روزهای خوب من و پری
پری:سلام چطوری محمد خوبی محمد:ممنون گلم چه خبر نیستی یادی از ما نمیکنی پری:هستم اما تا الان مامان خونه بود نمیتونستم باهات بحرفم گلم محمد:اشکال نداره نفس پری:محمد پاشو بیا خونمون یادته بهت قول داده بودم ناهار بدم الان کسی نیست جز من و داداشم محمد:باشه الان میام فقط پارسا به مادرت چیزی نگه نترس […]
روزهای خوب من و پری Read More »
