نسیم دختر اهل حال
دیگه کم کم داشت ظهر میشد و وقت ناهار، هزار تا کار داشتم از اونورم خانوم مرادی از بیمه زنگ زده بود که علی بیا دفترچه بیمتو بگیر، یه زن 33-34 ساله با قد کوتا و یکم تپل، مشتری مغازه بود و کیلید کرد که برات بیمه رد کنم، گفتم برم بگیرم دفترچمو برگردم سریع […]
نسیم دختر اهل حال بیشتر بخوانید »
