بوی گندم
تنش بوی گیاه میداد، بوی گندم، بوی سنگین و نمناک تنهای دخترانه. بازوهای نچندان لاغرش رو دور بازوانم حلقه کرده بود و من برای اولین بار از این فاصله نزدیک اجزای صورتشو میدیدم. چشمهای قهوهای، موهای بور بلند و صورت گندمگون با کک و مک هایی بر گونه های برآمده اش، تنش آنقدر سفید و صاف […]
