کون درکارگاه و ما دربدرو شق دردیم

سلام من امير هستم درادامه داستان قبلی که گفتم حسین یخچال ساز منوکونی وابنه ای خودش کرده بودتقریبا هرهفته یک بارمنوبه روشهای مختلف میکرد و وقتهایی هم که اون کارداشت باهویج‌های کلفت یا دسته برس‌های صاف باخودم حال میکردم وسوراخ کونم رابرای بلعیدن کیرهای بزرگ عادت داده بودم وازاونجابه بعدمسیرزندگی من تغییرکرد   منی که […]

کون درکارگاه و ما دربدرو شق دردیم بیشتر بخوانید »

یه تریسام ساده

سلام.   من ۲۰ سال پیش با دختری بسیار زیبا و خوش هیکل که تنها ملاک من برا ازدواج بود ازدواج کردم .متاسفانه بدلیل های نامشخصی من در ابتدای ازدواج دچار مشکلات جنسی شدم به طوری که نمی توانستم رابطه جنسی برقرار کنم البته همون موقع فهمیدم همسرم هم دچار سردی شدید در روابط جنسی

یه تریسام ساده بیشتر بخوانید »

شبنم تنگه

با درود. دی ۱۳۸۹ تو یک شرکت نرم افزاری استخدام شده بودم، و خیلی شوق و ذوق اولین استخدامی رو داشتم تو سن کم و هرروزه واقعا تو کارم بهتر پیش میرفتم. پسری بودم کاملا مثبت تو بهمن ماه ۸۹ با خانمی به اسم شبنم آشنا شدم ک همیشه پای پنجره وایمیسادم اونم گهگداری میدیدم

شبنم تنگه بیشتر بخوانید »

داستان‌ کون دادنم

سیلام.. منم دوست دارم داستان‌های کون دادنم دربچگی و تاهمین الآن رو براتون بنويسم .   من تقریبا ازسه چهار سالگی تاالان که حدود۵۴ساله هستم هم کردم وهم دادم چون قدم بلندوسفیدپوست وچشمان آبی وکون نسبتا گنده داشتم ازبچگی تاهمین الان که زن وبچه دارم‌ همه جاهمه توکفم بودن ویه جوری می‌خواستند منوبمالونن ویابکنن ومنم

داستان‌ کون دادنم بیشتر بخوانید »

آگراندیسمان کیر احسان

7 سالی میشد ازدواج کرده بودیم…   اسم من احسانه اسم خانومم ترانه دو تا زوج از هر لحاظ معمولی که زندگی نرمالی داریم هفته ی 3 بار سکس البته اول های ازدواج جوگیر بودیم بیشتر بود ولی دیگه اواخر شد هفته ی یه بار راستش دوست داشتم شور شوق جنسی اول ازدواج امون برگرده

آگراندیسمان کیر احسان بیشتر بخوانید »

مدتها بودکه رنج می‌بردم

مدت‌ها بود که از تنهایی رنج می‌بردم. البته دوست هایی دختر داشتم ولی هیچ وقت پیشنهاد سکس و رابطه ندادم و می‌ترسیدم. تا اینکه اومدم گفتم از چت شهوتناک پیدا کنم به همه ی خانم های توی استان خودمون پیام دادم و بین همه اینها دو نفر جواب دادن   اولی حرف زدیم و سه

مدتها بودکه رنج می‌بردم بیشتر بخوانید »

من علی‌ بیغم

سلام دوستان این داستانی که مینویسم کاملا واقعی و بدون کوچکترین خیال پردازی از زندگی خودم هست و اینکه چطور بیغ شدم. فقط برای مسایل امنیتی اسمهامون رو عوض کردم…   من علی یه پسر کاملا معمولی بودم کار میکردم و درآمد داشتم چنتایی دوس دختر داشتم که باهاشون سکس هم داشتم حتی به مدت

من علی‌ بیغم بیشتر بخوانید »

دخترخاله خجالتی

در ورودی رو قفل کردم بردمش توی اتاق خواب خودم شک و تردید قشنگ از چشماش معلوم بود همون‌جوری سرپا ایستاده بود و دیوار رو نگاه میکرد   به تخت خواب اشاره کردم و گفتم آماده شو دیگه _چکار کنم؟ _جلوی تخت زانو هات رو بزار زمین آرنج ها هم روی تخت همین کار رو

دخترخاله خجالتی بیشتر بخوانید »

دایی‌ها هم کیر دارند

خب سلام به دوستان حشری یه خاطره ای ماه پیش نوشتم گویا دوستش داشتید امروز میخوام یکی از خاطره هام با داییم رو براتون بنویسم…   من صدرام یه پسر تپل ۱۷ ساله با کون و ممه گنده علاقه خاصی به ساک زدن دارم برای افراد لاغر چون اکثرا کیرشون بزرگ و خوشگله ، بگذریم

دایی‌ها هم کیر دارند بیشتر بخوانید »

فردین بازی

تو یه روز گرم تابستونی رفیقم زنگ زد گفت پاشو بیا مغازه یه قلیون بکشیم ماشینو روشن کردم به سمت مغازه اش تو راه یه پیرمردی دیدم از روی ثواب سوارش کردم صد متر جلوتر یه شاه کس دیدم با لباس فرم اداری دو دل بودم بوق بزنم نزنم پیرمرده چی فکر میکنه راجبم دلو

فردین بازی بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا