انتظار بیتا
بعد از حدود ده دقیقه بیدار شدم. هنوز درونش بودم، راست راست. هیچ وقت این طور نمی شد. نهایتاً بعد از چند دقیقه می تونستم ارضاء بشم و بعد از هر مرتبه هم جریان خونم متعادل می شد و نعوظم از بین می رفت. ولی این بار یک ساعت و بیست دقیقه بی وفقه شق […]
