باید میترا رو می‌کردم

من حامد هستم ۴۳ سال سنم هست داستان از اونجا شروع شد که من یک براذر زن داشتم که سه تا بچه داشت یک پسر و دوتا دختر و این داستان مربوط به سال ۹۴ هست ان موقع سن دختر های برادرزنم ۳۲ و۲۶ سال بود پدرشون فوت کرده بود وما برای مراسم خودمونو از خارج […]

باید میترا رو می‌کردم بیشتر بخوانید »

کس دادن به جای بدهکاری پسر داییم

سلام من مريمم كه بسر داييم بهم تجاوز كرده بود… *** من يه روز خونه كه بودم ديدم برام اس ام اس امد بسر داييم بود نوشته بود بايد به منو دوستم بدي وكرنه فيلمتو بخش ميكنم من همونجا خشكم زد رفتم بالكن و بهش زنك زدم كه فهميدم به يارو بدهكاره و ميخواد از

کس دادن به جای بدهکاری پسر داییم بیشتر بخوانید »

کیر به جای کادوی تولد

خیلی وقت بود که با امیر تصمیم گرفته بودیم یه شخص سوم هم به سکسمون اضافه کنیم و دو ست داشتیم یکبار زن بیاریم یکبار مرد,ولی انگار هردو از اینکار میترسیدیم چون هرکسی هم که پیدا میکردیم از طریق اینترنت یا من ازش یه ایرادی میگرفتم یا امیر و دکش میکردیم…   تا اینکه تزدیک

کیر به جای کادوی تولد بیشتر بخوانید »

بکن بکن با دختر عمم

سلام.علی هستم بیستو سه ساله.یه دختر عمه دارم خیلی خوشگله. بیستو یک سالشه.کون خوبی هم داره.همیشه تو کف کردنش بودم ولی فرصتش پیش نمیومد.باهمم خیلی خودمونی بودیم… *** یه روز من بیرون بودم،بعد که کارم تموم شد رفتم سمت خونه عمم.وقتی آیفونو زدم دختر برداشت گفت بله.گفتم علیم،باز کن.درو باز کرد رفتم داخل دیدم خونشون

بکن بکن با دختر عمم بیشتر بخوانید »

کس دادن ستاره تو شرکت

سلام.من ستاره هستم و 33 سالمه …   هفت هشت سال پیش که مجرد بودم تویکی ازشهرستانهای جنوب کشور استخدام شدم و اونجا توی یکی ازشعبات مجبور بودم سالهای اول خدمتمو بگذرونم چون استخدامم دولتی بود. تو اداره ای که بودم فقط سه نفربودیم با رئیس و غیر از من خانم دیگه ای نبود .همکار

کس دادن ستاره تو شرکت بیشتر بخوانید »

قضیه ی کونی شدن من

سلام. من اسمم رضاست و 18 سالمه.داستان مال 3 سال پیشه… *** من خیلی لاغرهستم و قیافمم دندون گیر نیست ولی فقط سفیدم که همین سفیدیم کار دستم داد.وضع بابامم متوسط روبه ضعیفه.داستان از اونجا شروع میشه که من تازه رفتم اول دبیرستان و روز اول هیچکی رو نمیشناختم.یکی از بچه هارو دیدم که قیافش

قضیه ی کونی شدن من بیشتر بخوانید »

سکس من و مامانم سپیده

سلام . اسم من سامان و 19 سالمه و تک فرزندم. من با خانوادم تو تهران زندگی می کنیم . داستانی که می خوام براتون بگم مربوط میشه به 18 سالگیم ینی پارسال که کنکور داشتم . کار و زندگیم شده بود شبو روز درس خوندن و تنها تفریحی که داشتم این بود که آخر

سکس من و مامانم سپیده بیشتر بخوانید »

حالا جور کیرمو بکش

خسته شده بودم از این زندگی.با وجود اینکه زنم رو خیلی دوست داشتم،اما دیگه تحمل زندگی با شهرزاد برام سخت شده بود.منی که آدم خیلی هات و سکسی بودم طوری شده بودم که ماهی یک بار هم با زنم سکس نمیکردم. یادم رفت بگم، اسمم نیما 30 و زنم شهرزاد 28 سالشه.3ساله که ازدواج کردم

حالا جور کیرمو بکش بیشتر بخوانید »

تهدیدم کرد منم بهش دادم

سلام.علی هستم 17 ساله از زاهدان. قدم صدو هفتادو هفت.وزنم پنجاهو سه. خیلی لاغرم ولی یه کون بزرگ دارم که چشم خیلیا دنبالشه… *** من چون شنا بلد نیستم میرم کلاس شنا خصوصی.یعنی منو مربی فقط تو استخریم. یه روز که من رفته بودم استخر.اومدم شیرجه بزنم تو استخر که پام لیز خوردو به کمر

تهدیدم کرد منم بهش دادم بیشتر بخوانید »

شبی که کیر رو کشف کردم

سلام. من روبیتا م 17 سالمه با قد 178 و وزن 48 کیلو . به طور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و داستان هارو میخوندم و به خودم گفتم منم داستانمو بزارم . *** شب تولدم مامانم عموم و عمم رو با دوستای خانوادگیمون دعوت کرده بود . منم یه لباس آبی دکلته کوتاه

شبی که کیر رو کشف کردم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا