مرضیه الان جنده ی‌ منه

سلام مستقیم میرم سر اصل مطلب من امین هستم از تهران متولد ۱۳۷۷ و دختر عموم مرضیه ( اسمشو عوض کردم ) ۳ سال بزرگتر از منه داستان بر میگرده به پارسال یعنی سال تابستون ۹۶… ***   مرضیه دختریه با پوست گندمی ، سینش گرد و تپل ( تقریبا ۸۵ ) کون معمولی و […]

مرضیه الان جنده ی‌ منه Read More »

به بابام کس دادم

سلام اول از همه احتمالا میخواید بدونید قدم چنده رنگ پوستم و غیره اما حوصله تعریف کردن این چرت و پرتارو ندارم میرم سر اصل مطلب ! *** من دخترم ۲۱ سالمه نمیخوامم ادا تنگارا درارم به همه فامیل و همکلاسی و استاد و شوهرِ دوستام خلاصه هرکی که کیرشو دوست داشتم دادم جریان از

به بابام کس دادم Read More »

قربون کیرهای کلفت و صاف

سلام خدمت همه دوستان. من امیر هستم ۳۸ساله داستانی که میخوام براتون تعریف کنم از خیلی وقت پیشه !!اونوقتا من تقریبا ۱۰سال داشتم و پسر داییم غفور ۱۴سال همیشه خونه هم رفت امد داشتیم تا یه بار که خونشون بودم گوشه حیاطشون یه انباری داشتن میرفتین اونجا بازی میکردیم ! کم کم پسر داییم گفت

قربون کیرهای کلفت و صاف Read More »

آبتو بریز تو زنم

زن من اسمش پریه و 55 سالشه ولی به نسبت سنش سکسی و خواستنیه . قدش 160 و وزنش 72 کبلو با سینه های +85 از اون زنهاست که مردهای گردن کلفت خیلی میخوانش . جلو مردها تو مهمونی ها سکسی می پوشه . دامن کوتاه و لباس های بدن نما . پری چند سال

آبتو بریز تو زنم Read More »

بازی روزگار

هروقت توی راه‌پله می‌دیدمش، صاف به چشم‌هام خیره می‌شد و بدون اینکه کلمه‌ای بگه، لبخند می‌زد. برعکس خودش، شوهرش عبوس و ‏بداخم بود، اما حداقل جواب سلام آدم رو می‌داد و یه مختصر احوال‌پرسی هم می‌کرد. همیشه با خودم فکر می‌کردم که این زن و شوهر ‏جوون کارهاشون رو با هم قسمت کرده‌اند؛ چهره‌ی بشاش

بازی روزگار Read More »

زندگی‌ سکسی ما

صدای خش دار و عصبی آرش از پشت در اتاق تو گوشم پیچید؛-مانیا؟ میگم چی شده خب،نباید من بدونم؟ ‎كاش میتونستم بگم, آرش دلم گرفته، از زندگی كه از شور و حال افتاده، از اینكه هیچی مثل قبل نیست، من و تو داریم درگیر تكرار میشیم و این خیلی خطرناكه…صبح تا شب سرمون تو گوشیه

زندگی‌ سکسی ما Read More »

ثریا کیر میخواست

بخاطر شغلم در یکی از شهرهای جنوب دور از خانواده خود و همسرم زندگی می کنیم . زمستون پارسال مادر زن و خاله همسرم برای دیدن ما یک هفته اومدن خونمون . شب که شد مادر زنم گفت برای من تو یه اطاق جدا جا بندازید تا صدای خر و پفم کسی رو اذیت نکنه

ثریا کیر میخواست Read More »

تپل‌ترین کس دنیا

سلام.   خاطره ای که میخوام بگم یکی از بهترین و شیرین ترین اتفاقات زندگیم بود و کسایی که مثل من چاق پسند هستند درک میکنن که منظورم چیه یک روز تو خیابون چند تا دختر دبیرستانی باهم داشتن عبور میکردن وسطشون چیزی که خیلی جلوه میکرد و برام جالب توجه داشت حضور یک دختر

تپل‌ترین کس دنیا Read More »

برنامه ریزی برای کردن کون من بوسیله ی صاحبکارم

این خاطره ای که براتون میگم، دقت کنین خاطره ن داستان پس سعی کنین که باورکنین واقعیه برمیگرده به دوسال پیش 19 سالم بود میرفتم سرکار کارمم مربوط به رشتم بود یه شغل هنری، صاحبکارم یه مرد 49 ساله با دوتا پسر یکی شون 28 محمد و اون یکی علی 25 سالش بود اوایل کاری

برنامه ریزی برای کردن کون من بوسیله ی صاحبکارم Read More »

ماجرای جنده شدن زنم

من اسمم رضاهستش۳۰سالمه زنمم شیدا ۲۶ سالش… میخوام داستان جنده شدن زنموبگم که کاملا واقعیه بدون هیچ کم و زیادی …دوستان باور کنید اینقدر این کار لذت داره شما رو به یه دنیایی میبره که حتی شراب و شیشه و علف هم نمیتونه ببره… به جای عصبی بودن و کوفت شدن زندگی‌ اینقدر زندگی‌ شیرین

ماجرای جنده شدن زنم Read More »

Scroll to Top