سکس داغ به یاد گذشته های خوب

سلام. من علي هستم 30 ساله ، سال 86 بود و من دنبال شيطنت هاي جوني بودم يك ماشين پرشيا نو خريده بودم و به اندازه قيمت يك ماشين ديگه روش خرج كرده بودم ، اون زمان دلم ميخواست ماشيني داشته باشم كه نمونش توي هيچ جاي ايران نباشه… همه واقعا زحمت كشيده بودن، كلي […]

سکس داغ به یاد گذشته های خوب بیشتر بخوانید »

بکن بکن تو ماشین

سلام به تمام دوستای گلم. آیدینم 21 سالمه بچه ی بلوار فردوسم از اونایی نیستم که توهم بزنم بگم بچه خوشگلم یا قد بلندو جذابم قدم 175 وزنم 60 قیافمم خیلی خیلی معمولیه.   این داستان بر میگرده به چند ماه پیش زمستون سال 93 که هنوز ماشین داشتم یه دوست دختر داشتم بچه ی

بکن بکن تو ماشین بیشتر بخوانید »

باورم نمی شد عمم این کاره باشه

سلام. من فرید هستم 18 سالمه.یه عمه دارم 38 سالشه.از شوهرش یه 8 سالیه طلاق گرفته.خیلی هم خوشگله.کونش خیلی گندست.وحشتناک بزرگه.عمم دو تا پسر هم داره که با بابابش خارجند.عمم تو ایران تنها زندگی میکنه و من خیلی پیشش میرم.البته به هوای اینکه تنها نباشه.وگرنه بیشتر برای دید زدن کونش اونجام.همیشه تو خونه شلوارای استرچ تنگ و براق

باورم نمی شد عمم این کاره باشه بیشتر بخوانید »

زنای چادری از همه شهوتی ترن

سلام به همه. من یه چند سالی هست با این سایت آشنا شدم همیشه دوست داشتم یکی از سکس هامو واستون بنویسم. اسم من پارسا البته اسم مستعاره من یه فروشگاه بزرگ دارم حالا بماند چی… *** یه روز جمعه که خیلی بی حوصله بودم رفتم فروشگاه تا با این دخترا که میان کل کل

زنای چادری از همه شهوتی ترن بیشتر بخوانید »

لز با شبنم جوووونم

سلام به همه دختر پسرای حشری. من شادی هستم و 19سالمه و تک فرزندم این خاطره مربوط به 1ماه پیشه .من لزبین نیستم اما دوس داشتم اولین تجرمو بنویسم که فوق العاده عاااالی بود… *** مامانو بابام واسه کاری میخواستن 4 روز برن تهران و منم قرار بود و برای اولین بار 4روز تنهایی خونه بمونم

لز با شبنم جوووونم بیشتر بخوانید »

پایان یک حماقت

نمی خواستم کسی بفهمه، لااقل تا مدتی، اما زندگی در این قرن جدید، خیلی کمتر از اون که باید، در کنترلته و با این همه شبکه های مجازی جورواجور، دیگران خیلی بیشتر از اون که بخوای، از زندگیت می دونن. همۀ اینا رو می دونستم، اما بازم امیدوار بودم شیوا لااقل یک روز صبر کنه

پایان یک حماقت بیشتر بخوانید »

شما بگید گناه من چیه

سلام این خاطرات و درد و دل های یه پسر همجنسگراس،به اونایی هم که از گی بدشون میاد نمیگم این خاطره رو نخونن،برعکس توصیه میکنم بخونید تا کمتر گی ها رو تحقیر کنید. ببینید من خودم مثلا بعضی روابط سکسی و فانتزی ها ک میبینم واقعا حالم بهم میخوره،ولی چون من خوشم نمیاد دلیل نمیشه بخوام

شما بگید گناه من چیه بیشتر بخوانید »

حال و هول با خاله جونم

سلام. اسم من علیرضا ۲۹ سالمه و حدود ۷۰ کیلو وزن و ۱۷۹ قدم. خانواده ی ما تا سال ۷۰ تو آبادیمون که اطراف مشهد بود زندگی کردن و من ۴ سالم بود که جابجا شدیم و اومدیم اصفهان.اون موقع ها به خاطر صمیمیت خانواده ها تموم فامیل مرتب در رفت و امد بودن.من دو سالم

حال و هول با خاله جونم بیشتر بخوانید »

من و زن عمو زری و دوستش

سلام به همه دوستان. من میلاد 20 سالمه بازن عمو زری خیلی حال میکردم من همیشه یه چیزایی رو بهونه میکردم و می رفتم خونشون تا اندام سفیدشو ازتوی سوتینشم شده ببینم زری خیلی سکسیه هر پنج شنبه شبا با عمو سکس داره من خودم چن بار که خونشون شب مونده بودم یواشکی شاهد این

من و زن عمو زری و دوستش بیشتر بخوانید »

رویایی در نیم روز

اداره تعطیل شده بود و داشتم با ماشینم به طرف منزل می رفتم ، در مسیر خونه ، ناخودآگاه چشمم به چند خانم که در پیاده رو در حرکت بودند افتاد ، یکی از اونها که متوجه نگاهم شده بود ، به من نگاه کرد و حتی وقتی از کنارشون رد شدم از آئینه دیدم

رویایی در نیم روز بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا