دلم میخواست یه بارم که شده کون بدم

سلام دوستان من اسمم امير٢٥ اصلا اهل داستان نويسي نيستم يعني بلد نيستم ولي دوس داشتم يه خاطره كوتاه از خودم واستون تعريف كنم…. *** راستش چند وقت بود يه حسي درونم به وجود اومده بود كه دوس داشتم تجربه يه بار دادن حس كنم علتش نميدونم شايد بيشتر به خاطر اين بود بدنم خيلي […]

دلم میخواست یه بارم که شده کون بدم بیشتر بخوانید »

تو که میکنیش جلوی من بکنش

سلام داستان من واقعیه اسم من محسن ده سال پیش با زنم سارا ازدواج کردم تپل سفید با سینه سایز 85 یه خواهر داشت به نام سمیرا که 10 سال از زنم کوچیکتره الان زنم 35 ساله وسمیرا 25 سالش برعکس خانمم سمیرا باربی زیبا دو سال بعد ازدواج با سارا کم کم تو رابطه جنسیمون

تو که میکنیش جلوی من بکنش بیشتر بخوانید »

از اون کارا با پریا

سلام من اسمم سامانِ و یه عمو زاده دارم به اسم پریا من و پریا همیشه رابطه خوبی داشتیم و همیشه دوست داشتم کنارش باشم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سال ۹۳ که اون موقع من ۲۳ سالم بود و پریا خانم ۲۴ساله اول اجازه بدین یکم از شرایط پریا بگم

از اون کارا با پریا بیشتر بخوانید »

تازه قدر کیرشو فهمیدم

مریم هستم ۲۹ساله داستانی که میخام براتون تعریف کنم مربوط میشه به یک س ال پیش من یه زن شوهر دار هستم قدم حدود ۱۶۰وزنم۶۰کیلو پوستمم سفیده چشمو ابرو مشکی دارم راستشو بخاید هیچ وقت از سکس با همسرم راضی نبودم ولی اهل شیطنت و خیانت هم نبودم بعضی شبا وقتی بیخابی به سرم میزد

تازه قدر کیرشو فهمیدم بیشتر بخوانید »

غافلگیر شدم و مجبور شدم کون بدم

سلام یه همسایه داشتیم یه پسر داشت که از من چهار سال بزرگتر بود و چون تو کوچه ما پسر دیگه ای نبود ما باهم همبازی بودیم.همیشه خونه همدیگه بودیم.باهم کشتی میگرفتیم ولی با پیشنهاد اون که همیشه زورش به من میرسید و میومد روم میخوابید،همیشه هم کیرش سفت میشد اونم میذاشت لای کونم البته

غافلگیر شدم و مجبور شدم کون بدم بیشتر بخوانید »

کردن کون خاله ی زنم

سلام من مرتضی هستم ۳۰ساله از مازندران من عاشق سکس از کونم اما خانمم میترسید و قبول نمیکرد یه شب خونه مادر خانمم خوابیدیم اونشب خاره خانمم واسه یه کاری اداری اومده بود ساری خاله خانمم اسمش فرنازه حدود۳۵ساله اما خیلی هیکل توپی داره اونشب تو اتاق کناری ما خوابیده بود من موقع خواب کیرم

کردن کون خاله ی زنم بیشتر بخوانید »

تمام شوهران من

خسته و کوفته کلید انداختم و اومدم تو که با خش خش کاغذی که لگد کرده بودم به خودم اومدم. عجیب بود. سپیده امکان نداشت خونه رو نامرتب بذاره و بره. میگفت هیچ وقت نمیدونی کی قراره باهات برگرده بیاد خونه. امکان نداشت سپیده یه کاغذو همینجوری به امان خدا ول کنه و بره. خم

تمام شوهران من بیشتر بخوانید »

کاترینا

اسم من کاتریناست و یه دورگه ایرانی_ روسیه ای هستم. ۲۰ سالمه و هیکل فوق العاده سکسی دارم. خانواده مادرم همه روسیه هستن و خانواده پدرم ایران که قراره برای عروسی سوفیا بیان روسیه. *** با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم.امروز عروسی سوفیا بود و قرار بود بعد از برگشتن از کلیسا بیایم

کاترینا بیشتر بخوانید »

روانی ها

تو که میبینی اون علی آشغال همش خیره شده بهت میری باهاش دستم میدی ؟ دستاشو گذاشت رو قفسه سینم و هولم داد عقب هنوز مات و مبهوت کارش بودم میدونستم اصلا چیز خوبی در انتظارم نیست چون حسابی مست کرده بود. عرفان اشتبااااه کردم توروخداااا ببخشید !!! خفه شو عوضی یبار که تنبیه بشی

روانی ها بیشتر بخوانید »

زنم یه جنده ی شیطونه

سلام عشقا من سعید هستم 31 و همسر خوشگلم الهه 26 ساله . خب اینو همین اول بگم که بیشتر از اونی که من روی الهه احاطه و قدرت اظهار نظر داشته باشم اون روی من مسلطه البته خیلی هم اذیتم نمیکنه ولی گاهی تا مرز له شدن منو میبره . الهه یه زن فوق

زنم یه جنده ی شیطونه بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا