سمانه و درد بی‌ کیری

سلام من سمانه ۲۵ سالمه با علی ۴ ساله ازدواج کردم دختر چشم و گوش بسته ای بودم اما علی قادر به رفع نیازهای من نبود اصلا تمایلی نداشت که هیچ همون ماهی یک بار هم که میک د دودول کوچیکش رو تا می‌مالید به کسم کارش تموم بود .

 

ماجرا از جایی شروع شد که من فیلم سوپر دیدم و فهمیدم که سکس اصلا اینجوری نیست که تا حالا انجامش می‌دادیم و همش از اون روز به بعد دنبال یه مرد قوی تو رویاهام بودم تا اینکه یه روز که با مهسا دوستم صحبت میکردیم اون گفت که به غیر از شوهرش با یه آقایی ارتباط داره که شوهرش هم در جریانه کامل . اول شوکه شده بودم اما تعریف می‌کرد که کیر دوست پسرش خیلی بزرگه و همیشه بهترین ارگاسمها رو بهش میده

 

کم کم بهش حسودیم شد تا اینکه یه شب شوهرم موقع سکس بهم گفت راجع به مهسا و شوهرش که با علی دوست بودن
علی بهم گفت که دوستش میدونه که زنش با یه مرد دیگه در ارتباطه و خیلی زندگی عادی دارن.مهسا هر وقت بخواد میره خونه مرده یه ساعتی هست و برمیگرده پیش شوهرش یا حتی گاهی مرده میاد خونه شون و زن مهدی که همون مهسا باشه رو میکنه و ایم فقط یه ارتباط جسمی هست و هیچ خیانتی در کار نیست .

 

با اینکه مهسا قبلا آینا حرفها رو به من گفته بود اما خودم زدم به اون راه که انگار نمیدونم
گذشت و مهسا برنامه چید خانوادگی بریم شمال .یه وبلا استخردار گرفتیم و رفتیم شمال و من و علی شوهرم بودیم و مهدی و مهسا هم اومدن و یک ساعت بعد دوست پسر مهسا که یه مدد ۴۰ ساله بود و از همه ما بزرگتر بود اومد

 

وای چه جذابیتی داشت قد بلند و سبزه و چهار شونه و با دستای بزرگ سر میز همه مشروب میخوردن اما من نخوردم علی شوهرم بهم یه لیوان داد گفت برو بالا و اسرار کرد من نخوردم مهسا بهش گفت که خانومها با نوشیدنی مست نمیشن خانوم ها باید چیزای بهتری بخوردند و خوش بگذرونن علی که مست مست بود گفت من که حرفی ندارم برین خوش باشین .

 

من کلی خجالت کشیدم حامد دوست پسر مهسا به مهسا چشمک زد و خنده مرموزانه ای کرد .مهسا رفت طبقا بالا تو یکی از اتاق خواب ها و منو صدا کرد . گفتم میخوای چکار کنی مهسا گفت تو کاریت نباشه شوهرت خودش این برنامه رو چیده که تو حال کنی اولش مقاومت کردم بعدش که حامد دوست پسر مهسا اومد تو اتاق مجذوب مردونگی های اون شدم و شل کردم چقدر خوب حرف می‌زد یه ربعی با هام شوخی کرد تا مخم رو بزنه اما با وجود اینکه دلم میخواست نمیتونستم بله رو بگم مهسا در رو قفل کرد و رفت تو بغل حامد و لب میگرفتن

 

پا شدم برم بیرون مهسا گفت کجا میری الان هم بری بیرون هم شوهر من و هم شوهر تو فکر میکنن دادی و تموم شده بعد کلی خندید حسابی حشری شده بودم کسم خیس شده آماده بود حامد اومد سمتم و منو برد رو تخت کنار مهسا بغلم کرد اوییبی چه دستایی داشت بوسم کرد مالید یکم و بعد سینه مو در آورد که بخوره حالی به حولی شده بودم نمیدونم مهسا دیوث کی اتاق رو ترک کرده بود

 

کیر حامد رو از رو لباس لمس کردم واوووو خیلی بزرگ بود شاید ۱۰ برابر کیر علی سفت و پر ابهت گفت میخوای ببینیش و درش آورد مثل استخون سفت بود بزرگ و رگ دار با دستام بازی کردم باهاش و خواستم بخورمش که گفت برگرد بکنمت برگشتم دمر خوابیدم کیرش رو زد تو کس خیسم و تلمبه زد فقط سرش میرفت توش

 

خیلی بزرگ بود ارگاسم شدم به شدت و جیغ زدم مهیا اومد تو اتاق و با خنده گفت مگه کونش گذاشتی حامد گفت نه کسش خیلی تنگ و کوچیکه این فرشته باید زن من بود تا هر شب میکردمش جا باز کنه نه زن علی دیوث

مهسا بهش گفت مال خودته هرچقدر میخوای بکنش اونم اینقدر منو کرد که از حال رفتم…

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

4 thoughts on “سمانه و درد بی‌ کیری”

  1. بچه تهرون

    سلام خانومای خشکل وحشری
    هرکی خواست مجازی ارضاش کنم وببینه کیرمو بهم جمیل بده
    پشیمون نمیشید
    190—90—–(20)
    ممنون

  2. سلام اتابک هستم 37 از زنجان ،کاملا آماده و پر انرژی و ورزیده،خانومای هات حشری سن بالا ،پیردختر ،مطلقه وبیوه از زنجان درخدمتم ،سکسی کاملا در آرامش،وپرنشاط،با کارنامه درخشان در سکس،تضمینی وبا رضایت 100درصدی طرف مقابل ،خواهشا مفعول اینا پیام نده.درضمن شوگر مامی هم قبول میکنم لطفاً به آیدی تلگرامم پیام بدید ممنونم @Djmehdii12717

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Scroll to Top