سلام دوستان با عشق.
داستان واقعی
من سعید هستم و ۳۰ سالمه و خواهرم سحر ۲۸ سال اهل مشهد
دو سال با هم اختلاف سن داریم
داستانی که میخوام بگم وقتی دوران دبیرستان بودم اتفاق افتاد
(اینم بگم من دوم راهنمایی یه سال مردود شدم)
من سوم دبیرستان بودم و خواهرم دوم دبیرستان بود ساعت شش و نیم میرفتیم مدرسه و ساعت دو خونه بودیم، بعضی وقت ها مادر و پدرمون برای مراسمات و دید و بازدید مجبور میشدن برن یکی از شهرهای نزدیک مشهد خونه مادر بزرگم و یکی دو شب اونجا بمونن.
یه بار مادر و پدرمون رفته بودن خونه مادر بزرگم برام مراسم تعذیه یکی از اقوام که سحر از مدرسه اومد خونه و گفت سعید با دوستام میرم بیرون و برمیگردم گفتم باشه و اونم رفت ، منم پای کامپیوتر بازی میکردم ، نفهمیدم چند ساعت از رفتن سحر گذشته بود کیرم شق شد و هوس فیلم سوپر کردم از فرصت استفاده کردم و تو کامپیوتر یه فیلم سوپر گذاشتم خودمم لخت کردم که جق بزنم و حال کنم هدفون تو گوشم بود تا آخرم صدا بلند وسط حال کردن خودم بودم که یه لحظه فیلم سوپر تمام شد که بره ترک بعدی صفحه مانیتور سیاه شد از مانیتور دیدم یکی پشت سرم رو تخت نشسته ، فهمیدم ابجیمه ،
اب دهنم قورت دادم و فیلم سوپر دیگه اوردم ،کیرم داشت میخوابید ، مونده بودم ، چیکار کنم ، از یه طرف روم نمیشد برگردم از یه طرف ترسیده بودم که چی بگم
اصلا به سکس با خواهرم فکر نکرده بودم
فیلم سوپری که گذاشتم یه زنه با لباس عروس بود داشت به دو نفر میداد
حودو یه دقیقه واستادم ، از صفحه مانیتور دیدم سحر هنوز نشسته رو تخت صدای هدفونم کم کردم و گفتم میری بیرون لباس عوض کنم ، میدونم . تخت نشستی یه سی ثانیه واستادم دیدم نمیره دوباره گفتم نری بلند میشم هااااا ، دیدم نمیره انگار نمیخواست پاشه ، دلم زدم به دریا از روی صندلی بلند شدم و برگشتم دیدم خواهرم رو تخت با تاب و شلوارک نشسته و داره لبخند میزنه ، هدفون برداشتم گفتم چیه؟ به چی نیگاه میکنی ،
گفت هیچی به فیلمی که گزاشتی منم گفتم خوشت میاد ؟ گفت : نیست خوشت نمیاد
منم گفتم میزارم هاااا اونم لج باز گفت بزار
گفتم با صدا اونم گفت بزار
خلاصه دیگه دیدم هیچ راهی نیست اونم لج باز گفتم خودت خواستی فیلم از اول اوردم صندلی دادم کنار و نشستم رو تخت کنارش
گفت راحتی؛ گفتم اره
یه دو سه دقیقه گذشت کیرم شق شده بود گفتم نمیخوای لباستو از تنت بکنی ؟
دیدم از خدا خواسته گفت چرا ، تو حال کنی من حال نکنم ؟ منم لخت میکنم
وااااای سحر جلوم داشت لخت میشد ، سینه کوچولوش و بدن سفیدش و موهای مشکیش هنوز جلوی چشمامه
چقدر سفید و ناز بود
یه حس عجیب بهم دست داد ، اصلا فیلم سوپر نمیدیدم فقط چشمم به سحر بود
آروم روی تخت نزدیکش شدم اونم لبه تخت نشسته بود از پست بغلش کردم و کشیدمش رو تخت درازش کردم و سرش گزاشتم رو بالشت گفتم ، میخوام بغلت باشم
هیچی نگفت ، بدنش داغ داغ بود
دو ثانیه نشد شروع کردم به لب گرقتن
دیگه تموم شد ، اتفاقی که نباید میوفتاد افتاد دوتامون لخت وی تخت ده دقیقهفیلم سوپر مببینیم مست مست شدیم
منتشنه کس اونم تشنه کیر
لبای خوواهرم و خوردم اونم پایه و حرفه ای
سرم بردم لای پاش و بدن معطلی شروع کردم به کس لیسی
وااااااای که چقدر خوشمزه بود شاید یه دقیقه ، شاید سی ثانیه نمیدونم فقط سحر ارضا شد منم روش دراز کشیدم به محض لمس کیرم با تن سحر خودمو چسبودنم بهش دقیقا سر کیرم بالای نافش بود فقط خودمو بهش چسبوندم و اب کیرم خالی کردم رو شکم سحر و لباشو خوردم ، بعد ارضا شدنم سریع رفتیم حموم و خودمون تمیز کردیم
الانم از اون موقع تا الان دو بار سکس داشتیم و دیگه هم تا الان موقعیتش جور نشده بنا به دلایلی …

خوب بود زودتر بکنش بیا تعریف کن