بساط

سلام.اسم من متین هست و اسم زنم سحر که یک زن حشری که من در مقابلش کم میارم.وقتی حشری بشه دیگه هیچی حالیش نیست باید که کسش رو تصاحب کنم.انصافا هم هیکلش خیلی سکسی هستش چون زنمه نمیگم.سینه های برجسته.رون های پر.کون خوش فرم و قیافه ی خوشگل.با قد 175 و وزن 69.یک روز اخر […]

بساط Read More »

سکس دستجمعی

من و نامزدم حدود 2 سال بود که با هم دوست بودیم و به تازگی 9 ماهه که با هم ازدواج کردیم. خانواده هامون وقتی فهمیدن که ما دوتا همدیگر رو دوست داریم با ازدواج ما موافقت کردند. البته خواهر زنم نقش اصلی رو در این میان داشت. اون از اول دوستی ما رو می

سکس دستجمعی Read More »

مریم و دوستهاش

سلام دوستان اینم یه داستان ضربدری از داستانهای قدیمی آویزون امیدوارم خوشتون بیاد…….اسم من مريمه 29 سالمه و ميخوام براتون يه خاطره كه براي خودم خيلي جالب بود تعريف كنم ولي براي رسيدن به قسمت اصلي بايد از چند سال قبل شروع كنم يعني موقعي كه شايد 10 – 11 سالم بيشتر نبود من يه

مریم و دوستهاش Read More »

ضربدری آرش و پسر عموش

من اسمم ارش يه پسرعمو دارم به اسم سعيد من با سعيد خيلي صميمي هستيم از بچگي باهم بزرگ شديم از همون بچگي باهم دودودل بازي ميکرديم يه بارم قرار گذاشتيم وقتي بزرگ شديم زنهاي همديگه رو بکنيم تا اينکه بزرگ شديم.من 24 سالم بود که زن گرفتم يه دختر کرد خشگل و خوش هيکل

ضربدری آرش و پسر عموش Read More »

کس کش

سلام .ميخواهم برايتان از خودم وهمسرم داستان بگويم.اسم من آرش است در حدود جهار سال است ازدواج كرده ام.هميشه تنوع در سكس را دوست داشته و دارم. زندگي بدون تنوع هيج مفهومي ندارد. خيلي شبها بعد از سكس با خود فكر ميكردم جرا اينقدر تكرار؟ مگر نه اين است كه سكس براي لذت بردن است؟ايا

کس کش Read More »

پرند هم دانشگاهی

سلام من اسمم امید 28 سالمه این خاطره که براتون تعریف میکنم مال سال قبل یعنی سال 89 من دانشجوی گرافیکم خودمم یه دفتر کار کچولو دارم با دستگاه چاپ اکثر دانشجوها تو دانشگاه منو می شناسن. تو دانشگاه پایان ترم همه پرینتاشون میارن پیش خودمبریم سر اصل مطلب :عصر ساعت 6 تو دفترم بودم

پرند هم دانشگاهی Read More »

سكس وحشيانه دو راننده با ملیحه

اين داستاني كه ميخوام تعريف كنم داستان خودم نيست ولي من شاهدش بودم.چون اولين بارمه داستان مي نويسيم اگر نقص واشتباهاتي دارم به بزرگواري خودتون ببخشين من الان 25 سالمه اين داستان بر ميگرده به سال 82 من اون موقع دوم دبيرستان بودم.اواخر اسفندماه بود كه يك شب عمه ام و شوهر عمه ام اومده

سكس وحشيانه دو راننده با ملیحه Read More »

کون زن داداش و بدبختی من

سلام من سعید هستم میخواستم خاطره اولین سکسم برای شما تعریف کنم که باعث شد کل زندگیم خراب بشه و من از خانوادم رانده بشممن یه برادر بزرگ تر از خودم دارم که پنج سال ازش کوچیکترم برادرم که اسمش نادره 27 سالشه و تو کار موبایل هستش و یه مغازه تو سرسبیل داره که

کون زن داداش و بدبختی من Read More »

كس جنگي

سلام دوستان اين داستان مربوط به خاطرات يكي از دوستان گرامي ميشه كه بنده فقط نويسنده داستان هستم خوندن و قضاوت با خودتون با احترام كيوان اواخر سال 1366 بود بمباران شهراهاي ايران توسط هواپيماها و موشكهاي عراقي ادامه داشت ما هم اين وضع برامون عادي شده بود تا صداي آژير خطر بلند ميشد هر

كس جنگي Read More »

مرام دوستم

سلام به همه دوستان نميدنم تا چه حدي به خنده اعتقاد داريد ولي ايني که ميخوام بگم واقعا ازون ناباوريهاي زندگم بوده ميگم بوده چون يک بار ديگم تجربش کردم براي من که جواب داد . اول همه چي من يه مقدار از خدم بگم من بچه تهرانم اسمم کيان اينم اولين بار که خاطره

مرام دوستم Read More »

Scroll to Top