کون دادن بعد از سالیان سال

سلام. من ارش هستم و این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲ سال پیش زمانی که من ۲۲ سال سن داشتم، من از راهنمایی با مفهوم گی اشنا شدم زمانی که خوشگلترین پسر کلاس رو بردن و در دستشویی مدرسه گاییدن فهمیدم گی چی هست از اون ب بعد همیشه برام […]

کون دادن بعد از سالیان سال Read More »

کیری‌ به غیر از کیر شوهرم

مشغول گشت وگذار توی گروهها وکانال های تلگرام بودم که از شماره ناشناسی پیامی واسم اومد نوشته بود بدجوری بهت عادت کردم از دوریت بی قرا رم تاپیشم بودی نتونستم بهت بگم چقد دوستد دارم حالا از دورید دارم ازغصه میمیرم جوابدادم شما نوشت پریسا جون میدونی کیم تااینجا بودی خیالم راحت بود که هرچن

کیری‌ به غیر از کیر شوهرم Read More »

کوس و کون عمه‌ جون

سلام دوستای حشری گلم…   داستان من مربوط میشه به اولین سکس زندگیم اونم با کسی ک آرزوش رو داشتم.عمه خانوم گوشتیم ک اسمش زهره بود.اسم خودم هم حمید و 21 سالمه تعریف از خود هم نمیکنم قدم بلنده ولی لاغرم.عمه جونم هم 30 سالشه اما هنوز مجرده،یه دختر گوشتی و تقریبا قد بلند با

کوس و کون عمه‌ جون Read More »

گاییدن مادر حاج حسین

این ماجرا مال همین دوهفته پیش و روز تاسوعای محرم امساله… هشت مهر نود وشش.. *** این حاج حسین که میگم همسایه مون هست. یعنی از قدیم همسایه بودیم. خونه ما بر خیابون هست و خونه اونا تو کوچه بغل خونه ما؛ ولی موقعیتش جوری هست که از تو حیاط و تراس طبقه دوم خونه

گاییدن مادر حاج حسین Read More »

رابطه ی من و خواهرم

سلام دوستان از خودم و خانوادم بگم سعید هستم از تهران 28 سالمه 179 قدمه وزنم 77 چهره خوبی دارم دو تا خواهر دارم یکی ازدواج کرده ساکن اروپاس یکی ام مجرده نامش..‌. خوش چهره و زیبا و اندام خوبی داره بعد سایزاشو میگم پدرم شرکت … داره و مادرم خونه داره و اینکه وضعیت

رابطه ی من و خواهرم Read More »

کون دادن‌های خاطره انگیز

سلام دوستان. اسمم حمید.۱۸سالمه. وقتی بچه بودم یعنی ۱۰یا ۱۲سالم بود یه همسایه داشتیم که پسرش از من ۴ سال بزرگتر بود. باهم همبازی بودیم.تقربا اخر همه بازی ها به سکس ختم میشد،یعنی هر بازی که میکردیم،همین که خونه خالی میشد سریع باهم ور میرفتیم،اون بیشتر با کونم ور میرفت ولی من با کیرش،کیرش خیلی

کون دادن‌های خاطره انگیز Read More »

هر زنی میتونه جنده باشه

اسمم محسن و ٢٧ سال سن دارم و اسم زنم هداست و ٢٦ سالسن داره. من لاغر اندام ولي هدا تقريبا بدن توپر ولي خوش فرم و خوش تراشي داره. هدا يه خانوم چادري هستش ولي از اون زناي متعصب تند نيست. زنم يك زن خيلي حشري و داغه مثل من و من با اون

هر زنی میتونه جنده باشه Read More »

من کون می‌دم

سلام. اسم من پرهامه و الان ۱۷ سالمه من یه گی هستم و اوبنه ای شدم اینم بگم دلیلش این بود که بچه خوشکلم و همه تو کفمن از ۱۳ سالگی کونی شدم توسط پسر خالم که ۲ سال از من بزرگتره اسمش پدرامه الان۱۹ سالشه اون موقع ۱۵ سالش بود اونم مث خودم خوشکله

من کون می‌دم Read More »

جندگی خواهرم در حضور خدا

داستانی که میگم مربوط به بیست سال پیشه و  حقیقت داره … *** من پسر کوچیک خونه بودم و اون موقع چهارده ساله بودم یک خواهر هفده ساله داشتم که اون سال برای کنکور درس میخوند و یک خواهر بیست و دو ساله که اون موقع ازدواج کرده بود و رفته بود خونواده متوسطی داشتیم

جندگی خواهرم در حضور خدا Read More »

بیوه ی کتابفروش

بيوه‌ي كتابفروش، اين لقبي است كه مردم به من داده‌اند. نه اين كه توي رويم بگويند. مردم معمولاً اين چيزها را توي صورت آدم نمي‌گويند، بيوه اغلب يك جور متلك است كه معاني ضمني زيادي در خودش دارد. مثلاً مي‌شود گفت زن قابل دسترس يا كسي كه خودش هم تنش مي‌خارد و مي‌شود راحت با

بیوه ی کتابفروش Read More »

Scroll to Top