فقط یه بار جندگی کردم

با شوهرم دعوام شده بود . برای اینکه کش پیدا نکنه زدم بیرون . عصر یک روز اخر هفته ی بهاری بود . البته خرداد ماه . هوا دیرتر تاریک میشد و میتونستم یک دوری تو بازارچه بزنم و برگردم . نه تیپ زده بودم نه آرایش داشتم‌ غمگین و تو فکر بودم و فکرشم […]

فقط یه بار جندگی کردم بیشتر بخوانید »

بچه خوشگل

اسمم … سنمم ۲۱ ساله ولی به هیچ عنوان قافه ام به سنم نمیخوره و خیلی کوچیک تر ازسنم نشون میدم همه فکر میکنن ۱۶ سالمه و تو یکی از شهرستانا زندگی میکنم. از تعریف از خود خوشم نمیاد ولی واقعیت رو میگم قیافه ام جوریه که چند تا پسر تا حالا واقعا عاشقم شدن

بچه خوشگل بیشتر بخوانید »

چی‌ شد که خواهر نازمو کردم

سلام،من داستان نویس خوبی نیستم اما سعی میکنم قشنگ بنویسم که لذت ببرین.هر وقت داستانهای سکس با خواهر رو میخونم،قشنگ حس میکنم که چه لذتی داره چون منم برام اتفاق افتاده.خب بریم سر اصل ماجرا.. این داستانم برمیگرده به حدود هفده هجده سال پیش.من دو تا خواهر دارم وپنج تا داداش.من پسر و بچه ی

چی‌ شد که خواهر نازمو کردم بیشتر بخوانید »

تا ته کرد تو کس زنم

اسم زن من سارا هست قدش 165 وزنش 65 سینه هاش 85 خیلی خوشگله جوری که هروقت میرسم بازار همه نگاهش میکن. ماحرا ازانجاشروع شد که من برا یه دوره ادراری دوماه رفتم شمال که در نبود من سارا با دوستم سینا حسابی قاطی شده بودن .وقتی من برگشتم سینا از قبل بیشتر بهم نزدیک

تا ته کرد تو کس زنم بیشتر بخوانید »

فقط کاش دوستاشم بیاره

من زهره 41 سالمه قدم 170 وزنم 70 توی بیمارستان کار میکنم یه پسر دارم بنام مهدی که اهل رفیق بازی است یه روز که عصرکار بودم خیلی خسته بودم مرخصی ساعتی گرفتم اومدم خونه. گفتم یه دوش میگیرم میرم میخوابم به خونه رسیدم لباسامو در آوردم رفتم زیر دوش، میدونستم مهدی خونه است اما

فقط کاش دوستاشم بیاره بیشتر بخوانید »

بازیهای ظهر تابستون

سلام اسم من شاهدول هستش 20 سالمه و اولین باری هستش که داستان مینویسم… من از بچگی سکس و تجربه کردم و می خوام یه خاطره از بچگیم بگم …بچگی دوران خوب و پر خاطره ای واسه من بود ،انگار همین دیروز بود ، از صبح که بیدار میشدیم فکر بازی بودیم تا شب که

بازیهای ظهر تابستون بیشتر بخوانید »

هیچی‌ مثل دیدن گاییده شدن زنم حال نمیده

سلام. اسمم سعیده الان که دارم براتون مینویسم 37 سالمه خب از همین اول تم داستان رو بگم که هرکی دوست داره بخونه هرکی هم دوست نداره وقتشو تلف نکنه خب من از قبل ازدواجم به سایتهای سکسی زیادی سر میزدم و کلی عکس و فیلم خارجی میدیدم و با سایت اویزون اشنا شدم که

هیچی‌ مثل دیدن گاییده شدن زنم حال نمیده بیشتر بخوانید »

خواهر کوچیکه ی زنم

از وقتی با سحر ازدواج کردم و پام به خانواده اش باز شده بود و خواهر کوچیکش بد جور رو مخم رفته بود . من سعید هستم 40 سالمه و خیلی شهوتیم ، قبل از ازدواجم با سحر با ده دوازده تا زن سکس داشتم قد و هیکل متناسبی دارم 180 قدمه 90 کیلو وزنمه

خواهر کوچیکه ی زنم بیشتر بخوانید »

زورگیر کردن پوریا

سلام من آرمين هستم شونزده سالمه و اين داستان مال هفته پيشه.اول از خودم بگم من 183قدمه و نزديك 80كيلو هم وزن دارم.اين داستان كردن كون همكلاسيم پورياس.پوريا يه پسر سفيد خوشگل با كون برجسته پوست نرم طوريه كه هر بار ميبينمش شق ميكنم واقعا كردنيه.من گى نيستم و تنها پسرى كه دوست دارم بكنمش

زورگیر کردن پوریا بیشتر بخوانید »

روزمرگی‌های یک جنده

کمر سفت تری نسبت به بقیه دوستاش داشت. چند دقیقه ای بود که بدون وقفه تلمبه زدن رو ادامه می داد. دست هامو آروم روی بدنش می کشیدم و پاهامو دور کمرش حلقه کرده بودم ، اینطور تلمبه های محکمش لذت بیشتری به هردومون میداد. گاهی سمت لب هام می اومد و محکم لب هامو

روزمرگی‌های یک جنده بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا