کس مریم و کیر من
این داستان مربوط میشه به 3 سال پیش… یکی از فامیلامون خانوادگی رفته بودن تهران و تو اون چندسال فقط عیدها میدیدیمشون 3تا دختر و یه پسر داشت که دوتا دخترش مجرد بودن یکیشون که از همه کوچیکتر بود اسمش مریم بود و 31سالش بود منم 25 سالم بود اونموقع ( اونموقع تو فامیل میگفتن […]
کس مریم و کیر من بیشتر بخوانید »
