آموزش‌های سکسی یک مادر روانی‌

اخطار: انتهای این داستان خشن و حال بهم زن است در صورت عدم تمایل به سبک فتیش از خواندن این داستان خوداری کنید. *** با سلام برخی دوستان خوب منو میشناسن اما بگذارین باز هم خودمو معرفی کنم . من مهری شعبانی سه تا بچه یک دختر هجده ساله و یک دو قولوی پسر چهارده ساله […]

آموزش‌های سکسی یک مادر روانی‌ بیشتر بخوانید »

گی با نوه همسایمون

سلام من علی هستم 20 ساله این خاطره‌ مال وقتیه که 17 سالم بود. البته این اسم مستعارم هست من قبلا اینجا یه داستان گذاشتم وقبلا هم گفتم من عاشق گی هستم ما یه صاحبخونه داریم که یه نوه داره به اسم دانیال که اون موقع 13 سالش بود وخیلی خوشگله خب بریم سر اصل مطلب. *** ما

گی با نوه همسایمون بیشتر بخوانید »

خرم کردن کونم کردن

سلام . من پوریا هستم 27 سالم داستانی که مینویسم ماله 13 سالگیمه من 1 بابای خسیس دارم که هیچ وقت بهم پول نمیدادو همیشه تو کف یک 50 تومنی بودم داستان از اینجا شروع شد که ما تو 1 مجتمع بزرگ زندگی میکردیم و کلی بچه محل داشتیم بزرگ و کوچک منم که از

خرم کردن کونم کردن بیشتر بخوانید »

شوهرم برام کیر جور میکرد

با علی از خونه در اومدیم. ساعت 5 ِ بعد از ظهرِ وسطهای پاییز بود. سوار ماشین شدیم.. استرس شدیدی داشتم. فکر کنم علی هم استرس داشت چون یکم داشت بد رانندگی میکرد. _«علی چه طورم؟» علی: «جیگر شدی جندۀ من. چند میگیری؟» _ «این دفعه رو مهمون من باشید.» علی: «امشب یه حالی بهت

شوهرم برام کیر جور میکرد بیشتر بخوانید »

هدیه ی سالگرد ازدواج

سلام به همه چند روز پیش اولین سالگرد ازدواجمون بود برناممون این بود که وسایل بخریمو شامو تو خونه بخوریم که وقت زیادی رو با هم باشیم صبح رفتم بیرون یکم گوشت و جگر خریدم برای نهار ماکارونی پختم و یه کیکم برا شب بعد از ظهر علی گوشتا رو آماده کرد و گفت بیرون

هدیه ی سالگرد ازدواج بیشتر بخوانید »

زن و شوهر مفعول

سلام به همگی دوستان شهوتناک من علی هستم و میخوام داستان خودمو براتون تعریف کنم… خیلی وارد جزیات نمیشم یه عموی جاکش حروم زاده دارم که به کون مرغ هم رحم نمیکنه وقتی شش سالم بود یه روز منو با خودش میبره تویه یه خانه باغ و با اون سن کمم به زور کونم میذاره چون

زن و شوهر مفعول بیشتر بخوانید »

ماجرای رسیدن به کس پروین

بعضی از روزهای هفته ، دَم عصر که میشه از سَر بیکاری ، هر ازگاهی به بوتیک یکی از دوستان سر میزنم و سه چهار ساعتی مشغول گپ زدن با رفقا میشم و گاهی هم اگر پا بده با مشتری های زن یا دختر هم ،سرگرم لاس زدن میشم و اگر هم حسابی پا پیچ

ماجرای رسیدن به کس پروین بیشتر بخوانید »

حال و هول با دخترخاله

سلام به همه. میخوام داستان حال کردن خودمو با دختر خالمو بگم که ماله حدود 3 ساله پیش. *** دخترخالم یه ساله بزرگتر از منه.  اون موقع فصل امتحانات بود که من به مامانم گفتم میخوام برم پیش  سحر (دختر خالم) که مامانم با خالم حرف زد گفت باشه بیاد بعد من که خیلی سحرو دوست داشتم

حال و هول با دخترخاله بیشتر بخوانید »

حامله کردن زن پسر داییم

سلام دوستان داستانی که میخوام برایتان تعریف کنم مربوط میشه به 5 ماه پیش موقعی که من تازه 18 سالم بود من قدم 183 وزنم 69 . *** ما کلا با فامیل های مادریم خیلی رفت امد داریم جوری که هفته ای 3 بار هم دیگرو میبینیم مخصوصا با دایی مادر که دایی مادر دوتا

حامله کردن زن پسر داییم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا