زنجیر‌های گسسته

همیشه با خودم میگفتم دیپلم که بگیرم دیگه راحت میشم، چه خیال باطلی. از چی راحت شدم؟ از درس و مشق اجباری و گز کردن راه خونه به مدرسه. چی بدست آوردم؟ الافی، بگومگو با همه وتحمل برادر لوسی که بعد از هدر دادن همه پس انداز خانواده دست از پا درازتر با مغزی درب

زنجیر‌های گسسته بیشتر بخوانید »

پالیسان نوجوان

سلام   قضیه بر می گرده به 2 سال پیش من عاشق پای خانوم ها بودم همیشه جورابشونو دید میزدم میخواستم خم شمو همونجا لبامو بچسبونم به پاهاشون تا اینکه یروز با دوستم عیسی اشنا شدم ی پسر مسیحی مو بور قد بلند بود رفتیم خوشون مامانش با جوراب نازک مشکی و یه دامن تازیر

پالیسان نوجوان بیشتر بخوانید »

کردن کس مونا

سلام به همه رفقا. من آرمینم ۱۸ سالمه کجای کشور مهم نی. این داستان داستان سکس من و خواهر رفیق صمیمیم مهرداده، باور کردن یا نکردنش پای خودتون من که کیف و بردم و برام فرقی نداره که باور کنید یا نه. این داستان مربوط میشه به سه ماه پیش… *** یه رفیق دارم به

کردن کس مونا بیشتر بخوانید »

پول بهتر است یا غیرت؟

سلام.من ۲۵ سالمه و زنم ۲۶ سالش تو دانشگاه اشنا شدیم یه دختر قد بلند و جذاب که با هیچ کس نمیپرید و اصلا با پسرا حرف هم نمیزد نمیشه گفت فوق العادس اما خوشگل و خوش هیکله بعد ۵ سال دوستی و کلی مشکلات و مخالفت های خانواده ها ازدواج کردیم ولی هنوز سر

پول بهتر است یا غیرت؟ بیشتر بخوانید »

هر کی باخت باید بده

داستان من و “سین” عجیب ترین داستان زندگی منه ما شش ماه بصورت مجازی با هم ارتباط داشتیم با اینکه خیلی خوشگل بود ولی خیلی اشتیاقی برای دیدنش نداشتم گه گداری تلفنی حرف میزدیم ولی هیچ معاشقه ای بینمون نبود… داستان مال زمانیه که من در خونه دوستم توی شمال زندگی میکردم دوستم برای کاری

هر کی باخت باید بده بیشتر بخوانید »

اثرات روانی‌ کمبود کس

ساعت 8 صبح بود. ماشین رو تو پارکینگ پارک کردم و رفتم داخل ترمینال رو صندلی انتظار نشستم. طبق محاسبات من خانومم باید ساعت 9 می رسید. ولی چون هوا سرد بود و نم نم برف میومد زودتر اومدم که زیاد معطل نشه و به محض اینکه رسید زود بریم خونه. ..   ذوقم برای

اثرات روانی‌ کمبود کس بیشتر بخوانید »

کوسی از چابهار

سلام اسم من امیره ۲۵سالمه ترک تبریزم و باغبونی بلدم میخوام یه داستان سکس خودم و نازنین تحریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد این داستان برمیگرده به سال پیش وقتی که برای کار به چابهار رفته من سریه باغ اطراف چابهار باغبون بودم اسم صاحب باغ حمید ویه دختر حشری داشت به اسم نازنین… حمید اقا هر جمعه با

کوسی از چابهار بیشتر بخوانید »

شوهر خواهرم و دامن بدون شرت من

سلام.من مریم هستم.شونزده سالمه.سال آخر دیپلم هستم.خانواده ما شیش نفره است و ما چهارتا خواهریم که دوتا خواهر بزرگ دارم.یکیشون بیست و هشت سالشه و اون یکی دوسال از خواهر بزرگم کوچیکتره. من و مژده هم یکسال باهم تفاوت سنی داریم و مژده کلاس دهم هست. *** داماد بزرگمون یه جوریه و من از پارسال

شوهر خواهرم و دامن بدون شرت من بیشتر بخوانید »

سکس من ومامان تپلم

سلام دوستان .اسم من امین ،اسم مامانم حوریه هستش،مامانم درسن پانزده سالگی با پدرم که اونموقع بیست وهشت سالش بود در یکی از شهرهای شمالی ایران ازدواج کرد یعنی سیزده سال فاصله سنی،خب اونموقع بابام جونتر بود ومیتونست خارش کوس مامانمو ازبین ببره ولی الان مادرم حدود ۴۵سال و بابامم ۵۸سال سن داره،بابام بازنشسته شده

سکس من ومامان تپلم بیشتر بخوانید »

قمار سکس

شبی سرد و پاییزی بود. چند دقیقه ای می شد که شوهرم ماشین رو خاموش کرده بود. ولی هیچ کدوم از جامون تکون نمیخوردیم. بالاخره خودم پا پیش گذاشتم و دستگیره ی در رو کشیدم که با ناله ای باز شد. باد ملایمی می وزید و دست نوازشش رو به موهای لختم می کشید. ساعت

قمار سکس بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا