من و خواهرم مینا و دختر عموم منصوره

اون روز صبح وقتی از خواب بیدار شدیم دیدم هنوز اثر دارو وجود داره حتی بعد پنج بار سکسی که با مینا داشتم آخه اصرار یه بار دیگه باهاش سکس داشته باشم اما من فقط با مالیدن سینه و خوردن کسش ارضاش کردم و کل مسیر اصفهان شیراز دستم لای پای مینا بود و براش

من و خواهرم مینا و دختر عموم منصوره بیشتر بخوانید »

داستان سکسی من و خواهرم مینا

من تو یه خانواده پنج نفری تو قم زندگی میکنم من و برادرم علی و دو تا خواهر به نام مهدیه و مینا که مهدیه ازدواج کرده و من و برادر بزرگم و مینا به همراه مادرم زندگی میکنیم داستان از اونجا شروع شد که پنج سال پیش با داستان های خانوادگی آشنا شدم اولش

داستان سکسی من و خواهرم مینا بیشتر بخوانید »

بهترین شوگرمامی دنیا

از وقتی بچه بودم روی پای خودم ایستادم مادرم که از پدر معتادم جدا شده بود و ازدواج کرد. بابام هم چند سال بعد اوردوز کرد من هم پیش عموم بزرگ شدم ولی اصلا با زن عموم نساختم بخاطر همین از همون دبیرستان شاگرد یه آهنگری بودم و تو همون کارگاه میخوابیدم و دستم تو

بهترین شوگرمامی دنیا بیشتر بخوانید »

وقتی زنم به دوس پسرش میده عشقو کامل حس می‌کنم

سلام دوستان من خیلی چیارو امتحان کردم ولی تنهای چیزی ک زندگی منو همسرمو عشقولانه کرد و هیجان خوبی ب زندگیمون داد سکس بود اونم ب نوع فیتیش خودمون داستانم شاید یکم طولا نی باشه ولی خوب دوس داشتم بنویسم اخه ارزش قائلم واسش سعیدم ۲۸ مشهد خانمم ۲۶ سالش ما قبل ازدواج باهم ۴سال

وقتی زنم به دوس پسرش میده عشقو کامل حس می‌کنم بیشتر بخوانید »

زنم پورن استار شخصیمه

خودم 30 و زنم 28 سالشه و حدود 6 سالی میشه که با هم ازدواج کردیم و زندگی خوب و راحتی داریم . زنم واقعا خوشگل و سکسی با پوستی سفید و سینه های 75 ران های توپر و گوشتی . تو منطقه پاسداران تهران زندگی میکنیم و اوضاع مالیم هم خوبه . زنم از

زنم پورن استار شخصیمه بیشتر بخوانید »

تو یه شب مهتابی

منم زنداداشمو تو یک شب مهتابی یواشکی رفتم بسترشو گاییدم اول فکر کرد شوهرشه بعد تا فهمید منم خودشو زد خواب و دفعه اولش تا رد کردم کوسش ارضا شدم چند دقیقه دیگه با سینه هاش ور رفتم باز کیرم راست شد البته راست بود چرخید دمرو خوابید باسنشو داد بالا رفتم روش از پشت

تو یه شب مهتابی بیشتر بخوانید »

کون دادن مهدی ژاپنی

کون دادن مهدی سلام من مهدی هستم رنگ پوستم سفیده صورتم مثل ژاپنی ها هست همه بهم میگن مهدی ژاپنی، میخام ماجرای کون دادنم رو براتون تعریف کنم نزدیک غروب بود خیلی دلم گرفته بود سمیرا منو تنها گذاشته بود سمیرا دوست دخترم بود که توی کانال تلگرام باهاش آشنا شده بودم روی خیابون میرزا

کون دادن مهدی ژاپنی بیشتر بخوانید »

بازهم کوستانی دیگر

نجات يافتن من سلام ب همه . من يه مدته گوشيم سوخته برا همين الان دارم با گوشي جاوا تايپ ميكنم و چون سخته داستان رو خلاصه ميكنم اگه خوشتون اومد بگين داستاي كردن دختراي فاميل رو بگم،خب ازين كسشرا گذشته طبق رسم از خودم بگم ك قدم متوسط رو ب كوتاهه وزنمم ي چهل

بازهم کوستانی دیگر بیشتر بخوانید »

کیر معشوق یه چیز دیگه ست

21 ساله بودم که پسری رو برای ازدواج بهم پیشنهاد دادند.من چند بار پسره رو دیده بودیم . قیافه ای نداشت فوری مخالفت ها شروع شد من هم به معرف ج رد دادم .اما نمیدونم چی شد دور از چشم همه باهاش ملاقات کردم .راستش از نحوه حرف زدنش خوشم اومد زبان چرب و نرمی

کیر معشوق یه چیز دیگه ست بیشتر بخوانید »

معین و دختر خاله

سلام معینم داستان من بر میگرده به زمانی که ۱۸ سالم بود قضیه برمیگرده به سال ۸۵ ی دختر خاله دارم که یکسال ازم کوچیکتره و بخاطر اینکه خالم و شوهرش از هم جدا شدن با  باباش زندگی میکنه و باباش هم زن گرفته و نامادریش باهاش رابطه خیلی خوبی نداره و البته ۲تا خواهر هم

معین و دختر خاله بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا