به لطافت برگ گل

نفساي داغشو روي صورتم حس ميكردم،همون طور با چشم بسته بهش گفتم مگه قرار نشد يه كم استراحت كنيم بعد ادامه بديم؟ -نميتونم سحر،وقتي لخت كنارمي تحريك ميشم،بيا يه بار ديگه با يه لبخند شيطنت گفتم:ميخوام يه كم بخوابم،اگه ميتوني تحريكم كن انگار منتظرِ يه اشاره بود،خودشو كشيد روي تنم و آروم لبشو گذاشت كنار […]

به لطافت برگ گل بیشتر بخوانید »

کونم حسابی‌ میخارید

سلام میخوام سری اولی که کون دادمو بگم اول از همه بگم که من قدم حدود185 وزنم 60 قیافه مم خوبه با پوست سبزه.عاشق شلوارای تنگم… *** سال 91 بود یه دوست داشتم به اسم محمد که هروقت میرفتیم هنرستان باهم میرفتیم.میرفتم دنبالش باهم میرفتیم صب. یه روز که رفتم دنبالش یه همسایه داشتن که

کونم حسابی‌ میخارید بیشتر بخوانید »

سکس در شب مهتابی

مثل همیشه دستم زیر سرش بود و طاق باز خوابیده بودم. نور کمی از لای پرده ی اتاق وارد میشد. اما اذیت کننده نبود. برگشتم به طرف صورتش. چه زیبا خوابیده بود. صورتی سبزه که زیر نور کمی که توی اتاق بود بسیار زیباتر از همیشه به نظر میرسید. بی اختیار دستم رو توی موهاش

سکس در شب مهتابی بیشتر بخوانید »

از گی تا سکس با زن مطلقه

سلام و ارادت به همه دوستان. داستانم یکم طولانیه امشب میخوام چندین سال رو خلاصه کنم و این بی خوابی رو بدون جواب نزارم…. شاید 80 درصد کسایی که  شدند اولش برای بار اول اول توسط یه پسر سن بالاتر یه دستمالی شدند.من که اینطوری بودم.و خیلیارو میدونم این شکلی با گی اشنا شدند(این وسط یه

از گی تا سکس با زن مطلقه بیشتر بخوانید »

آاخ کسم

سلام. داستانم بر میگرده به چند سال پیش اون موقع من 19 سالم بود و فقط یه بار از پشت سکس داشتم سر همون ماجرا سکس از کون که البته یه جور تجاوز توسط دوست پسرم بود از مردا متنفر شده بودم.. *** من اسمم سمانست الان بیست و سه سالمه بدنم بد نیست اما

آاخ کسم بیشتر بخوانید »

ماه عسل من و خواهرم

نمیدونم چه طور همه چی اونقدر سریع خراب شد من ومریم برای سالهای زیادی عاشق هم بودیم.و حالا قرار بود بعد سالها ازدواج کنیم حتی بلیط مسافرت ماه عسلمون رو هم گرفته بودم.اما تو اون لحظه های آخر همه چی خراب شد. راستش من هیچ وقت آدم متعهدی نبودم این اواخر هم با یکی از

ماه عسل من و خواهرم بیشتر بخوانید »

سکس با آبجی ناز و سکسی خودم

سلام به دوستان.من حمید 20 ساله از تهرانپارس.   ما یه خانواده 5 نفره هستیم که 3 تا خواهر و2 برادرکه همشون ازدواج کردن جز من.این خواهر من که در موردش میخوام بگم اسمش سحر هستش و7 سال از من بزرگتره. من با سحر از اونجایی که یادمه نسبت به خواهرای دیگم راحتر بودم وهرچی تو

سکس با آبجی ناز و سکسی خودم بیشتر بخوانید »

خاطره ی اولین سکس گروهی

حدود ده سال پیش بود. بیست سالم بود. پسر داییم از من دو سال بزرگتر بود. یه دوست دختر داشت که چپ و راست میکردش. دختره هم خیلی خوب بود. کلی میخندیدیم هروقت باهاش میرفتیم اینور و اونور. یه روز داییم و زنش سر جریانی قرار شد برن شهرستان. پسرداییم هم گفت بیا این چند

خاطره ی اولین سکس گروهی بیشتر بخوانید »

مسیر آخر

باید سامان رادیده باشی تا کاربرد جمله ی با «خونسردی تمام»را درست ادا کرده باشی گاهی اوقات با خودت میگویی خلقت یک نفر چقدر میتواند ناهنجار باشد،حتی با تمام دنیای دیدگی هایم!   از وقتی که ازآن محله ی پایین شهر و آلونکِ خانه خوانده شده به کوچه های بالای شهر پناه بردم،ماده گرگ کاملی

مسیر آخر بیشتر بخوانید »

کس دادن مامان در دبی

سلام. من ارش ۱۶ سالمه و الان که دارم این متن رو مینویسم ساعت ۴ صبح روز ۱۳ فروردین ۹۵ هست و همچنان صدای آخ و آوخ و جیغ مامانم زیر ۲ مرد عرب به نامهای خالد و حدان نمیگذاره بخوابم …   مامان من بیتا ۳۴ سالش هست امسال عید با مامان یک تور

کس دادن مامان در دبی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا