اینجوری بود که منم اوبی شدم

یه بار تو بچگی تو یه جای خلوت، دست یه پسره بیست و پنج بیست و شش ساله افتادم که اگه میخواستمم بهش ندم، با زور میکرد. منم اولش مقاومت کردم ولی تو اون باغ به اون بزرگی که هیشکی هم نبود و هر چی هم فریاد میزدم به جایی نمی رسید، مقاومت فایده ای […]

اینجوری بود که منم اوبی شدم Read More »

خواهر جنده ی من

سلام. اسم من عباسه یه خواهر دارم به اسم الهام که هیکل سکسی داره یه کون گنده با سینه 80 و پوست سفید خواهر من دانشجوه و هر وقت که میاد خونه موقع لباس عوض کردن اونو دید میزدم البته اونم میدونست ولی به روش نمیاورد تا اینکه یه بار که از دانشگاه اومد حالش

خواهر جنده ی من Read More »

کون دادن به پیمان بدنساز

سلام به همه. میخوام داستان آشنایی و کون دادن به پیمان رو براتون بگم. مسافرت بودم که تو چت یاهو قبل بسته شدن چت با پیمان اشنا شدم بعد یک مدت که چت کردیم فکر کنم ۳ ماه شدقرار گزاشتیم بیاد خونمون من طبق معمول رفتم حمام و حسابی خودمو صاف کردم و یه شورت

کون دادن به پیمان بدنساز Read More »

گاییده شدن با کیر پسر همسایه

سلام. اسم من میلاد خاطره مربوط به زمانی که من 18 سال داشتم … *** ناگفته نمونه که خیلی خوشگل و بی مو و سفید بودم اکثر دوستان و آشنایان تو کفم بودن تا اینکه یک روز پسر همسایمون خیلی رو مخم ره میرفت یک موتور و ماشین داشت بهم گفت اگه خواستی میتونی با

گاییده شدن با کیر پسر همسایه Read More »

فرشته‌ای که جنده شد

سلام دوستان . من اسمم عرفانه و ۲۴سالمه. این داستان مال دوسال پیشه. من و سحر بطور اتفاقی باهم اشنا شدیم. اوایل تمام فکر و ذکرم سحر بود. من تقریبا بار اولم بود که یه رابطه عاشقانه رو تجربه میکردم البته قبلش زیاد کون کرده بودم ولی درباره دخترا هیچ تجربه ای نداشتم. سحر دختری

فرشته‌ای که جنده شد Read More »

لذت کونی‌ بودن و زن جندگی بعد از ازدواج

سلام من آرین هستم و شیراز زندگی‌ می‌کنم. من 18 سالم بود که برام زن گرفتن,البته من گی بودم و هیچ علاقه ایی به زن نداشتم اما از اونجایی که خونواده خشک مقدسی داشتم نمیشد بشون نه بگم هیچوقتم از زنم راضی نبودم البته اونم راضی نبود ولی بالاجبار با هم بودیم! البته خودمم نمیدونستم

لذت کونی‌ بودن و زن جندگی بعد از ازدواج Read More »

جنده ی امیر

19 سالگی ازدواج کردم 21 سالگی طلاق گرفتم توی کل مدت متاهلی 10 بار سکس نکرده بودم . 3 سال بود اومده بودم تهران . بعد از طلاق با پول مهریه ام یک خونه اجاره کردم و زندگی روزمره میکردم…   یک جا کلاس میرفتم اونجا با یک پسری آشنا شدم که تقریبا من مخش زدم

جنده ی امیر Read More »

کردن کس زن دوست صمیمیم

سلام دوستان. این داستان مال وقتیه که تو یه هتل تازه مشغول به کار شده بودم… *** زمانی که به هتل اومدم در بخش ناظرخرید مشغول بکار شدم فردی بنام کمال حسابدار هتل بود بعداز چندبار رفت و آمد وصحبت با هم خیلی صمیمی شدیم بطوری که واقعا بهم اطمینان پیدا کرده بود بطوری که

کردن کس زن دوست صمیمیم Read More »

معلمی که درس جندگی بهم داد

سلام …همه منو به شراره میشناسن شمام بگید همون شراره از بچگی پدر و مادرمو از دست دادم هیچی واسم نذاشتن. من بودم یه برادر شیرخوار اونو که یه خونواده به فرزندی برداشتن فکر کنم وضعشونم توپ بود چون یادمه با یه ماشین خارجکی اومدن دنبالش و بردنش منه مادر مرده بدبخت موندم با یه

معلمی که درس جندگی بهم داد Read More »

راز جندگی مامان

سلام. من پدرم همیشه سرش شلوغه یه عمو دارم که از کوچیکی تا الان پیش پدرمه و کاراشو انجام میده. عموم تازه نامزد کرده بود و تولدنامزدش بود اومد دنبالمون که من با دوستم قرار بیرون داشتم گفتم من نمیام خواهرم با دختر خالم که8 سالشون بود خونه بودن.من رفتم سر کوچه منتظر دوستم شدم

راز جندگی مامان Read More »

Scroll to Top