سکس با زندایی جندم

سلام اسم من امیر میخوام ماجرای خودم و زن دایی سمانه رو براتون بگم اول از خودم بگم ٢۵سالمه قد ١٧۴ کیرم هم متوسط و زن داییم هم ٢٩سال قد حدود ١۶۵ـ١٧۰هیکل هم تووپ ماجرا بر میگرده پنج سال پیش عید… *** از قبل ماجرا براتون بگم ما اصالتا اهل شیراز هستیم چون خونمون یه شهر […]

سکس با زندایی جندم بیشتر بخوانید »

گول خوردم و کون دادم

سلام. من حسن هستم تو تهران زندگی میکنم و تک پسر هستم الان نوزده سالمه این خاطره بر میگرده به موقعی که من چهارده سالم بود .اون سالا وضعیت مالی خانواده ما خوب نبود و مادرم هم مجبوری سر کار میرفت .من از سکس اطلاعات زیادی نداشتم ولی خوب اندازه بچه چهارده ساله میفهمیدم یه

گول خوردم و کون دادم بیشتر بخوانید »

دو سال جندگی در مقابل یک عمر زندگی‌

الان بیست سالی هست که با احمد ازدواج کردیم .من کارمند بانک هستم و اون معاون یه شرکت بزرگ احمد از روز اولم بخاطر تحصیلات بالا و سوابق زیادی که داشت پستهای بالایی داشت .قد بلند چهارشونه و خوش تیپ و واقعا مرموز من توی این بیست سال هنوز سر از کارش در نیاوردم روابط

دو سال جندگی در مقابل یک عمر زندگی‌ بیشتر بخوانید »

عشق صورتی

سلام. آراد هستم 19 سالمه یه پوست روشن دارم با چشمای بزرگ سورمه ای و یه دماغ کوچولو و لبای قلوه ای صورتی و نرم که ازش راضی نیستم و ترجیح میدم یه لب خیلی کوچیک داشته باشم میخوام خاطرام رو با خوشگل ترین پسر دانشگاهمون تعریف کنم… *** اولین روزی بود که میرفتم دانشگاه

عشق صورتی بیشتر بخوانید »

سکس مامانم با دوست پسر جدیدش

سلام  .من آرشم 20 سالمه ادم بیخیالی هستم که کلا زندگی به تخمم هست کلا حال نمیکنم بخام زندگی رو سخت بگیرم .این ماجرا مال تابستون پارساله مامانم یه زن محجبه و خیلی چاقه که از بچگی من باهاش خیلی راحت بودم تا حدی که چند بار درحال حق زدن مچم رو گرفت ولی دعوام

سکس مامانم با دوست پسر جدیدش بیشتر بخوانید »

بکن بکن در سفر

زيپ شلوارمو داد پايين ، دستشو كرد تو ، اول از رو شرت كسمو مالوند، گفت جوووون چه داغه…. گفتم نكن زشته مردم ميبينن، دو ديقه قبلش دستش تو سوتين م بود نوك سينه مو فشار ميداد، بزور دستشو از تو سينه هام جدا كردم، گفت جنده خانوم نميبيني شق كردم؟؟؟؟ پياده ت ميكنم همين

بکن بکن در سفر بیشتر بخوانید »

ناله های نگار

خوابِ خواب بودم یکهو دیدم داره اروم تکونم میده.چشامو وا کردم توی تاریک و روشن اتاق دیدم نگار هستش اروم بهم گفت:پاشو میخام. دیدم موبایلش دستشه و داره با یکی تلفنی حرف میزنه. اروم تو گوشش گفتم : چی میخای جنده کوچولوی من؟گفت :زود بااااش بیا اااااه.   پاشدم از تختخواب چراغها رو روشن کردم.دیدم

ناله های نگار بیشتر بخوانید »

دلم دکتر بازی میخواد

دانیالم یه پسر خوشگل سفید با چشمای عسلی یادمه کلاس پنجم ابتدایی اینا که بودم،یه همسایه داشتیم دخترش خیلی پررو بود از من یه سه چار سالی بزرگتر بود و منو گاهی اذیت میکرد ولی خیلی خوشگل و سفید بود دوسش داشتم هروقت خونه تنها بودم میومد پیشم یادمه یه بار اومد و گفت میای

دلم دکتر بازی میخواد بیشتر بخوانید »

کون دادن تو عالم نعشگی

سلام من 24 سالمه قیافم معمولیه اما بعضیا میگن شبیه ادمای مظلوم هستی. به هرحال… *** من کونم خیلی خوبه یعنی از بس که کیر رفته توش از بچگی استایل خوبی گرفته من ماهی تقریبا 5 یا 6 بار کون میدم دیگه عادتم شده.. یکی از داستانام اینه که یه روز با ماشین تو خیابون

کون دادن تو عالم نعشگی بیشتر بخوانید »

منو کردن

ماجرا برمیگرده به زمانی که من سال دوم دبیرستان بودم و تقریبا 15 سال داشتم. یه روز که معلممون نیومده بود و من یه ساعت زودتر داشتم میرفتم سر خیابون که ماشین بگیرم و برم خونه (اکثر بچه ها سرویس داشتن و همونجا تو مدرسه منتظر میموندن و بنابراین کوچه مدرسه که طولش هم کمی

منو کردن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا