همه پدوفیل هستن

حسن هستم 27 سالمه و داستانم مربوط به دوره 13 تا 19 سالگیم هست، پوست سرخ و سفید مو لخت و براقه خرمایی قدم الان 170 وزن 70. خیلی تو دوره 13 سالگیم به بعد مورد تجاوز قرار گرفتم بطوری که انگار تقاص زیبایی آزار و اذیته از کلاس ژیمناستیک گرفته تا اتوبوس و مدرسه

همه پدوفیل هستن بیشتر بخوانید »

پیک نیک سکسی

سلام دوستان خسته نباشید. من سینا هستم قبلا دو داستان در این سایت گذاشتم اما چون دوستان نظری ندادن دلسرد شدم اما چند شب پیش یه داستان گی خوندم و تحریک شدم روند داستان گذاشتن خودم رو ادامه بدم.اما برای اینکه داستان های من براتون جالب باشه و متوجه بشین حتما داستان اول یعنی (

پیک نیک سکسی بیشتر بخوانید »

پژواک

یه چوپان زاده بازیچه زن ارباب بشه، به عشق دختر ارباب بره خارج، با دختر خارجی دوست بشه، درگیر سرویس جنسی… به نظر شوخی میاد، آره، یه شوخی که کاش روزگار با من نکرده بود. از بابا ننه م فقط سایه ای یادمم مونده مثل سایه آدمی که بر پله بانکی در هیروشیما در لحظه

پژواک بیشتر بخوانید »

سوراخ باز شده

سلام امید هستم این قضیه دیروز برام اتفاق افتاده… یک سالی میشه دوباره رفتم سراغ بدنسازی دیروز بعد از باشگاه به دلیل خرخر کردن سینه ام نوبت پیش یک متخصص ریه داشتم حدود ساعت ٧ رسیدم به مطب و دفترچه رو دادم که کارهامو خانوم منشی انجام بده. منشی خیلی خفن بود از اونایی که

سوراخ باز شده بیشتر بخوانید »

کون دادن واسه استخدام

من زهرا 34 ساله هستم ماجرا بر میگرده به استخدامم توی بیمارستان امام رضا… همه جا رو واسه کار گشتم پارتی هم نداشتم تا از این و اون شنیدم که برم پیش آقای حسن پور اون نفوذ داره و میتونه سفارش کنه که جایی دستم بند بشه. دفعه اول که به دفترش رفتم بعد کلی

کون دادن واسه استخدام بیشتر بخوانید »

اولین کیری که رفت توم

سلام اسم من دلارامه 19 سالمه قدم 162 و 58 کیلو وزنمه اینا مشخصاتمه ولی داستان من از همون کودکیم شروع میشه ک علاقه خیلی زیادی ب پدرم داشتم پدرم و مادرم وقتی خیلی جوان بودن ازدواج کردن بخاطر سنتی بودن خانوادهاشون خلاصه پدرم چون رفیق باز بود زود براش زن گرفتن و من شدم

اولین کیری که رفت توم بیشتر بخوانید »

ختم آقا بزرگ

ساعت 1 نصفه شب بود که تلفن خونه زنگ خورد . مادرم و برادر کوچیکم خواب بودن بابام داشت شیره تریاک درست میکرد منم تو ماهواره میچرخیدم دنبال یه فیلم . با بابام نگران همدیگرو نگاه کردیم . این وقت شب زنگ تلفن خونه همیشه دردسرساز بوده و خبر بد داشته . تلفن رو برداشتم

ختم آقا بزرگ بیشتر بخوانید »

زنم جلوی چشمم گاییده شد

سلام مهیار هستم علاقه زیادی به حقارت توست خانومم دارم، این حس تو ما جا افتاده بود جوری شده بود که کل زندگی رو بدست گرفته بود، یه شرکت از خیر سر باباش به ما رسید که من مدیر مالیش بودم بعد ازین که خانومم مالکش شد من کارو تعطیل کردم از خانومم بگم شیوا

زنم جلوی چشمم گاییده شد بیشتر بخوانید »

منو گولم زد و آبشو ریخت روم

سلام این داستان مربوط به تمامی اتفاقات سکسی من از بچگی تا به الان هس اسم مستعار من جیبوتیه وزنم ۷۴ قدم تقریبا۱۸۰ پوستم سفیده ولی بدن پر مویی دارم تقریبا هم کون و سینه هایی برجسته دارم و با صورت ساده بچه گانه ای که دارم قبل از اونی که کونی باشم مرا کونی

منو گولم زد و آبشو ریخت روم بیشتر بخوانید »

طعم یه لذت جدید

سلام عرض کنم بنده یه پسر عمه دارم به اسم سهراب که دو سال ازم کوچیکتره.با این حال خیلی اخلاقامون بهم میاد و بزرگترین نقطه اشتراکمونم این بود که هردو عاشق خانمای سن بالا بودیم.واسه همینم از دو سال قبل از این خاطره که اومد مشهد،دائم با هم بودیم.اون موقع هردو جوون بودیم و چون

طعم یه لذت جدید بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا