جندگی برای سه نفر
با سلام من رزیتا هستم و بیست و پنج سالمه و پنج ساله ازدواج کردم شوهرم مرد خوبیه و من خیلی دوسش دارم از خودم بگم ک سفید با چشمای عسلی و قد صد و شصت پنچ و وزن شصت و دو هستم و هیکلمم خوبه سینه هامم هشتاد و باسن برجسته ای دارم ک […]
با سلام من رزیتا هستم و بیست و پنج سالمه و پنج ساله ازدواج کردم شوهرم مرد خوبیه و من خیلی دوسش دارم از خودم بگم ک سفید با چشمای عسلی و قد صد و شصت پنچ و وزن شصت و دو هستم و هیکلمم خوبه سینه هامم هشتاد و باسن برجسته ای دارم ک […]
سلام.این خاطره اولین سکس من هست.دقیقا سال ۱۳۶۲ من۱۸سالم بود غرق شهوت وشورجوانی بودم وتازه اولین کنکور بعد ازانقلاب رو داده بودیم.ومن بیکار وعلاف نتیجه کنکور.همش به سینما و تفریح.من ۶تا خاله دارم ولی تو اینا یکیشون از بقیه پرشر وشورترهست یعنی بود.سال ۶۲ که من ۱۸ سالم بود اون ۳۰ سالش بودوبه هیچ وجه
مردی با دوتا کوس دبش Read More »
سال اول بود که دانشگاه قبول شده بودم و ساکن یکی از شهرستان های اطراف تبریز بودم. بچه فوق العاده درسخوانی بودم و شاگرد اول رشته مون… از دوران دبیرستان گرایش گی داشتم ولی جز یکبار، سکس حضوری نکرده بودم که اونم بابت اینکه بار اول بود، خیلی دلچسب از کار درنیومده بود. اما بعد
فیلممو هیچوقت پخش نکردن اما Read More »
سلام دوستان من شهاب هستم داستان سکس با زندایی م رو براتون میگم من اهل چاخان و تفره نیستم پس میرم سر اصل مطلب همه ی شما حتما در زمان بچگی مورد توجه یکی از اقوام حالا خاله یا عمه یا هر کس دیگه بودید پس این چنین چیزی وجود داره من هم از بچگی
شدم جنده ی زندایی الهام Read More »
سلام دوستان علی هستم ۲۶سالمه . یک سالی بود که عروسی کرده بودیم.خونه بابام یه خونه ویلایی دوبلکس بود یه سوییت نقلی دوخوابه هم بیرون ساختمون بود من وزنم توی اون سوییت زندگی میکردیم.شش سال پیش که خانوادم قصد مهاجرت کردن من اصرارکردم توی ایران بمونم. بخاطررسیدن به زنم لیلا حتی قیدمهاجرت رو هم زدم.
بالاترین لذت اینه که دو تا عشق داشته باشی Read More »
سلام من بهار هستم قدم ۱۶۸ دختر گندمی با چشم ابروهای مشکی موهای بلند مشکی. این داستان به دو سال قبل مربوط میشه .زمانی که ۲۲ سالم بود .تابستون واسه گرفتن گواهی نامه به یه اموزشگاه میرفتم من از نظر ظاهری همیشه به خودم میرسیدم هر روز یه لباس یه تیپ داشتم .همون موقع با
سلام اسم من پریساس الان ۲۹ سالمه و تو یه شهر شمالی زندگی میکنم با شوهرم من تو سن ۱۸ سالگی با شوهرم آشنا شدم دو سال باهم بودیم و بعدش ازدواج کردیم تو این دوسال اون پرده منو زد و من اولین سکسمو با عشقم تجربه کردم اینم بگم ما به شدت همدیگرو دوست
آقامون جنتلمنه جندگی هم عشق منه Read More »
اول راهنمایی که بودم با یه مرده دوست شده بودم که فکر کنم تقریبا ۳۰سالش بود اسمش کریم بود ،کریم تو محلمون یه گیمنت داشت من تابستون زیاد میرفتم پیشش و اونجا باهم رفیق شده بودیم خانوادم از این مسئله خبر نداشتن ،وقتی مدرسه ها شروع شد پدرم دیگه پول بهم نمیداد که برم گیمنت
من 40 سالمه زن دارم افتخارم این بودسوراخم اکبنده اما یه روز در حال سکس با زنم دستش دور باسنم بود حس خوبی پیدا کردم و یاد فامیلمون افتادم که زتش به زنم گفته بود شوهرش میگه دور سوراخشو انگشت بماله ویا انگشتشو چرب کنه بکنه تو کونش که کلی حال میده پس منم به
افتخارم این بود سوراخم اکبنده Read More »
سلام من سعید هستم و میخام داستان اینکه چطور شد با زن همسایه مون که اسمش مریم هست و باهاش سکس داشتم را براتون بگم . خب ما یک سالی بود که جابجا شده بودیم و به خونه الانمون نقل مکان کرده بودیم . طبقه دوم که مدیر ساختمون هستند و خانواده سه نفری که
مریم جون زن مدیر ساختمون Read More »