بهترین خاطرات سکسی با لیلا

سلام.یه دوست دختر داشتم که لیسانس مدیریت بود و علاقه مند به هنر دو ماهی از اشنایی ما میگذشت که به ما پیشنهاد داد واسه خرید و گشت و گذار از بوشهر بریم شیراز،شب قبل از سفر به من گفت که ممکنه خواهرم با ما بیاد منم گفتم چه ایرادی داره خیلی هم خوبه،قرار گذاشتیم

بهترین خاطرات سکسی با لیلا بیشتر بخوانید »

به من بگید بیشرف

چهارم دبیرستان بودم،یه پیکان سفید داشتیم،اون روزا داشتن یه پیکان مدل روز خیلی کلاس داشت،منم تنها تفریحم دور زدنای بی هدف تو خیابونای شهر بود. از نظر جنسی واقعا در عذاب بودم.درسها سنگین بود و کنکور هم در راه. بخاطر شهوت زیاد نمیتونستم تو درس تمرکز کافی داشته باشم. اصلا خودارضایی بلد نبودم، شایدم کسر

به من بگید بیشرف بیشتر بخوانید »

طلا خانوم جنده ی محل

سلام دوستان من 30 ساله هستم و چند باری تا حالا سکس داشتم و در ضمن مجردم یکی از اقوام ما مغازه مرغ فروشی داره اون زمان 2 تا شعبه داشت مغازه اش ولی الآن به دلایلی یکی داره شاگرد داشت داخل مغازه دومش که با هم رفیق بودیم یه روز که پیشش بودم خانمی

طلا خانوم جنده ی محل بیشتر بخوانید »

سکس زنم با ماساژور جوان

من و زنم نگار اهل ورزش کوه مسافرت هستیم نگار شنا هم خیلی دوس داره و سالنی که استخر میره سالنهای بدنسازی و ماساژ هم داره یه چند وقتی بود که نگار کمردرد داشت و دکتر هم رفتیم که با اب درمانی و استرحت خوب شد ولی دکتر پیشنهاد داد بعداز معالجه کمر با ورزش

سکس زنم با ماساژور جوان بیشتر بخوانید »

من و زنم و جنده جون

یه سالی میشد رو مخ زنم بودم یکی از دوستاش رو بیاره واسه سکس سه نفره .از من گفتن از اون غر زدن . تا یک ماه پیش که کم کم خودش راضی شد .یه هفته پیش گفت یکی از دوستاش یه زن جوون 25 ساله که طلاق گرفته رو پیدا کرده باورم نشد فکردم

من و زنم و جنده جون بیشتر بخوانید »

سعید توف تو اون ذاتت

سلام ۱۴سال پیش پنجم دبستان بودم ۹ سالم بود تویه مجتمع ۲۰ واحدی تو تهران در کنار پدر مادر و دو خواهرم زندگی میکردم البته دو برادرم دارم که نظامی هستند وپیش ما نبودن خواهر بزرگم سارا ۱۳ سال داشت و تازه کامپیوتر خریده بودیم وقتی خراب میشد میبردیم پاساژ درستش میکردیم یه بار سعید

سعید توف تو اون ذاتت بیشتر بخوانید »

خوابیدن زیر یه مرد

سلام دوستان گلم…یکی ازخاطره های سکسیم میخام براتون تعریف کنم یجورایی از بهترین سکسام محسوب میشه اسم من سارا هس سنم 17 هستش یه دختر نسبتا خوشگل وجذاب با قد 160 و وزن 60 رنگ پوستم برنزه وهیکل خوبی دارم…. داستان از اونجایی شروع میشه که من سال اول دبیرستانم بود و تو یه مدرسه

خوابیدن زیر یه مرد بیشتر بخوانید »

نامادرانه

بیست و پنج سال پیش توی روستا زوجی که صاحب فرزند نمیشدن میرن بهزیستی و سرپرستی یه پسر بچه رو قبول میکنن که بابا مامان واقعیش به هر دلیلی میزارنش سر راه و میرن دنبال زندگیشون… فریبرز و لیلا زوجی که اوایل زندگی بعد از یه تصادف زندگیشون بهم میریزه چون فریبرز قدرت جنسیشو از

نامادرانه بیشتر بخوانید »

پسرم حسابی منو گایید

پارسال بهار هوا نسبتا گرم بود و من در یکی از همین روزهای گرم تو خونه تنها بودم. دخترم شب رو خونه‌ی یکی از دوستاش می‌گذروند و پسرم هم به مهمانی رفته بود. پسرم تازه ۱۸ سالش شده بود و در حال گذراندن آخرین روزهای دبیرستانش بود. می‌دونستم که تا دو سه هفته‌ی آینده به

پسرم حسابی منو گایید بیشتر بخوانید »

گاییده شدن مامان سیمین

سلام اسم من رضاست ۱۶ سالمه پدر فوت شده چهارتا برادر خواهریم که همه از من‌کوچکترن پدر ازدست داده بودم با مادرم زندگی میکردم مادرم سیمین ۳۸ سالشه تو خونه با اسم کوچیک صداش می‌کنیم چون خیلی جوون به نظر میاد بیشتر شبیه خواهر بزرگمونه تا مادرمون ادمه مغرور وبا تعصبیه این جریانی که میخوام

گاییده شدن مامان سیمین بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا