کون کن رازدار

سلام اسم بهزاد هست.24 سالمه.اینو که تعریف میکنم مال زمانی که میرفتم راهنمایی. مدرسه ای در شیراز… *** خیلی ها منو دوست داشتن اما من نمیدونستم سکس چیه یکی از پشت بهم میچسبید یکی انگشت میکرد و من عین خیالم نبود همین روال ادامه داشت تا اینکه یه نفر با من رفیق جون جونی شده […]

کون کن رازدار Read More »

جندگی‌های من تو شمال

سلام من شیرینم،۳۶ سالمه ومتاهلم،مدت زیادیه داستانای سکسی رومیخونم برای همین  تصمیم گرفتم داستان خودمو بگم براتون… *** با شوهرم تصمیم گرفتیم دوسه روزی بریم شمال هم ی استراحتی بکنیم وآب وهوایی عوض کنیم،هم ی عقش وحال حسابی بکنیم و بیاییم،اسم شوهرم احسانه ،۳۸ سالشه،جفتمون خیلی هاتیم ،وقتایی هم که میریم شمال داغترم میشیم،توی سکسامون

جندگی‌های من تو شمال Read More »

کونی‌ با وفا

سلام اسمم محسنه قدم ۱۸۰ و وزنم ۷۲ الان ک این داستانو مینویسم ۲۱ سالمه و این داستان واسه حدود ۴ سال پیشه.خوب میرم سر تعریف داستان بابای من حدود ۶ سال پیش توی مرغداری یه نفر به اسم محمد شریک شد این محمد یه مرد چار شونه و هیکلی با چشمای تقریبا روشن بود

کونی‌ با وفا Read More »

لذت بردن زنم زیر کیر

ﺳﻼﻡ ﻣﻦ ﺭﺿﺎ ﻫﺴﺘﻢ ، ﭼﻨﺪ ﻣﺪﺕ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺯﻧﻢ ﺑﺎ ﯾﮏ ﭘﺴﺮ ﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻭﺣﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﺳﻮﺍﺭ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﯿﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﺯﻧﻢ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻢ ﮐﻪ ﺷﺎﺩﯼ ‏( ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺯﻧﻢ ‏) ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺳﺐ ﺳﻮﺍﺭﻱ ﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻩ . ﺯﻧﻢ ﺷﻴﻮﺍ ﻗﺪ

لذت بردن زنم زیر کیر Read More »

مالیات داشتن کون سفید

سلام. این داستان مربوط به 10 سال پیشه. اون موقع هفده سالم بود و تویه مغازه خدمات صوتی و تصویری کار میکردم. صاحب مغازه اسمش مهدی بود و حدودا سی و پنج سالش بود. منم اسمم حمید رضاست. توی مدرسه چن بار سابقه لا پایی دادن داشتم. البته به زور نه به میل خودم. اول

مالیات داشتن کون سفید Read More »

دکتر فاکر و همسر جنده ی من

سلام اسمم شاهینه 33 سالمه هیکل و قیافه معمولی رو به خوب دارم ،تو یک شرکت خصوصی کار میکنم ، 5 ساله ازدواج کردم اسم زنم سحره 25 سالشه سفید و خوشگله واقعا ، سینه های بزرگی نداره ولی کونش خیلی بزرگه و تناسب اندام خوبی داره و من خیلی لذت میبرم از سکس باهاش

دکتر فاکر و همسر جنده ی من Read More »

زنمو کردن منم همکاری کردم

این خاطره مربوط به 2 هفته پیش که تصمیم گرفتیم با سارا زنم بریم پاساژ واسه خرید لباس… *** سارا هم یه ساپورته کرم قهوه ای پوشید که خط کوسشو قشنگ نشون میداد با یه مانتوی جلو باز یه تاپه یقه باز که اگه شالش کنار میرفت کاملا سینه هاش معلوم بود این مدل لباس

زنمو کردن منم همکاری کردم Read More »

واکنش همسر عزیز من

سلام. زمان دانشجویی سال هفتاد کرمان بودم و با داشتن چهار فرزند کوچک که ابتدائی درس میخوندند رفتم و یه خونه طبقه هم کف اجاره کردم صاحبخانه هم یک پیرزن زرنگ که چهار دختر داشت و سه نفرش ازدواج کرده بودند و سوسن هم سال آخر دبیرستان بود تا چند ماه اول رابطه ما با

واکنش همسر عزیز من Read More »

اون روزا

عکسای پورنمو که اون وقتا بهش عکس سوپر میگفتیم تو کمدم قایم کردم و دستمال کاغذی حاوی آب منی رو تو کیسه فریزر گذاشتم درشم بستم گذاشتم جیبم که رفتم بیرون بندازم تو آشغالای دم در که کسی متوجه نشه … محافظه کاری در اون دوران به دلیل ترس از خانواده چیزی نبود که اجتناب

اون روزا Read More »

زندگی‌ زیبای یک کونی‌

سلام امروز میخوام خاطره اولین سکسم رو در قالب یک داستان براتون تعریف کنم که امیدوارم ازش خوشتون بیاد و لذت ببرید. *** اسم من علی هست و ۲۷ سالمه و این داستان برمیگرده به ۱۰ ساله پیش…   اول از همه من ی کونه تقریبا تپل و بدون مو دارم د و ی بدنه

زندگی‌ زیبای یک کونی‌ Read More »

Scroll to Top