ضربدری ما چهار نفر

سلام . من علی 22 ساله از تهران هستم با قد 179 و وزن 72 پوست سبزه و اندام تقریبا یخورده لاغر با کیر 17سانت… من ی دوست ب اسم نیما دارم ک ی خورده دیوونس،همین ی ماه پیش توی مغازش نشسته بود ک ی دختره میاد آجیل میگیره برا عید ک اونجور ک نیما […]

ضربدری ما چهار نفر بیشتر بخوانید »

ساختمون نیمه کاره

سلام. امیرم. پریروز داشتم می رفتم دانشگاه که نرسیده به دانشگاه یه ساختمون نیمه کاره هست , داشتم از کنارش میگذشتم که یه پسره که لباس خاکی تنش بود و بهم اشاره کرد که یه لحظه برم اونجا , گفتم حتمن کمک می خواد , یه پسر افغانی بود که هیکلش خیلی خوب بود ؛

ساختمون نیمه کاره بیشتر بخوانید »

خواهر زن کس طلا

سلام. من سامانم و میخام درمورد به حقیقت پیوستن رویام براتون بنویسم یه خواهرزن سبزه تودلبرو به نام یاسمین تمام فضای ذهنمو اشغال کرده بود وخیلی دلم میخواست یحالی باهاش بکنم راستی من سی وپنج سالمه قدبلند و سفید رو یاسمین هفده سالشه قدبلند سبزه باچشم وابرو مشکی گردن بلند کمر باریک کون نسبت به

خواهر زن کس طلا بیشتر بخوانید »

پیشنهاد زن شوهر دار به من

سلام. من ارشیا 22 ساله از کرمان هستم. ماجرا از اونجایی شروع شد که من تو لاین یه گروه درست کردم که همیشه تو گروه یه خانومه که عکس نداشت به اسم مریم اهل کرج باهام گرم میگرفت تا اینکه یه روز اومد تو خصوصی بهم پیام داد گفت میخوام باهات دوست بشم منم بهش

پیشنهاد زن شوهر دار به من بیشتر بخوانید »

نکن دردم میاد عمو

سلام به همه من به فیلم و سریال امریکایی خیلی علاقه دارم داداش بزرگم چند تا کوچه بالاتر میشینه و دختربزرگش که حدودا 20 سالش است ، و ازمن 12سال کوچکتره اتفاقا اون هم سریال باز است خیلی وقت ها میرم خونه شون و سریال ها را با دختر داداشم می بینیم کامپیوترشون داخل اتاق

نکن دردم میاد عمو بیشتر بخوانید »

یه روز خوش

سلام به همه   دانشجو بودم ، خیلی هم تو کف . یه دوست دختر داشتم ولی پایه سکس نبود یه روزی تو چت روم ول می گشتم که برخوردم به یه دختر همشهری ، کمی چتیدیم و ایمیلش رو داد بهم بعد اون هر روز از طریق ایمیل در ارتباط بودیم و بالاخره شماره

یه روز خوش بیشتر بخوانید »

جنده‌ها بیشتر ادعای پاکی می‌کنن

سلام. آریا هستم و شغلم هم مشاور املاک . داستانی که میخوام براتون بگم مربوط میشه به سال 89 من و دوست دخترم و خواهرش در کیش. من و مریم سال 85 باهم آشنا شدیم مریم 3 تا خواهر داشت یکی از خواهراش به اسم فریبا خیییییییییلی خوش هیکل و جذاب بود و اینکه جوری

جنده‌ها بیشتر ادعای پاکی می‌کنن بیشتر بخوانید »

روزگار نامرد و یه پسر خوشگل

اسم من سعیده الان که دارم این داستان رو می نویسم 24 سالمه ولی داستان برای 5 سال پیشه وقتی من 19 سالم بود. اول بگم که من توی زلزله لعنتی بم پدر و مادر و تنها خواهر بزرگترم رو از دست دادم و از دار دنیا یه عمو دارم که توی شیراز زندگی می

روزگار نامرد و یه پسر خوشگل بیشتر بخوانید »

ماجرای کرده شدنم

سلام. من اسمم رضاست 16 سالمه خواستم ماجرای کرده شدنم رو براتون تعریف کنم… *** ماجرا از جایی شروع شد که وفتی که هفت سالم بود یک از پسرای تو کوچه مون که اول دبیرستان بود همیشه باهام بازی میکرد و خوب بود باهام یک روز بردم خونه شون یک ماشین اسباب بازی نشونم داد

ماجرای کرده شدنم بیشتر بخوانید »

اولین سکس و ارضا شدن عالی‌

سلام. من شیوا 18سالمه قدم 170 این داستان مال یه ماه پیش امیدوارم خوشتون بیاد… *** یه روز دوست پسرم بهم زنگ زد شب که صبح بیا خونمون فیلم ببینیم منم میدونستم واسه فیلم ددن نگفته بیا و واسه سکس بوده خودمم دوست داشتم باهاش سکس کنم واسه همین قبول کردم که برم فردا صبحش پاشدم یه

اولین سکس و ارضا شدن عالی‌ بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا