من ویدا ۱۶ ساله لزبین هستم

  سلام ب همه اسمم ویدا ۱۶ سالمه و لزبین هستم پارسال ی همکلاسی داشتم ب اسم تینا که با هم خیلیم خوب بودیم ماجرا از جایی شروع شد ک اولین بار تو چت از من پرسید ویدا تاحالا لب دادی؟ منم یذره تعجب کردم از سوالش اخه تاحالا از این حرفا پیش نکشیده بود

من ویدا ۱۶ ساله لزبین هستم بیشتر بخوانید »

لز کتی و فرناز

  سلام… من فرنازم و 22 سالمه و این داستان واس پارساله… منو کتی از سال سوم راهنمایی باهم همکلاسی بودیم و ازهمون روزای اول ک شناختمش باهاش دوست شدم چون کلا باهمه بچه ها فرق میکرد… همه از دوستی ما خنده اشون میگرفت چون دوتا دختر با روحیه مخالف بودیم اما انقد خوب باهم

لز کتی و فرناز بیشتر بخوانید »

فقط در عرض سه ساعت

  سلام. من کارمند هستم و چهل و هشت سالمه ، اسمم علی قد بلند و چهارشونه اما چهره ای تقریبا زشت با پوستی تیره . دو پسر و یک همسر دارم. مدت دوساله که با همسرم رابطه ای ندارم چون خودش اینطوری خواسته. بدلیل افتادگی رحم و ….هر روز صبح ساعت نه ونیم از

فقط در عرض سه ساعت بیشتر بخوانید »

زن جنده و شوهر کونی

داستان از اونجا شرو شد ک قبل عید 97 واسه ترخیص رفتم بندر عباس تنهایی با ماشین شخصی برگشتنی از مسیر شیراز اومدم نرسیده به شیراز شهر سروستان ی پارکی بود همه مسافرا چادر زده بودن منم گفتم چادر دارم هواهم خوبه میخابم چادرو برپا کردم و هوس قلیون کردم من همیشه مجهزم وهمه چیزم 

زن جنده و شوهر کونی بیشتر بخوانید »

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است

  زمستون بود و تو تاکسی از دانشگاه برمیگشتم که گوشیم زنگ خورد یه دختر با صدای نازک و دوست داشتنی که میخواست چند تا نرم افزار حسابداری بهش یاد بدم آخه تدریس خصوصی هم میکردم قرار شد بیاد یه آموزشگاه تا دربارش صحبت کنیم…   کلاسا که شروع شد فهمیدم ازدواج کرده اسمش آرزو

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است بیشتر بخوانید »

نمیدونستم که اون روز بهم تجاوز میشه

من نسرین هستم…   ما همسایه ای داشتیم که تو محله مون تولیدی مانتو داشت و چون دوست خانوادگی بودن الگوی بعضی مانتوهای جدیدشون رو میاورد خونه ما من میپوشیدم و بعضی جاهاش علامت میزد که چقدر باید تغییر کنه.من و دوستم الهه پنجشنبه ها بعد از دبیرستان میرفتیم یه باشگاهی بدمینتون و اسکواش بازی

نمیدونستم که اون روز بهم تجاوز میشه بیشتر بخوانید »

کاخ مروارید

سلام به دوستان این قضیه مربوط میشه به پونزده شونزده  سال قبل وقتی که من با یه دختر تو کرج دوست بودم و یواش یواش مادر دوست دخترم رو هم شروع کردم به کردنش… *** اسم من سهیل هستش و الان ۳۸ سالمه اون موقع‌ها خونه ی ما گوهر دشت بود و همه ی دخترای

کاخ مروارید بیشتر بخوانید »

زیر کیر مرد متاهل

سلام این داستان اولین گی منه و امیدوارم که خوشتون بیاد خیلی وقت بود ک دنبال یکی میگشتم ک سوراخم رو باز کنه و یه حال اساسی به کونم بده و منو تحقیر کنه چون یه بار چند سال پیش ک داشتم از مدرسه داشتم برمیگشتم میخاستم تاکسی بگیرم و یه راننده وانت سوارم کرد

زیر کیر مرد متاهل بیشتر بخوانید »

میسترس تاریک

یه خونه ی تاریک با کمی نور های شمع با دیزاینی هنری اما فانتزی و در نوع خود جالب تو شمالی ترین نقطه ی تهران یک پسر عضلانی اما به شدت لاغر و ظریف دست و پاش بسته شده بود به چیزی شبیه صلیب خونه بسیار ساکت و صدای پاشنه های کفش دختری مغرور با

میسترس تاریک بیشتر بخوانید »

اوسکولی در سرزمین عقده‌ای‌های حشری

سلام از شما دوستان میخوام که این داستان رو کامل و دقیق بخونید و کمکم کنید من محمد هستم 35 سالمه … تقریبا 8 سال پیش بود که به واسطه دوستی من با یکی از رفقام پای همسرشم به خونمون باز شد . بعد یه مدت کوتاه روابط دو خونواده به جایی رسید که هر

اوسکولی در سرزمین عقده‌ای‌های حشری بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا