كسش كس نبود پنبه بود

سلام به همه.   داستاني كه تعريف ميكنم برميگرده به ١سال پيش كه قرار بود با فاميلامون بريم شهرستان چون يكي فوت كرده بود زنگ زديم اژانس كه بياد ما رو ببره سه تا ماشين ميخواستيم ولي دو تا داشتم خلاصه مامانم و خالم وچند نفر ديگه سوار يه ماشين شدن منو پدر بزرگ و […]

كسش كس نبود پنبه بود بیشتر بخوانید »

کونم واقعا کیر میخواست

سلام به همه دوستان …   من آرشم 21 سالمه قدم 180 و وزنم 70 هیکل خوب و رو فرمی دارم که با رنگ پوست سفید و کون گندم محشرم میکنه.میرم سر اصل داستان من از دوران بچگی همیشه تو محل به بچها لاپایی میدادم راستش اصلا نمیدونستم که این کار یعنی چی،کم کم سنم که

کونم واقعا کیر میخواست بیشتر بخوانید »

حس من به خواهر زنم

این داستان که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به یه سال پیش که بهترین سکس من بود…. *** خواهر زن من با مامانش زندگی میکنند چون مامان باباش از هم طلاق گرفتند از همون موقع که من با خانومم دوست بودم با این خواهر زنم که اسمشم هم سارا هست زیاد صمیمی بودم طور بود

حس من به خواهر زنم بیشتر بخوانید »

زورگیر کردن خواهر زنم

سلام. آرمان هستم .   حدود سال ۹۰خواهرزنم با شوهرش دچار اختلاف شد و بخاطر اینکه خونواده ش شهرستان هستن از اون تاریخ تهران تو خونه من زندگی میکرد. ماندانا خواهرزنم واقعا ناز بود با هیکلی میزون و اندام بدون چربی اضافی که بعد جدایی از شوهرش آرایشگری میکنه و حسابی به خودش میرسه و زیباییش

زورگیر کردن خواهر زنم بیشتر بخوانید »

منو مالید بعدشم منو کرد

سلام. اسمم سپیده س و تو کرج زندگی‌ می‌کنیم.این خاطره مربوط به چند سال پیشه من ۲۲سالم بود تو یه کانون پرورش فکری جوانان عضو بودم ک مربوط ب شهرداری بود اواسط شهریور ماه یه تور دو روزه داشتیم واسه شمال البته اسمش تور بود چون ویلای یکی از بچه ها بود و با دبیر

منو مالید بعدشم منو کرد بیشتر بخوانید »

اشتباه شد ببخشید

سلام. اسم من فرشیده و 40 سالمه ساکن یکی از شهرک های اطراف تهرانم اتفاقات سکسی واسم زیاد افتاده ولی اولین باره که میخوام یکیشونو بصورت داستان بنویسم من قدم 170/وزنم 72 با یک قیافه معمولی ولی به قول دوستانم یه زبون چرب و نرم و گیرا دارم شماره تلفن موبایلم خیلی رنده و گاها

اشتباه شد ببخشید بیشتر بخوانید »

مچ گیری از خاله ی حشری

سلام. من علی هستم،بیست سالمه قدم صدو هفتادو وزنم شصت اونزمان قدم صدو شصدو پنج بودو وزنم پنجاه،این داستان مربوط به چهار سال پیشه که من شونزده سالم بود و یه خاله دارم که اونموقع بیستو یک یا بیستو دو سالش بود. زیاد مقدمه چینی نمیکنمو میرم سر اصل مطلب. *** یه روز یه مشکل

مچ گیری از خاله ی حشری بیشتر بخوانید »

دختر خالم جنده بود و ما نمیدونستیم

سلام. من اشكانم وداستان يابهتربگم خاطره اي كه مي خوام براتون بگم مربوط ميشه به دوماه پيش.١٦سالمه وكلاس دوم دبيرستانم ووزنم ٧٥كيلووقدم ١٧٠هست وكيرمم حدودا١٦،١٧سانته ودرمقايسه با سنم خوبه… روزسوم عيدبودكه من ومادرم وبرادرم براي ديدوبازديدبه خونه ي خالم اينا رفتيم.وقتي رسيديم فقط خالم ودخترخالم وپسرخالم خونه بودن. بگذريم بريم سرداستان اصلي.وقتي ما رسيديم بعداز١٠دقيقه

دختر خالم جنده بود و ما نمیدونستیم بیشتر بخوانید »

سکس نصفه شب با دخترخواهر ناتنی

سلام به همه. ماجرایی که می خوام براتون تعریف کنن کاملا واقعی و بدون کم و زیاده بجز اسامی که جایگزین شده که امیدوارم علتشو درک کنین . ابتدا باید بخاطر غلط املایی های احتمالی و نگارش ضعیف ازت عذر خواهی کنم . من چند تا خواهرزاده دارم ( از خواهر ناتنی ) که یکی

سکس نصفه شب با دخترخواهر ناتنی بیشتر بخوانید »

اولین سکس با دختر خواهرم

سلام به همه ی دوستان شهوتناک ماجرایی که می خوام براتون تعریف کنن کاملا واقعی و بدون کم و زیاده بجز اسامی که جایگزین شده که امیدوارم علتشو درک کنین . ابتدا باید بخاطر غلط املایی های احتمالی و نگارش ضعیف ازت عذر خواهی کنم . من چند تا خواهرزاده دارم ( از خواهر ناتنی

اولین سکس با دختر خواهرم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا