کس مریم و کیر من

این داستان مربوط میشه به 3 سال پیش… یکی از فامیلامون خانوادگی رفته بودن تهران و تو اون چندسال فقط عیدها میدیدیمشون 3تا دختر و یه پسر داشت که دوتا دخترش مجرد بودن یکیشون که از همه کوچیکتر بود اسمش مریم بود و 31سالش بود منم 25 سالم بود اونموقع ( اونموقع تو فامیل میگفتن […]

کس مریم و کیر من بیشتر بخوانید »

تجاوز به من تو قطار

سلام.من صدفم 25 سالمه.می خوام براتون اتفاقی که توی قطار افتاد رو تعریف کنم… *** با خانواده رفته بودیم سفرکرمان.از اونجایی که من کارمندم وقتی اونا می خواستن برن شیراز نتونستم همراهیشون کنم و با قطار برگشتم تهران تا بعدم از اونجا برم شهرمون.توی قطار همسفرام یه خانواده 5 نفره بودن که شامل یک زن

تجاوز به من تو قطار بیشتر بخوانید »

بابابزرگ مذهبی و حال کردنش با خواهرم

من شایانم و ۱۸ سالمه. این داستانی که میخوام بگم برمیگرده به دوران ۱۴ سالگیم. خونواده ما تو خراسانه. من از خانواده مادریم یه خواهر دارم به اسم نگار که فقط ۱۰ دیقه از من کوچیکتره. من خودم تا کلاس ششم خیلی درس خوندم و راهنمایی رفتم تیزهوشان، ولی ازونجا به بعد علاقه ای به

بابابزرگ مذهبی و حال کردنش با خواهرم بیشتر بخوانید »

داستان قمیش که با مادر زن خود جماع میکرد

در زمانهای دور مردی بود که حسرت تن و بدن مادر زن خویش را میخورد …روزی به مادر زن خویش گفت من طلاق دخترت را میدهم او از پس کارهای خانه بر نمی اید و از او راضی نیستم…مادر زن به التماس او افتاد و گفت ما بسیار فقیریم هر کاری بگویی میکنم اما دختر

داستان قمیش که با مادر زن خود جماع میکرد بیشتر بخوانید »

لذت مفعول بودن

من احمد هستم و بچه اهوازم، ۲۵ سالمه و با مادرم زندگي ميكنم، از بچگي ميدونستم كه به مردها علاقه دارم ولي خب وقتي بزرگتر شدم فهميدم گي بودن چيه و تاپ و بات چه معني دارن و هميشه مرداي هيكلي و تپل و پر مو رو دوست داشتم… *** قديما كه نوجوون بودم تو محل

لذت مفعول بودن بیشتر بخوانید »

کون دادن به پسر عموم

سلام به همه. این داستان شروعش مال خیلی وقته پیشه..حدود ۱۰..۱۲ سال پیش..اون موقع من حدود ۱۷.۱۸ سالم بود..با پسر عموم که ۲ سال از خودم کوچیکتره خیلی جور بودیم…زیاد ولی تو فکر سکس و این چیزا نبودیم.. وقتی میومدن خونمون میرفتیم تو اتاقمونو با هم بازی میکردیم ..پاسور بازیو بازیهای اون موقع..یه شب که خونمون

کون دادن به پسر عموم بیشتر بخوانید »

سکس با دختر دایی شوهردار

سلام خدمت دوستان . من و پسر داییم مجید از بچگی باهم بودیم هر جا میرفتیم باهم بودیم و از همه چی هم با خبر بودیم حتی ده دوازده سالمون بود با هم گی میکردیم سوپر میدیم سیگار میکشیدیم تو همه چی با هم بودیم تا این که بزرگ شدیم و پسر دایی من مجید

سکس با دختر دایی شوهردار بیشتر بخوانید »

جر دادن کس لاله

سلام خدمت همه عزیزان.من امیر هستم 20 سالمه تهران مجرد زندگی میکنم .اهل عشقو حال افراطی نیستم و با دوست دخترم برای رفع نیاز سکس میکردم تا نه وقتمو زیاد یگیره و نه واسم تکراری بشه. *** با دوست دخترم بهم زده بودم و دوماهی میشد که تنها بودم.و چون هرز نیستم فقط با یه

جر دادن کس لاله بیشتر بخوانید »

کس دادن زنم به دایی حشریش

سلام خدمت دوستان گل.   این داستان پارسال برای ما اتفاق افتاد. من و زنم حدود شش ساله که ازدواج کردیم زنم مریم که 30 سالشه و سینه های 80 و اندام عالی با رونهای توپری داره. مریم یه دایی داشت که 60 سالش بود و مقیم آلمان بود و بسیار پولدار سالی یه بار

کس دادن زنم به دایی حشریش بیشتر بخوانید »

پارسا و سمیرا و کیمیا

اسم من پارسا است ،  بار اولمه خاطره مینویسم…   خاطرم برمیگرده به 4سال پیش اون موقع خونمون روستابود و دختر عموی داشتم به اسم سمیرا که دختری سبزه و با کونی درشت و چشمای خوشگل از بچگی همیشه باهم بودیم و شبها تو خونه همدیگه میخوابیدیم و گاهی وقتها شبها باکونش بازی میکردم. بگذریم .

پارسا و سمیرا و کیمیا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا