کردن فرشته خانوم توی حموم

سلام بچه ها من پیمان هستم الان 27 سالمه ولی خاطره ای که میخام بگم مال زمانیه که پیش دانشگاهی بودم اون موقع ها ما سال چهارم نداشتیم پیش دانشگاهی داشتیم . من اصلا تو فاز سکس و دوس دختر و این مسائل نبودم چون اون سال ها نه موبایل داشتم نه کامپیوتر سرگرمیم فقط

کردن فرشته خانوم توی حموم بیشتر بخوانید »

سکس من و مامانم شیما

سلام به همه دوستان اسم من فرشیده خیلی دلم میخواست این خاطره خودم رو براتون بگم… *** من 18 سالمه پسر خوش هیکلی هستم. بر عکس بقیه  که اکثرا وضع مالیشون خوبه،اوضاع ما جالب نیست. به خاطر همین من و مادرم کار میکنیم. راستی یادم رفت بگم پدرم سال گذشته یه ماشین بهش زد و فرار کرد

سکس من و مامانم شیما بیشتر بخوانید »

مامانم کمکم کرد مرد بشم

ظهر یه روز تابستونی با مامان تو خونه تنها بودیم وقت نهار صدام کرد و از اتاق اومدم بیرون و نشستیم سر سفره مامان روبه روی من نشست هیکل بیستش که نسبت به سنش که 43 ساله عالیه صورت و بدن گوشتی و سفید سینه 85 کمر باریک مثل این مینیاتورای کتاب شعر حافظ هستش همیشه

مامانم کمکم کرد مرد بشم بیشتر بخوانید »

کون دادن من تو مدرسه

سلام..من پارسا هستم.این داستان مربوط میشه به همین امسال… *** من 16 سالمه و امسال اول دبیرستان بودم..اول اینو بگم که من یه پسری هستم با چشای سبز،قدم 173 و تپل و خیلی هم خوشگل… چند وقت پیشا با یه نفری آشنا شدم به اسم محسن…محسن یه پسر هیکلی بود که همیشه من تو کفش بودم..من

کون دادن من تو مدرسه بیشتر بخوانید »

عشق قدیمیم زن عموم

سلام خدمت شما دوستان من اشکان 23  از یه شهرستان نسبتا کوچیک تو خراسان رضوی هستم .من 3 تا زن عمو دارم که از بین اینا آخریشون که اسمش مهنازه از زمانی که به بلوغ رسیدم میل سکسی من بوده . من نه میدونم وزنش چنده نه قدش نه سایز سینه فقط اونی که حدس

عشق قدیمیم زن عموم بیشتر بخوانید »

فروشنده ی موفق یا فرو کننده ی موفق

ساعت دو ظهر بود و وسط تابستون داشتم از دانشگاه برمیگشتم خونه و دانشگاهمم وسط کویر بود و انقدر درگیر چیزای چرت و پرت بودم توی زندگی که کارشناسی ناپیوسته که باید توی چهار ترم پاس بشه توی ده ترم تموم کردم خلاصه زندگی بد رو مخ شده بود و روزمرگی و بیکاری بد فشار

فروشنده ی موفق یا فرو کننده ی موفق بیشتر بخوانید »

جلوی دوست دخترش کردیمش

سلام به همه کسایی که این خاطره منو میخونن من اسمم مهدی هست… *** من تو یه شهر کوچیک زندگی میکنم. شهری که همه همدیگه رو میشناسن و بزرگترین سرگرمی ما جونای شهر مواده شهری هست که هیچ جای سرگرمی نداره. جوانای این شهر دو دسته اند یا دختر باز و بچه خوشگل و نانازن

جلوی دوست دخترش کردیمش بیشتر بخوانید »

پاره شدن کون تنگ و داغم

سلام به همه دوستان این داستان نیست بلکه یه واقعیته و برمیگرده به 20-22 سال پیش… *** وقتی که 10-12 سال بیشتر نداشتم. تو کوچه ها بازی میکردیم و پسربا عموم که همسنم بود در حد لاپایی سکس داشتم که زیادتر پشتم به او میبود. یکی از روزها 3-4 پسر همسایه ها مارا در حالی دیدند

پاره شدن کون تنگ و داغم بیشتر بخوانید »

مرسی‌ بابا مرسی‌ مامان

صبح یکی از روزهای تابستون – تابستونی که من بین اول و دوم راهنمایی بودم – توی پذیرایی داشتم با برادرام بازی می کردم که مامانم اومد پیشمون و بعد از همراهی مختصری با ما در بازی کردن، تلویزیون رو روشن کرد و برادرام رو نشوند پای برنامه کودک تا سرگرم برنامه کودک بشن و

مرسی‌ بابا مرسی‌ مامان بیشتر بخوانید »

کلاس کامپیوتر و اولین کون دادن

اسم من ارشیاست 15 سالمه و کلاس نهم هستم. این داستان داستان اولین باری هستش که کرده شدم. همه چیز از کلاس کامپیوتر مدرسه شروع شد.در کلاس کامپیوتر پشت هر میز دو نفر میشینن . جاها رو هم خود معلم تعیین میکنه…   وقتی من رفتم و پشت میز نشستم کنار یه پسره به اسم

کلاس کامپیوتر و اولین کون دادن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا