سکس پیتزایی
سرش لای پاهام بود و زبونش ماهرانه توی کس خیسم میچرخید… باورم نمیشد داشتم به فانتزیم حقیقت میبخشیدم! ظهر طبق قراری که با نگار داشتم به کافه رفتم و باهاش ملاقات کردم. نگار همون دختر لزی بود که توی پارتی سیاوش دوست پسره دوستم باهاش آشنا شده بودم! همون پارتی که به زور دوستم رفته […]
