حال دادن به کیر کلفتای کلاس

سلام. این خاطره برای دوران دبیرستان منه… *** اون موقع 15 یا 16 سالم بود .من نسبت به پسرای همسن و سال خودم خوشگل تر و قیافم بیشتر به دخترا میخورد به همین خاطر اکثر پسرای کلاس دنبال اذیت کردن من بودن منم رفیق و دوستی نداشتم .تا این که سال جدید کلاسم عوض شد منم […]

حال دادن به کیر کلفتای کلاس بیشتر بخوانید »

سکس گروهی با خانوم آرایشگر

سلام.این داستانی تعریف میکنم مال دوره دبیرستانمه… *** یه هم کلاسی داشتم اسمش محمود بود. من و محمود بچه خوشکلای کلاس بودیم و همچنین از نمره پایینا و شرای کلاسمون بودیم. روزا زودتر از همیشه جیم میزدیم…گاهی اوقات میرفتیم توی پارک و از دخترای دبیرستانی شماره میگرفتیم…گاهی اوقاتم میرفتیم سر به سر مردم و کسبه

سکس گروهی با خانوم آرایشگر بیشتر بخوانید »

تجاوز وحشیانه به زنم و مامانم

سلام. این  تجاوز به مامانم وخانومم جلوی چشمای من اتفاق افتاده… *** من مهدی 20 ساله،خانومم مریم 17سالشه،قیافه اش خوبه اندامش لاغر ومانکنیه خیلی دختر شاد وباحالیه،خیلی خوش لباس وشیک میگرده،البته خیلی سکسی نمیپوشه،تواین یه سالی که عروسی کردیم هیچ چیزی ازش ندیدم،خیلی صادقه هرچی میشه بهم میگه،دوسه بار براش پیش اومده که پسرها گیر میدادن بهش

تجاوز وحشیانه به زنم و مامانم بیشتر بخوانید »

گی من تو آژانس

سلام به همه. خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به یکسال پیش… *** من یه آژانس دارم که به خاطر اینکه منشی ندارم اکثر مواقع خودم دم دفتر هستم یه روز یکی از راننده های سابقمون بهم زنگ زد و گفت راننده میخوای گفتم آره کی هست گفت یکی از بچه محله

گی من تو آژانس بیشتر بخوانید »

کردن جنده ی شوهردار در استانبول

سلام به همه . من سامان هستم 34 ساله با قد 183 ورزش کار البته چن سالی میشه دیگه ورزش نمیکنم واسه همین یکم شکم دارم . کارم  ایجاب  میکنه ماهی یک بار برم استانبول یکی از خاطرات سفرمو واستون میگم راستی یادم نرفته بگم غلت املایی زیاد دارم فوش ندینا (هرچی بگین خودتونین) خخخخخ  

کردن جنده ی شوهردار در استانبول بیشتر بخوانید »

سکس با دوست حشری و ناز خواهرم

سلام این اتفاق که مینویسم مربوط به هفته قبل میشه… *** من امید هستم 27 سالمه بچه تبریز قضیه از اونجا شروع شد که یه روز دوست خواهرم که تو شهرستان بودن اومد خونه ما تا با خواهرم روی پایان نامشون کار کنن وشب موند تو خونه ما.ما دوتا اتاق خواب داریم با یه پذیرایی

سکس با دوست حشری و ناز خواهرم بیشتر بخوانید »

فقط کون ندادم واسش جندگی کردم

سلام دوستان. من اولین باره که داستان مینویسم و امیدوارم کسایی که مثل من از زنونه پوشی و همجنس گرایی خوششون دوس داشته باشن این داستانو و اونایی‌هم که خوششون نمیاد ایراد از من نیست البته تمایل به جنس مخالفمم دارم ولی خب تو زمونه‌ی ما و تو کشور ما تنها شدن با یه دختر آدمو

فقط کون ندادم واسش جندگی کردم بیشتر بخوانید »

سکس وحشیانه ی شوهرم با من

سلام به دوستان عزيز. اين داستان سكس خشن و مهيجه ديروز عصر با شوهرمه و ضمنا اين دومين داستانمه و قبلا يك بار ماجراي اولين سكس با شوهرم رو براتون نوشتم كه حدود يك ماه پيش اومد تو سايت، هدفم از نوشتن هم اينه بدونين كه ميشه با همسر جان هم سكس عالي داشت و

سکس وحشیانه ی شوهرم با من بیشتر بخوانید »

خواهرش نبود مامانش بود

سلام. اسم من رامينه، بيست و پنج سالم هست از شيراز و ليسانس رشته ي تربيت بدني هستم،قدم ١٨٠ هستش، از نوجواني تا بيست سالگي بسكتبال كار ميكردم و تو اين پنج سال در رشته ي بدن سازي فعاليت دارم و تعريف از خود نباشه حسابي بدنمو اوردم رو فرم. خوب بريم سراغ خاطره ي

خواهرش نبود مامانش بود بیشتر بخوانید »

تسلیم و جنده ی او شدم

چند روز بود که “یانه” منزل ما کار میکرد. همیشه کارهای خانه مارا او انجام میداد. از کارتعمیرات در و دیوار گرفته تا نصب و تعمیروسایل برقی. ٤٨ سالش بود ولی نست به سنش جوانتر میزد. ما معمولن کلید منزل را بهش میدادیم میرفتیم بیرون. شوهرم می رفت کار و من هم میرفتم کلاس. هنوز

تسلیم و جنده ی او شدم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا