شوهر داشت ولی کیر منو میخواست

احمدم 35 ساله . امریکا زندگی میکنم . سه سال پیش رفتم ایران که مادرم رو که الزایمر داره ونیاز به مراقبت داره ببینم و براش پرستار 24 ساعته بگیرم . اینکار نیاز به وقت داشت و از طرفی هم سالی یکی دوبار باید میرفتم دیدنش . این شد که تصمیم گرفتم یه اپارتمان کوچیک […]

شوهر داشت ولی کیر منو میخواست Read More »

سوراخ زنی

سلام دوستان من كاميار هستم ١٦ سالمه قدم بلنده هيكلم نسبت به قد و سنم خيلي خوبه چون ٤ ساله باشگاه ميرم قيفمم همه ميگن خوشگلى ولى خب خودم اينطور فكر نميكنم. اين خاطره اي كه ميخوام تعريف كنم مال شب اول محرمه اون شب من از عصرش شهرك غرب پيش چنتا از رفيقام بودم

سوراخ زنی Read More »

بچه هیئتی

سلام من اسمم امیر و 15سالمه یکم از خودم بگم بدنم یکم شبیه دخترا است و سفیده، از کلاس هفتم توی مدرسه بچه ها هی میخواستن باهام یه جوری دوست بشن و بعضی وقتا هم وقتی حواسم نبود دست میزدن به کونم و یا دنبال یه آتو میگشتن تا یجا منو گیر بندازن و ترتیبم

بچه هیئتی Read More »

خواهرم جنده شد

سلام اسم من نوشاد هست و داستانم راجع خواهرم ساره هستش داستان برمیگرده به پارسال که خواهر من به دلیل مشکلاتی که با شوهرش داشت ۲ سالی میشد که جدا شده بود و یک زن ۲۶ ساله بسیار زیبا و خوش تیپ با قد نسبتاً بلند و ورزشکار که حالا میگم براتون .   شوهر

خواهرم جنده شد Read More »

حس کون دادن منو کونی‌ کرد

اسم من علی هست 16 سالمه قدم 170 وزن 70 کون خیلی تپل و خوشگل دارم که کیر هر مردی رو سیخ میکنه. من از اونجایی که یادمه مثلا ده سال داشتم علاقه داشتم یه جیزی بره تو کونم ولی میترسیدم بعد ها که این حسو با یه بزرگسال درمیون گذاشتم اون گفت که من

حس کون دادن منو کونی‌ کرد Read More »

کیر فقط کیر بابک جون

این خاطره برمیگرده به چهار سال پیش كه من ١٥ سالم بود اسم من یاشاره با پوست سفید كون قلمبه و نسبتاً متناسب از نظر بدنی نه چاقم نه لاغر اون روزا خواهرم یلدا كه شش سال از من بزرگتره با یه پسره دوست شده بود كه معلوم بود سخت ترتیبشو میده هر روز بعداز

کیر فقط کیر بابک جون Read More »

فقط کون دادن رو خوب بلد بود

سلام اسم من آرمان و الان ۳۱ سال سن دارم ۲۲ سالم بود یه دوست دختر داشتم به اسم مریم که ۱۷ سالش بود اون موقع کاردانی میخوندم ترم آخر مریم اینا همسایه ما بودن من تو درس ریاضی خیلی قوی بودم و هنوزم هستم مامان مریم هر روز خونه ما بود و چونکه حیاط

فقط کون دادن رو خوب بلد بود Read More »

دلارام جنده ی داییشه

سلام من حامدم ۲۸ سالمه یه خواهرزاده دارم به اسم دلارام ک الان در ترکیه زندگی میکنه ۲۵ سالشه داستان برمیگرده به روزی ک ۱۵ سالش بود و من ۱۸ سالم بود من و دلارام خیلی با هم بودیم بچه بودیم از ۷ سالگی هم بازی بودیم من دلارامو اکثرا تو زیرزمین و ماشین باباش

دلارام جنده ی داییشه Read More »

افغان‌های اوپن مایند

چن روزی بود که باشگاه ثبت نام کرده و برای تمریناتم راه دوری رو تا شهرری میرفتم اون زمان هجده سالم بود یه پسر لاغر بودم اما با کون برجسته که تو چشم بود کونم به خانواده ی پدریم رفته بود که ذاتا بزرگ بود تو اونجایی که فوتبال میرفتم یه مرد سی ساله افغان‌

افغان‌های اوپن مایند Read More »

برده شدنم برای مهسا

سلام اسمم کیارشه از دو سه سال پیش تو یه شرکت کار می کردم در قسمت مالیش کارمندم .مهسا ۲۴ سال داشت و اونم مثل من کارمند بود . باهاش مشکل داشتم اونم یه دختر مغرور بود چیزی از پسرا کم نداشت خوشگل هم بود . من توی حسابای شرکت دست می بردم و چیزایی می

برده شدنم برای مهسا Read More »

Scroll to Top