گل تن

با سلام من حامد هستم و پانزده سال پيش وقتي بيست سالم بود اين اتفاق برام افتاد اون موقع تعميرکار يه شرکت خدماتي بودم که با شرکت سام سرويس قرارداد داشت و کارهاي خدماتي براي لوازم خانگي و الکترونيکي انجام مي داد . در اون زمان من با اينکه از نظر سني و جسمي به […]

گل تن بیشتر بخوانید »

تجربه فوت جاب با همسرم

سلام به همه دوستان.   داستانی که می خوام واستون تعریف کنم مربوط به اولین فوت جاب من و همسرم هستش.من یوسف هستم , سی و چهارساله و کارمند اموزش و پرورش در یکی از شهرستانها. همسرم مریم چهار سال ازم کوچکتره و خانه دار هستش.ما شش ساله که ازدواج کردیم.چهار ساله اول ما معمولا

تجربه فوت جاب با همسرم بیشتر بخوانید »

سخی افغانی کونیم کرد

تازه به سن بلوغ رسیده بودم…  یه نوجوان شونزده ساله که همه چیز برایش تازگی داشت . از یک دوست دبیرستانی که خیلی رفاقت داشتم جلق زدن رو یاد گرفته بودم و حداقل روزی دوبار اینکارو میکردم و لذت خاصی هم داشت با این سن هنوز کیرم به هشت سانت نرسیده بود ولی خیلی دوست

سخی افغانی کونیم کرد بیشتر بخوانید »

کونی‌ که کل محل تو کف اش بودن

سلام ب همه من الان 22 سالمه. از بچگی تو محل همه دوست داشتن منو بکنن خیلی دوست داشتن منو مال خودشون کنن از همون بچگی سفیدو بیمو بودم با صورت خوشگلو چشای سبز خب راستشو بخواین من خودمم بدم نمیومد بخوابم زیر یکیشون اما اعتماد نداشتم میترسیدم ابرومو ببرن اخه اونا همه سنشون از

کونی‌ که کل محل تو کف اش بودن بیشتر بخوانید »

سکس با خواهر زاده خانومم

با سلام من شایان هستم و این جریان برمیگرده به 3 ساله پیش که عروسی برادر خانمم بودم ما رفتیم شمال از ساعت 12 ظهر عروسی شروع شد تا 3 صبح که تموم شد که از سالن اومدم بیرون دیدم خانمم با خواهر زاده (کیمیا ) و شوهرش وایستادن دارن میگن میخندن منم یه 206

سکس با خواهر زاده خانومم بیشتر بخوانید »

سکس گروهی با پسر دایی و پسرخالم

سلام اسم من سحره داستان مربوط میشه به 2 سال پیش وقتی 17 سالم بود قدم 170 وزنم 65 سینه هام 70 یه روز صبح که داشتم میرفتم مدرسه مامان گفت ظهری بیا خونه خالت منم میرم اونجا کلا 2 تا خواهرن با یه برادر ظهری رفتم اونجا دیدم پسر خالم اونجاست با پسر داییم

سکس گروهی با پسر دایی و پسرخالم بیشتر بخوانید »

اولین کون دادن میترا به من

سلام  دوستان خوبم. داستانی که میخوام براتون تعریف کنم ماله ساله 87 ، اونموقع من هم دانشجو بودم هم مغازه داشتم و کار میکردم ، راستی اسمه من سیناست ، قدم 192 وزنم 90 ، از لحاظه چهره ام عادیم ، این قضیه در همدان اتفاق افتاده… مدتی بود با یه دختر تهرانی به نام

اولین کون دادن میترا به من بیشتر بخوانید »

یه کون دادن خوب

توی چت باهاش آشنا شدم آخه چند وقتی بود از بی افم جدا شده بودم . فشاره روحی زیادی روم بود جدای خیلی برام سخت بود با این وجود واقعا به سکس احتیاج داشتم. دو سه باری خواستم برم خونش ولی جرات نکردم، عکسش و دیده بودم .بد نبود، خوشم اومده بود.گاهی سکس تل میکردیم و

یه کون دادن خوب بیشتر بخوانید »

زندایی کاراته کار

سلام. من ایمان هستم. اولین باری که یه زن به تخمم لگد محکمی زد 14 سال بیشتر نداشتم.قضیه برمی گرده به آخرای تابستون تازه داشتم به سن تکلیف میرسیدم 1ماه بود که داییم وهمسرش که 9سال بود بچه دار نمی شدن ازشهرستان به طبقه ی بالای خونه ی ما اساس کشی کرده بودن به امید اینکه

زندایی کاراته کار بیشتر بخوانید »

سکس مخفیانه با خواهر زاده جندم

سلام . من پیمان هستم 19 ساله داستانی که هم اکنون برای شما تعریف می کنم تقریبا یک ماه پیش برام اتفاق افتاد. من دو سالی است که در خانواده خواهرم زندگی می کنم به علت مسئله درسی اومدم شهرستان برای ادامه تحصیلات. خوب بگذریم بریم اصل مطلب …. داستان تقریبا از اونجایی شروع شد

سکس مخفیانه با خواهر زاده جندم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا