سیزده بدر و مادرزن حشری
سلام دوستان. سیزده عید بود تقریبا یکسالی بود که عروسی کرده بودم با خانواده زنم توی باغ نزدیک خونه بودیم مادر زنم نهار رو توی خونه گذاشته بود با یه گاری من و مادر زنم رفتیم نهار رو بیاریم توی راه مدام از غرولند شوهرش میگفت خلاصه توی خونه که رفتیم اصلا نمیدونم چی شد هردومون
سیزده بدر و مادرزن حشری بیشتر بخوانید »
