سکس با زندایی نسرین

سلام به همه ی بروبچ شهوتناک من محمدم 20سالمه این داستان رو که دارم براتون مینویسم کاملا واقعیه راستش خودمم دهنم وا مونده چون سکس با زنداییم رو اصلا باور نمیکردم.بریم سر اصل داستان…   من محمدم اهل شمال سه تا دایی دارم که اخرین داییم یه زن داره به اسم نسرین که این نسرین […]

سکس با زندایی نسرین بیشتر بخوانید »

جنده ی کیردار

هر وقت منو یه جایی میدید میومد و گوشم رو میگرفت و باهاش ور میرفت، صد بار بهش گفتم نکن کوسکش این چه کاریه میکنی… روی تختش که میرفتم دیگه هیچی، مدام دستش و میبرد پایین و با کیرم ور میرفت، هر چقدر هم دستش رو پس میزدم بازم دست وردار نبود که نبود، یه

جنده ی کیردار بیشتر بخوانید »

کیر شق شده که این حرفا حالیش نیس

سلام دوستان عزیز… اسمه من ارمانه و 22 سالمه تهران زندگی میکنم و عاشق سکسم… یه زن دایی دارم خیلی نازو خوشگلو سفیده…اسمش ساراس تقریبا 34.35 سالشه ولی هنو بچه نداره راستش من از 16 سالگی با یادش جق میزدمو کلی حال میکردم اونام تهرانن و زیاد خونشو میرم… یادمه 18 سالم که بود چون

کیر شق شده که این حرفا حالیش نیس بیشتر بخوانید »

استاد دانشگاه و سکس

سلام خدمت تموم دوستای گلم. خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به شروع رابطه ی احساسی و جنسی که هنوز هم بعد 1سال ادامه داره. شاهین هستم. 23 سالمه، قدم 181. از خیالی وقت پیش بسکتبال بازی میکنم واسه همین بدنم نسبتا رو فرمه…. بگذریم.ارتباطم با دخترا هم خوب بوده و دوست

استاد دانشگاه و سکس بیشتر بخوانید »

دنیای کوچیک من

یادمه اون روزا سی سالی رو سن داشتم. یه چندسالی بود درسمو تموم کرده بودم و یه آلونکی واسه زندگی اماده کرده بودم. خسته و کوفته از ماشین پیاده شدم و خواستم درب پارکینگ رو باز کنم، بحث و جدلم با رئیس کلافم کرده بود. تو حال خودم بود که یه صدایی منو به خودش کشوند؛

دنیای کوچیک من بیشتر بخوانید »

خاطرات یه گی‌

من تو یه خانواده سطح پایین بدنیا اومدم. کوچیک بودم که پدرم فوت کرد و مادرم با عموم وصلت کرد البته به عنوان زن دوم…پسر عموم سعید که حالا برادرم حساب میشد خیلی زیاد بنده رو مورد لطف و عنایت دست و پاش قرار میداد!به طوری ک کل محل خبر داشتن و به خاطر قلدر

خاطرات یه گی‌ بیشتر بخوانید »

هزار و یک درد

با مشت محکمی که به کمرم خورد درد در کل بدنم پیچید. صورتم مچاله شد و فریاد ” آخ” از گلویم خارج شد. – قوس بنداز نمیتوانستم، درد زیادی را تحمل میکردم. چهار دست و پا نشسته بودم و او از پشت وحشیانه آلتش را در واژنم حرکت میداد. وقتی حرکتی از سمت من ندید،

هزار و یک درد بیشتر بخوانید »

انتقام سکسی از شوهر

این داستان داستان زندگی خانمیه که الان به عنوان منشی در شرکت من کار می کنه. اسمش رها هست و 28 سالشه انصافا زن سکسی و زیبایی هست. پوست روشن و کاملا صاف، بدن لطیف و قد بلند و بدون مو و صدای کاملا نازک و دخترانه با این که حدود بیست و هشت الی 29 سالشه

انتقام سکسی از شوهر بیشتر بخوانید »

خانم ف

سلام . ازخودم بگم محسن 181قد 68 وزن سفید موخرمایی.موضوع برمیگرده به سال 89 یه زن همسایه مابود بیوه سبزه قدمتوسط چشم مشکی به نام ف که همیشه من محوش میشدم … *** خانم ف چادری آرایش خییییلی ملایم جوراب شیشه ای موهای پاشونمیزد بامارفت وامد پیدا کرده بودن بادوتابچه که داشت سنش هم بالابود

خانم ف بیشتر بخوانید »

خواهرزن گلم چه حالی داد به کیرم

با سلام به دوستان شهوت بالا. قضیه ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به حدود 9 ماه پیش که حیفم اومد شما شهوتناکی ها نخونینش… *** من یه خواهر زن دارم از خوشگلی چیزی کم نداره هیکلش هم عالیه نه چاق نه لاغر پوست سفید و خلاصه حسابی کردنیه تقریبا 20 سالشه تازه ازدواج

خواهرزن گلم چه حالی داد به کیرم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا