کیر بهرام زندگیمو چراغونی کرد

سلام.زهره هستم 34 سالمه حدودا 8 ساله ازداوج کردم راستشو بخواین خیلی دو دل بودم که داستانمو بفرستم یا نه…   من حدودا 8 سال پیش با محسن ازداج کردم محسن ادم خیلی مهربون و دوست داشتنی هستش اما راستش از همون اوایل ازداواج از لحاظ جنسی خیلی فعال نبود یعنی شاید در ماه نهایتا […]

کیر بهرام زندگیمو چراغونی کرد Read More »

سفر كردن با مامان

سلام دوباره من اميرحسينم و چند وقت پيش داستان آنال سكس با مامانم فرستادم الانم ميخوام ماجراي سفر كردن با مامانمو بهتون بگم .   خوب معرفي و چيزاي ديگ ميزارم كنار ميتونين برين داستان مامانم يه ميلفه رو بخونيد و از من و مامانم اطلاعات بدست بياريد . تقريبا پانزده روز پيش بود كه

سفر كردن با مامان Read More »

خیانت مامانم به بابام

سلام دوستان من شروینم 18 سالمه میخوام براتون ماجرای خیانت مامانم به بابام رو بنویسم بابای من 42 و مامانمم 38 سالشه و زندگی متوسطی داریم. بابام به تازگی خونه و ماشینش رو فروخته و به همراه شریکش سرمایه گزاری کردن. ما هم موقت خونه بابابزرگ پدریم زندگی میکنیم تا بابام کارش تموم بشه. اوایل

خیانت مامانم به بابام Read More »

بابا گلی به جمالت

سلام من علی هستم 14سالم بود یه دختر عمو زیبا دارم که خیلی اندام سکسی داره همیشه دوست داستم اونو بکنم ولی از بچگیم فقط خودمو بهش میمالیدم و اونم. چیزی نمیگفت یه سال که من رفتم کنارش خوابیدم وقتی چشم به کونش زیبا تپلش افتان کیرم باد کرد و دلو زدم به دریا کیرمو

بابا گلی به جمالت Read More »

خاطرات یک اوبنه ای

سلام من 25 سالمه میخام اولین بار که وارد کون دادن شدم رو براتون بنویسم امیدوارم خوشتون بیاد دفعه اولم من 9 سالم بود ما تو کوچه با بچه ها ظهر ها کارت بازی میکردیم 1 پسره چشم سبز به نام عباس تو محل بود که 19 سالش بود محل ما تو یکی از مناطق

خاطرات یک اوبنه ای Read More »

کیر فقط کیر حاجی

سلام‌النازم سی سالمه و دو ساله که تو فردیس تو ی اپارتمان ۲۰ واحدی مجردی زندگی میکنم همسایه روبروی اپارتمانم ی پیرمرد و پیرزن هستن که خانمه از اون محجبه هاست و زیاد هم از من خوشش نمیاد…اینم بگم قیافم جوریه که همه مردا جذب میشن بهم …ی مدت بود اصلا سکس نداشتم بدجور حشری

کیر فقط کیر حاجی Read More »

پس گاییده میشدی و من خبر نداشتم

سلام من حسن هستم 45 سالم هست. داستانی که میگم شاید زیاد سکسی نباشه ولی از خوندنش پند میگیرید و این داستان برمیگرده به 4 سال پیش. من رابطم با زنم خوب بود و هیچ مشکلی هم نداشتیم نه از نظر مالی و نه از نظر جنسی و نه از نظر عاطفی ولی این اتفاق

پس گاییده میشدی و من خبر نداشتم Read More »

کص دادن به پسر همسایه

سلام من نسرین هستم چهل سالمه دوتا پسر دارم، سپهر هفده سالشه سهراب چهارده، شوهرم محمد هم چهل و پنج سالشه، زندگی خوب و آرومی داریم…   داستانی که میخوام تعریف کنم برمیگرده به دو ماه پیش که پسر همسایه که اسمش پوریاست و شونزده سالشه و دوست مشترک پسرامه مربوط میشه به اون، من

کص دادن به پسر همسایه Read More »

هیچ شبی مثه دیشب نیست

اون شب امیر و زنش بابچه ها مهمون ما بودن تاآخرای شب گفتیم وخندیدیم ساعت یک نیمه شب خواستن برن خونشون که نذاشتیم وگفتیم فردا تعطیله همین جا بمونین که اونا هم. قبول کردن از سر شب نقشه کردن مژده زن امیر رو کشیده بودم خیلی وقت بود تو کف او مونده بودم اون شب

هیچ شبی مثه دیشب نیست Read More »

پستانهای مامان

جک با یک کیسه پلاستیکی بزرگ از پوشک یکبار مصرف در یک دست و در دست دیگرش دو کیسه از مواد غذایی وارد خانه شد و در حالت نامتعادل با پشت پا در را بست، بسته ها را روی میز آشپزخانه گذاشت. “مامان؟” جوابی نشنید او در اتاق خواب نگاهی کرد و مادرش را دید

پستانهای مامان Read More »

Scroll to Top