشتری میذاره برام

لز با خانوم دکتر بیشتر بخوانید »

دوست نداشتم ولی کونی شدم

سلام من سامانم الان ۲۱ سالمه خاطره ای که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به سالها قبل وقتی که ۹ سالم بود قبل داستانم بگم که من داستانهای زیادی خوندم ولی درصدکمیش به نظرم واقعی اومده ولی داستان من عین اقعیته اینکه مینویسم فقط برای اینه که سالها بود که کسیو پیدا نکردم تا براش

دوست نداشتم ولی کونی شدم بیشتر بخوانید »

عشقم عاشق کون دادن شد

خیلی دوستم داشت و بقولی دیونه وار عاشقم ‌شده بودش… منم جدی نمیگرفتمش تا اینکه دیدم نمیشه همینجوری بزارم وقتم رو بخواد بگیره و سرآخرش هم هیچی به هیچی بشه و تموم…. بهش گفتم باید بهم کون بدی و توی کون دهدن هم مثل این جنده ها داد بزنی …من کونیه تو ام بکن تا

عشقم عاشق کون دادن شد بیشتر بخوانید »

کردن خواهر زن

سلام من آرش هستم و 28 سالمه این داستان حدود 3ماه پیش اتفاق افتاد که در اون زمان ما حدود 4ماهی بود که ازدواج کرده بودیم و همسرم از اینکه از خانوادش جدا شده کمی ناراحت بود و به همین دلیل خواهرش هر چند روز یه بار یه سری به ما میزد. خواهر زن من

کردن خواهر زن بیشتر بخوانید »

کون دادن من به مربی فوتبال

سلام. من اسمم امید و الآن 25 سال دارم. داستانی که می خوام بگم مربوط می شه به زمانی که من 15 سالم بود. یک پسر توپول و سفید با چهره خوب. می رفتم مدرسه فوتبال توی غرب تهران، یه روز بعد تمرین هرچی گشتم دیدم شلوارم نیست کلی گشتم اما پیدا نشد. مدیر تیم

کون دادن من به مربی فوتبال بیشتر بخوانید »

لز من و عشقم

اسمم نداس، 24 ساله.. 4 سال پیش تو نت با یه دختری آشنا شدم که تیریپ پسرونه داشت. شماره دادیم، با هم حرف میزدیم، اس بازی میکردیم و اینا. تا اینکه کم کم بیشتر کنترلم کرد. هرجا میرفتم آمار باید می دادم بهش، موقع بیرون رفتن باهام، دستش همیشه دور کمرم بود، میگفت به کسی

لز من و عشقم بیشتر بخوانید »

مستاجر جنده ما

سلام آرش هستم 28 سالمه خاطرم بر می گرده با سال 85 زمانی که سرباز بودم اون موقع فوق دیپلم حسابداری داشتم و توی پادگان تو قمست مالی بودم و ظهر ساعت 2 میومدم خونه . خونه ما یه خون ویلایی قدیمی سازه با سه اتاق مجزا جلوی خونه که هرکدومشون به حیاط خونه راه

مستاجر جنده ما بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا