یه جشن دونفره کوچیک

سلام، اسمم نسرینه، الان چهل سالمه و با پسرم مهران تنها زندگی میکنم.   توی یکی از روستاهای گیلان به دنیا اومدم و آخرین فرزند یه خانواده ده نفری هستم. پدرم خان زاده بود و کلی زمین و دام داشت و جز بزرگ های روستا به حساب میومد. یادمه تو نوجوانی از همه هم سن […]

یه جشن دونفره کوچیک بیشتر بخوانید »

رابطه ام با پدر شوهرم

سلام به اعضای شهوتناک جدیدا تو گوگل با سایت آشنا شدم میخوام رابطه ام با پدر شوهرم رو براتون بگم که چن ماه ادامه داشت و تموم شد…     فریبا هستم ۴۲ سالمه متاهلم شوهرم افشین ۱۸ سالم بود که ازدواج کردم ازدواج من و افشین سنتی بود و واسطه ازدواج مون عمم بود

رابطه ام با پدر شوهرم بیشتر بخوانید »

شهوت با حمید

سرعت قدم هام و تندتر کردم که ازش فرار کنم، امروز سومین روزیه که دنبالم داره میاد و ازم میخواد بهش شمارمو بدم، دیگه کم کم داشتم نزدیک خیابونمون میشدم نمی‌خواستم تا اونجا دنبالم بیاد، هم برای اینکه ممکن بود کسی مارو ببینه و هم اینکه نمی‌خواستم خونه رو یاد بگیره ، کیف باشگاهم و

شهوت با حمید بیشتر بخوانید »

عجب سکسی

سلام دوستان اتفاقات داخل داستان واقعا اتفاق افتاده برای یکی از دوستانم که از زبان اون تعریف میکنم فقط اسامی مستعار هستن . …   این دوست من که اسمش رو میزارم اینجا ایرج یه خانم داره که کارش پرستاری بچه هست یا توی خونه خودشون یا خونه کسایی که بهشون اعتماد میکنن از بچه

عجب سکسی بیشتر بخوانید »

زیر نور مهتاب

تختم زیر پنجره بود که با پرده کرکره‌ای که پایین هست اما لای کرکره‌هاش بازه پوشونده شده، نور مهتاب روی بدن هر جفتمون افتاده، توی فضای تاریک نیمه شب اتاق این نور همه چیز رو رویایی کرده. بعد از مدت‌ها دوباره پیش هم بودیم، من لخت کامل خوابیده بودم روی تخت و ندا با شرت

زیر نور مهتاب بیشتر بخوانید »

زیباترین گناه زندگی

اسم من فرشته ست و ۴۰ سالمه و ۱۵ سال ازدواج کردم ازدواج من عاشقانه بود و بعد از چند سال دوستی به ازدواج ختم شد… … من همون سال اول متوجه شدم همسرم به مواد مخدر آلوده شده ولی از آنجایی که در شهر کوچیکی بودیم و آبرو همه چیز بود متاسفانه من دم

زیباترین گناه زندگی بیشتر بخوانید »

داستان سکسای ما

سلام دوستان من بهروز هستم متاهلم ۴۸ ساله اهل تهران و مهندس عمرانم زندگی خوبی دارم همسرم رو خیلی دوست دارم اونم منو خیلی دوست داره درواقع عاشق هم هستیم ندا همسرم ۳۹ سالشه خوش هیکل و خوشگل قد ۱۶۷ وزن ۶۶ و سینه هاش ۸۵ .   چند سال پیش که با سایت شهوتناک

داستان سکسای ما بیشتر بخوانید »

شبی با بنفشه

از همون آخرای شب که سروصدای بچه‌ها خوابیده بود، حس کرده بودم امشب با همه‌ی شبای دیگه فرق داره. کل شب نگاهم به نگاه بنفشه قفل شده بود، انگار با چشمامون برای آخر شب قرار می‌ذاشتیم و من با نگاهم می‌گفتم: «همه که رفتن، تو نرو، بمون.» کم‌کم که جمع خلوت شد و همه راهشونو

شبی با بنفشه بیشتر بخوانید »

اولین فشار به کوسم

سلام دوستان من اولین بارمه که میخوام این داستان رو بازگو کنم و این قضیه ، راه ورود من به دنیای شهوته. ۶ سالم بود و دختر ساکت و مظلومی بودم دنبال حاشیه نبودم و یادم نمیاد دنبال اذیت کردن کسی باشم …   یکی از دخترخاله هام که از من چند سالی بزرگتر بود

اولین فشار به کوسم بیشتر بخوانید »

مهسا رو یازده نفری کردن

این داستان ماجرای یه تجاوزه به یه دختر مدرسه ای ولی خب گفتم به اشتراکش بزارم، اینو داییم، که مامور نیرو انتظامیه برام تعریف کرده و گفته پروندش هنوز بسته نشده. ***   ماجرا تو مشهد اتفاق میوفته، طبق گفته های دختره، مهسا که ۹ سالش بوده، داشته با اتوبوس خط ۸۳۰ میرفته خونشون (مدرسش

مهسا رو یازده نفری کردن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا