بوی گندم

تنش بوی گیاه  می‌داد، بوی گندم،  بوی سنگین و نمناک تن‌های دخترانه. بازوهای نچندان لاغرش رو دور بازوانم حلقه کرده بود و من برای اولین بار از این فاصله نزدیک اجزای صورتشو می‌دیدم. چشمهای قهوه‌ای، موهای بور بلند و صورت گندمگون با کک و مک هایی بر گونه های برآمده اش، تنش آنقدر سفید و صاف […]

بوی گندم بیشتر بخوانید »

سکس داغ داغ با زن عمو

سلام. اسم من سروش و الان 26 سال دارم. این قضیه ای كه می خواهم براتون تعریف كنم مال چند سال پیش است. یعنی همون ماهی كه من در مرخصی پایان دوره خدمت بودم و تصمیم گرفتم برم اصفهان منزل عموم. به خاطر دیدن دختر عموم كه خیلی خاطر خواهش بودم. عموم سالهاست در اصفهان

سکس داغ داغ با زن عمو بیشتر بخوانید »

سکس با ثریا خانوم

سلام. من آیسان هستم و 21 سالمه و این داستانی رو هم که میخوام براتون بگم حدود یک پیش اتفاق افتاد برام … خب خانم میانسالی که من باهاش سکس کردم حدود 52 سالشه و اسمش ثریا خانمه و همسایه دیوار به دیوارمونه.این خانم شوهر درست و حسابی نداره یعنی اینکه خب یه آدم خلاف

سکس با ثریا خانوم بیشتر بخوانید »

کس‌های تابستون

سلام. من مانیم 27 سالمه این خاطره برمیگرده به 7 سال پیش یعنی سال 87 که من 20 سالم بود… *** از خودم بگم من چشمای عسلی دارم و با بدن سبزه و خوب حیکلی هم برای خودم درست کردم و با وضع مالی خوبی هم که داریم هر دختری رو به خورم جذب میکردم

کس‌های تابستون بیشتر بخوانید »

خوردن کون زری جون

سلام. امروز داستانی خواندم از تجربه ی کون خوردن و تصمیم گرفتم اتفاقی که برای خودم در اوایل دوران بلوغ پیش آمده را بنویسم چون جاذبه ی کون و کون بزرگ بخصوص در آن دوران جادویی است … *** اخطار : این داستان کمی “حال به هم زن” است تازه بالغ شده بودم و فهمیده

خوردن کون زری جون بیشتر بخوانید »

آروزی سکس با مامانم

من همیشه آروزی سکس با مامانمو داشتم.یه روز منو مامانم تو خونه تنها بودیم بعد مامانم رفت حمومو برگشت و حولشو پوشید و چون خیلی خوابش می امد بدونه این که لباسشو بپوشه با همون حوله رو تخت خوابیده بود و کسش معلوم بود.سریع با گوشیم یه عکس از کسش گرفتم  با همون عکس کس

آروزی سکس با مامانم بیشتر بخوانید »

زندگی‌ پر از سکس دریا

سلام. من اسمم دریاست 26 سالمه قیافمم معمولیه….   بریم سر اصل مطلب من یه پسر عمو دارم که خیلی خوشکله اون 31 سالشه و قد بلندوچهارشونه است درکل هیکل ورزش کاری داره اسمش شاهینه همه دخترای فامیل و غریبه توی کفش هستنداونم دختر باز حرفه ای بودمن خیلی اهل دید زدن پسر نیستم و

زندگی‌ پر از سکس دریا بیشتر بخوانید »

به جای فوتبال یه بازی جدید یادش دادم

سلام. سینا هستم …18سالمه. خاطره ماه تقریبا 17 روز پیشه. بچه باز نیستم اما خب بالاخره تو هر دوره ای واسه کسی پیش اومده که براثر نیاز جنسی به هم جنسش تمایل پیدا کنه! این تمایل من تو این سن شده. البته با یه بچه ی زشت و زمخت نه…با یه پسره که تو کلوپ

به جای فوتبال یه بازی جدید یادش دادم بیشتر بخوانید »

گل گلدون من

روبروی دانشگاه ما یه گلفروشی کوچیک داشت که من همیشه برای زدن مخ دخترا ازونجا گل می گرفتم ، این داستان تکرار و تکرار شد تا اینکه صاحب اون گل فروشی باهام رفیق شد ، یه پسر معمولی که خیلی آروم بود و نچسب،اما لاغر و بدن کشیده ای هم داشت و حسابی هم خاکی

گل گلدون من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا